رویش باران - ادبیات فارسی متوسطه ی اول

   

 

 

هــــمه در بعــــثت ذرات هســــتيم    هـــــمه پيــغمبر بــــالذات هســـتيم

 

 

 

           به نام خدایی که نامش نکوست                    و آرام دل در جهان نام اوست 

نام تـو دعـای مـستـجـاب باران

 

هر بار که خوانده ام تو را باریدم


 همکاران گرانمایه و فرهیخته! پرچم داران عرصه ی علم  وادب پارسی!


ادب دوستان والامقام! صدای پای بهار می آید.خوش حالم و خدا را سپاسگزار.

که در آستانه ی  سال ۱۳۹۰ تصمیم گرفتم رویش باران را به نظاره نشسته


و همراهی کنم. رویش باران  تصمیم دارد در کوچه باغ های کتب  فارسی دوره ی متوسطه ی اول


ببارد.گل ها و گیاهان را سیراب کندو دنیایی بسازد زیبا وسبز،سبز از وجود نوجوانان.


نوجوانانی خلاق،بانشاط همچون باد و آب وبهاروگل و دریا و آسمان.

 

اینجانب محمد امیرزاده دبیرادبیات فارسی

 

 دوره ی متوسطه ی اول

 

 

دبیرستان استعداد های درخشان

 

شهید بهشتی

 

( سمپاد )




 و غیر دولتی  امام حسین ( ع )  شهرستان  کاشمر

 

( خراسان رضوي ) 

 

،نیازمند ابرهای پر از مهر و محبت شما هستم.   قطره قطره به آسمان


 پرمی گشاییم و دوباره می باریم .رویش باران تصمیم دارد با همکاری و تبادل تجربیات و


نظرات ارزنده ی  شما همکار گرامی و سایر ادب دوستان و دانش آموزان عزیز،به بیان نکات


جالب آموزشی وادبی ، پرورشی ،اخلاقی،علمی،هنری و مفاهیم کاربردی درس فارسی

 

و مهارت های نوشتاری




دوره ی  متوسطه ی اول بپردازد.


در این جاده پر پیچ و خم ،همراه و همگام شما عزیزان خواهم بود .سالم و سربلند و مانا باشید .

 

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون
 

 

 *************************************************************

 

 

 

**********************************************************

 

در اين شب هاي بي پايان

 

 

چه مي خواهم به جز باران

 

عزیزان من !

سلام و عرض ادب

 

تمام نظرات و پيام هاي  ارزشمند دوستان با احترام

 

 خاص مورد  مطالعه و بررسي قرار گرفته و سپس

 

 حذف مي شود.

 

با عرض پوزش  ، به نظرات عزيزان پاسخ داده نمي

 شود.

 سوالات دانش آموزان عزيز نكته برداري شده و در

 

 مدرسه گلستان علم و دانش پاسخ داده خواهد

شد.

در استفاده از مطالب  هيچ گونه ممانعتي وجود

 

نداشته و ندارد و ذكر منبع  نيازي نيست.چرا كه

 

آسمان فرصت پرواز بلند است

 

قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي

 

لذا

 

بدون واهمه يك شب بيا به خانه ي من

 

تمام راه پر است از چراغ چشمانم 

 

دوستان عزيز با ذكر يك صلوات بر نبي

مهرباني ،گل سرسبد آفرينش  حضرت محمد( ص )

 

 دهان خويش رو خوش بو خواهند فرمود.

 

با شما خواهم رفت تا طلوع هر چه خورشيد است.

 

 

 

    این الملوک و ابناءالملوک من هذه اللذه کجایند پادشاهان و شاهزادگان که ببیند لذتی که من الان

 احساس می کنم بیشتر است ،یا لذتی هایی که آن ها می برند.

 

ای ابتدای رویش باران خوش آمدی                           ای صبح بی قرار بهاران خوش آمدی

 

 

چشمت هزار مرتبه تکرار روشنی است                    با لحظه های نور فراوان خوش آمدی

 

 
سال ۱۳۹۳

 

 سال اقتصاد و فرهنگ

 

با عزم ملی

 

و مدیریت جهادی

 

  مبارک باد !

 

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 9:39 توسط محمد اميرزاده | |

پیامبر اکرم ( ص ) : انسان باید گذشته ی خود را از یاد نبرد و آن را مانند یک درس بداند تا در


زندگی جدید خود دچار اشتباه نشود.


*****************************************************************************


 داستان کوتاه بهترین بافنده

گودالی در آن خانه دید چنان که جولاهگان را باشد ، این گودال چه بوده ؟


خدمت شما عرض می کنم.


کلمه انگشتر  مخفف  انگشت آرای می باشد.


مدل جدید ,انگشتر جواهر, جواهرات 2014, مدل انگشترهای جواهر, جدیدترین مدل انگشتر

 کتاب اسرار التوحید  در شرح حال و سخنان ابو سعید ابوالخیر می باشد. این کتاب را

محمد بن منور از نوادگان ابوسعید نوشته است.محمد بن منور در اواسط تا اواخر قرن 6 می زیسته

است.

ابوسعید ابو الخیر صوفی و شاعر قرن 4 و 5 می باشد.


نوشته شده در شنبه یکم آذر 1393ساعت 23:29 توسط محمد اميرزاده | |


 

نوشته شده در جمعه سی ام آبان 1393ساعت 6:44 توسط محمد اميرزاده | |

عکس گل های نرگس زیبا


شنیدم که تو یک روز جمعه بر می گردی                 کدام جمعه ؟ نمی شد اشاره میکردی . . . ؟

نوشته شده در جمعه سی ام آبان 1393ساعت 6:9 توسط محمد اميرزاده | |


نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 16:39 توسط محمد اميرزاده | |



نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 16:36 توسط محمد اميرزاده | |



چقدر خوب وقشنگی چقدر زیبایی

 
من از خدا که تو را آفرید ممنونم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 16:35 توسط محمد اميرزاده | |




دانش آموزان عزیزم!



مسابقه انشا


موضوع : پدافند غیر عامل



انشایی بر اساس ساختار  ونقشه ذهنی بنویسید و شنبه به دفاتر آموزشگاه تحویل دهید. آثار برتر


به اداره ی محترم ارسال خواهد شد.


نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 16:31 توسط محمد اميرزاده | |


عکس هایی از کاریکاتورهای زیبا و معنی دار


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 16:18 توسط محمد اميرزاده | |


رنگ های زیبا

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 16:16 توسط محمد اميرزاده | |

  

دانش آموزان عزیزم در کلاس هفتم 702 

فردا اولین جلسه ی توجیهی ویژه ی مسابقه کشوری احساس واژه ها راس ساعت 11 در زنگ 

 رایانه برگزار خواهد شد. من فردا تعطیلم ولی در خدمت شما عزیزان خواهم بود. 

مرحله ی آموزشگاهی این مسابقه در دو نوبت برگزار خواهد گردید.مرحله اول بین همه ی دانش  

آموزان عزیز خواهد بود .سپس سه نفر انتخاب خواهند شد و دوباره بین سه نفر مسابقه برگزار 

 می شود و سپس یک نفر منتخب به اداره معرفی خواهد گردید. 

روز دوشنبه این جلسه برای کلاس هفتم 701 برگزار شد. 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393ساعت 13:5 توسط محمد اميرزاده | |

  

 نمونه آزمون فارسی  کلاس هفتم  - ویژه ی  مهرماه که بر اساس 13 نمره گرفته شده بود و  

 

 سوالات  در  یک  برگه   دو بار نوشته شده  تا از اسراف کاغذ جلوگیری شود.  این امتحان 2 نمره 

 

 حفظ شعر و 5 نمره روان خوانی  داشت .

 http://s5.picofile.com/file/8152240684/Image.jpg  

http://s5.picofile.com/file/8152240768/Image_2_.jpg 

***************************************************************************   

آزمون فارسی کلاس هفتم  _ تاریخ 27/8/93  -     سوالات دست نویس و با خط زیبای خودم 

 می باشد.

http://s5.picofile.com/file/8152240842/Image_3_.jpg 

http://s5.picofile.com/file/8152240976/Image_4_.jpg  

************************************************************************** 

زیبا اندیشان به زیبایی رسند.  

  

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393ساعت 12:45 توسط محمد اميرزاده | |

 

نبی مهربان ص : 


 هرچیزی را که دوست نداری، روبه روی برادر خویش اظهار کنی، غیبت است .


********************************************************************

  

خدایا شکرت که به ما عزت عنایت فرمودی!


مشورت با دیگران  در اسلام تاکید شده ولی بی حرمتی به اشخاص کاری زشت و نابخشودنی  

است. همه مون باید سعی کنیم قلب کوچکمان را که  انوار الهی بر آن می تابد . پر از خوبی و 

 نیکی ها کنیم.نگاهمان مثبت باشد ودر کارمون سعی کنیم بهترین باشیم ولی خودمون را با  

دیگران مقایسه نکنیم.چون به خاطر این مقایسه ممکنه هر حرفی را بزنیم  و بار گناهان مون بیشتر

بشه . این گونه افراد دچار خود بزرگ بینی هستند.انشالله مشکلات آموزش و پرورش هم

حل خواهد شد. ماشالله سرزمین بزرگ ما ایران پر است از معلمان توان مند و اصلا بحث این مدرسه

یا آن مدرسه نیست .همه ی  بنده خدا ها هر جایی هستند  کار می کنند. و احترام همه واجب

است. دنیا هم که بزرگه برای همه ،  جا هست. هر کسی توی شهر خودش و کلاس خودش به

بهترین صورت کار بکنه. خدا رو شکر.

حیفه آدم  

بی خودی  تاسف بخوره برای دیگران . نه من ونه هیچ کس قادر نیست دیگرانی را  که بزرگ  

شده اند  و به نظر  خودشون راهی که انتخاب کردند درسته را تغییر بده.

 در  حد توانمان کار کنیم و از بی حرمتی و بی ادبی به دیگران پرهیز نماییم.تا وقتی نظری از ما 

 نخواستند سعی کنیم انتقادی نکنیم چون فقط خودمون را اذیت کردیم. انتقادات  در این وبلاگ به 

 کلی نیست و نابود می گردد.حتی به آن فکر نمی شود.  صاحب وبلاگ برای هر مطلبی و 

 کاری که انجام می دهد دلایلی دارد . که مجال  پرداختن به آن نیست.

 بسیار خوش حالم که همکاران پرتلاش ، مودب و سخت کوش  ونگران آینده آموزش و پرورش  

 دارم... 

این وبلاگ بساطی است که برچیده نخواهد شد وانشالله سعی می کنم در حد توان خودم ، برای 

 خودم و دانش آموزان عزیزم مفید باشد.اگر چه این هفته سخت درگیر ورقه های امتحانی  

هستم  و کمتر به این وبلاگ نا مفید یا به قول ادیبی فرزانه پر از چرندیات -- آمدم.

و گاهی تا ساعت 2 شب تصحیح می کنم. ولی خوب خدا را شکر به خاطر همه چیز... ومطمئنم 


 همکاران من که همگی از استادان برجسته هستند.  بسیار بیشتر از من فعالیت دارند و تا 

 سپیده  دمان مشغوی مطالعه و تصحیح و پژوهش و... هستند. 

بزرگواران لطف فرموده .اگر مطالب در حد ایشان نیست و توانایی های ایشان از وبلاگ بالاتر  

است . وقت زیبای خود را در این مکان هدر ندهند. اصلا اجباری نیست.کی گفته وارد وبلاگی  

بشویم که باعث ناراحتی ما بشود.انشالله که خاطر هیچ  بزرگواری مکدر نگردد. و  همه سالم و  

تندرست باشند.( به احترام امام حسین ع و  محرم هم ، که شده...) احترام داری بفرمایند.

خداوند پشت و پناه من و تو و میهن. 

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آبان 1393ساعت 11:59 توسط محمد اميرزاده | |

عکس زیباترین گل های جهان - AksFa.Net - عکسفا

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 18:39 توسط محمد اميرزاده | |

 عکس زیباترین گل های جهان - AksFa.Net - عکسفا

سلام !  و   وقت  همه ی بزرگواران بخیر و نیکی باد. 

  

برای  طراحی و تنظیم و نوشتن سوالات این چهار آزمون ،  12 ساعت وقت گذاشتم  .امید به این 

 

 که مورد  توجه شما  ارجمند  قرار گرفته باشد.کاستی ها را خواهید بخشید.

 gol va goldan 2 عکس های بسیار زیبا از گل ها و گلدان ها در سال 2013

آزمون فارسی پایه ی هفتم  کلاس 701 

http://s5.picofile.com/file/8151756992/01.jpg 


http://s5.picofile.com/file/8151757234/02.jpg

سوال 17 تمام گزینه ها درست است.عذر خواهی مرا در ثبت این سوال پذیرا باشید.نمره این سوال به تمام دانش آموزان عزیزم داده شد.

************************************************************************ 

عکس زیباترین گل های جهان - AksFa.Net - عکسفا 

زمون فارسی پایه هشتم کلاس 801

http://s5.picofile.com/file/8151757518/03.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8151757692/04.jpg

**************************************************************************** 

عکس زیباترین گل های جهان - AksFa.Net - عکسفا

آزمون فارسی پایه ی هشتم کلاس 802 

http://s5.picofile.com/file/8151757826/05.jpg

http://s5.picofile.com/file/8151758168/06.jpg 

****************************************************************** ***********  

عکس زیباترین گل های جهان - AksFa.Net - عکسفا

 آزمون فارسی پایه ی هشتم کلاس 803

http://s5.picofile.com/file/8151758476/07.jpg

http://s5.picofile.com/file/8151758650/08.jpg 

عکس زیباترین گل های جهان - AksFa.Net - عکسفا

********************************************************************************

امتحان شهامت   
 
عکس زیباترین گل های جهان - AksFa.Net - عکسفا
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 16:53 توسط محمد اميرزاده | |

 به نام خداوند مهربان او که با خامه مهربانی  مهر و محبت برقلبمان نگاشت. 

 

همکار اندیشمند وفرزانه  

 

سلامی به گرمای خورشید خراسان تقدیم شما .

 

عذر خواهم که در حضور بزرگان بخواهم حرف بزنم و قلم برانم.  

قطره ی باران چو دریا را بدید                                از خجالت سرخ شد رنگش پرید  

سال تحصیلی جدید شاهد اتفاقات خاص در زمینه ادبیات فارسی بودیم. کتاب نوزاد مهارت های 

 نوشتاری و تغییر روش کاری در زمینه ی انشا و املا ، کم شدن ساعت فارسی و حجم  

زیاد مطالب. 

من خودم که خداوند به من رحم کنه اگه از الان بشینم برگه اصلاح کنم شاید  تا فردا ظهر تموم  

کنم .البته دیگه نه استراحتی و نه غذایی و نه عبادتی درست نه مطالعه ای  . تا میایم استراحت 

 کنیم  باز  دوباره دفتر املا و امتحانای بعدی. الان فردا مدرسه امام حسین امتحان املا دارم.  

شنبه ، استعدادها امتحان فارسی برای 4 کلاس دارم. که هم می باید درس داد و هم امتحان  

گرفت. باید به فکر طرح سوال  هم باشم. من که فکر می کنم اگه بریم توی مدرسه زندگی کنیم  

بهتره. 

 

با تمام این سختی ها  و کمبود ها شاهد دفاتر کلاسی هستیم که  به حق وقت گیر است.من 

 نمدونم طراحان این دفاتر چه فکری داشتند یا   دارند  یا خواهند کرد. این همه کاغذ بازی  واقعا 

 که اصلا به بحث اسراف توجهی نمیشه. بعضی قسمت ها که قرار داده شده،  همه می تونست  

در یک موضوع خلاصه بشه.  چراکه دانش آموزان در آخر همشون قبولند چه ما بخواهیم و چه  

نخواهیم.

به هر حال  دفاتر این گونه برنامه ریزی شده و ما باید برای موارد مطرح شده  و خواسته شده  

 برنامه ریزی انجام دهیم. 

همکار بزرگوار من روش کاری خودم رو شرح می دهم. البته سلیقه ای است  و ممکنه درست  

نباشه ،

 ولی کار خودم رو تایید می کنم و به دیگران کاری ندارم. ضمن این که همه بزرگواران استاد 

 بنده می باشند.و من به احترامشان به پا می خیزم. 

در خصوص املا من در کلاس گروه بندی انجام دادم و هر کلاسی حدود 7 گروه داریم و  

سرگروهم مشخص کردم.  گروهاشون رو خودشون نام گذاری کردند. ( سعدی ، پروین ، شهریار  

و ..)  

ما در کلاس دو  فعالیت خارج از برنامه داریم. یک فعالیت قبل از املا و یکی بعد املا . معمولا با 

 توجه به  کتاب فارسی هفتم و هشتم امسال ، هر دو هفته یک املا گفته بشه کافی است.  

زمانی که درسی تدریس شد به بچه ها میگم از این درس 30 یا 40 یا 50 یا 60 گروه کلمات 

 مشکل  املایی در دفتر املاتون سمت چپ بنویسین. یا در برگه ی کلاسور.تعداد گروه کلمات  

درس ها رو تا نوبت اول گفتم ( تعدادشو ) و نوشتند تا وقتی درسی داده شد خودشون در خانه 

 گروه کلمات  رو یادداشت کنند.  

قبل از املا و قبل از این که من وارد کلاس بشم  سرگروه ها ، فعالیت قبل از املا رو بررسی 

 

 می کنند و فقط تاریخ رو ثبت می کنند.اگه دانش  آموزی ننوشته بود به اطلاع من  

می رسوننداین  گونه  دانش آموزان که کوتاهی می کنند می باید  برای جلسه بعد از روی  

درسی  که قراره املا گفته  بشه یک مرتبه بنویسند.بهشون نمیگم جریمه  میگم تمرین خود  

سازی  ولی خودشون متوجه  می شوند.اگه جلسه بعد  مشقو نیارند دو مرتبش  می کنم ضمن 

 این که براشون یک نمره 7  می گذارم. چرا که عدد 7 مقدسه. اگر جلسه بعد کارشو  آورد نمره 7  

پاک میشه.البته این مورد  برای دانش آموزانی که اسمشون رو تخته باشه  

نیز  انجام  میشه.وقتی  فعالیت ها رو سرگروهها  

بررسی کردند نوبت به املا میشه.من تا الان فقط دو املا  گفتم.البته شنبه املا هم خواهم  

گفت. من برای گفتن املا چون وقتم کم است  حدود نیم ساعت  در  نظر می گیرم.

دفتر ها رو نیز در خانه تصحیح می کنم. چاره ای نیست. 

 املا که گفته شد دانش آموزان با توجه به نمره ای که کسب نمودند فعالیت  بعد از املا رو انجام  

می دهند. 

نمره 5/19و 20  فعالیت بعد املا ندارند .نمره 16 تا 19 از روی هر  و|ژه  که نادرست نوشتند 10  

مرتبه  کافی است. نمره   5/12    تا5/15 از روی متنی که املا  گفتم . یک مرتبه باید بنویسند

 

نمره 10 تا 5/12 از روی درسی که املا گفته شده یک مرتبه می نویسند. زیر 10 احضار والدین و 

 برنامه ریزی و....  

اما ثبت نمرات

 

*برای تمام درس ها چه شعر و چه نثر ردیفی برای نمره گذاشتند .خوب می بینیم  برنامه ریزی

شده که ما از همه  ی درس ها  با یک روش ابتکاری املا بگیم. من هر درسی که نثره املا گفتم و

نمرشو ثبت کردم. در ردیفی که  درس مربوطه  شعر می باشد ، فعلا  زیرش نوشتم این درس شعر

می باشد. البته ما اگه وقت داشتیم که من ندارم ، می توانیم از  درس های شعر و حتی روان

خوانی ها   یک املایی در قالب  گروه کلمات  مشکل   بگوییم  و در آخر  نمرشو ثبت کنیم. مشکل

این جاست که وقت نداریم. ولی به هر  حال سعی خواهم کرد  این مورد رو در طول نوبت انجام

دهم  و انجام خواهم داد.البته برای شعر ها و روان خوانی ها تصمیم گرفتم در هر گروه ،سرگروه

ازدرس های شعر و حکایت و روان خوانی ها گروه کلمات استخراج بکنه و به اعضای گروهش املا

بگه و بعد من پس از نظارت و بررسی نمرشو در فعالیت های گروهی ثبت می کنم. تصحیح این

مورد به عهده خود سرگروه خواهم گذاشت.

******************************************************************

*ردیفی داریم در قسمت فعالیتها  ( فعالیت های انفرادی ) من تا الان یک مرتبه دفاتر رو بررسی  

کردم با توجه به نوشتن فعالیت های قبل و بعد از املا ( منظم بودن وتمیز نوشتن و دقیق نوشتن 

 - بدون اشتباه نوشتن ) بهشون نمره از 1 تا 20 دادم. که همه 17 به بالا گرفتند.  

***************************************************************** 

*ستونی داریم به نام فعالیت های گروهی، در این مورد امسال که هنوز وقت نکردم ولی سال  

گذشته انجام می دادم. از بچه ها می خواستم مثلا به صورت گروهی کنار هم بشینند.از 

 درس..مثلا 1 تا 4 تمام کلمات مشدد رو استخراج کننند .یا از چند درس گروه کلمات استخراج 

 بکنند و  با همکاری هم در جملاتی زیبا به کار ببرند.یا این که هرچند هفته از یک فصل یک نفر  

متن  املایی  تهیه می کرد  و به اعضای گروهش می گفت و خودش دفترارو خونشون می برد و  

هفته بعد می  آورد و من پس از بررسی به عنوان نمره فعالیت گروهی ثبت می کردم. به نوبت  

همه به اعضای  گروهشون املا می گفتند. این کار رو سعی می کنم ماهی یک بار انجام دهم تا  

کمی کارام سبک تر بشه و انشالله  انجام خواهم داد.

************************************************************************* 

ستونی داریم در صفحه مربوط به املا به نام مهارت ها ( خوب گوش  دادن و خوانا نوشتن) 

من در دو دفعه ای که املا گفتم دفاتر رو که بررسی کردم.دانش آموزانی که مشکلشون مربوط 

 به بد گوش دادن بود یادداشت کردم. اونهایی هم که خط زیبایی داشتند یا بد خط و ناخوانا  و  

شلخته  بودند  رو  شناسایی کردم. و با توجه به نقطه ضعفشون یا توانایی شون بهشون نمره 

 از 15 تا 20 دادم.به بعضی تذکر دادم موقع املا حتما به من نزدیک باشند تا صدا رو بهتر متوجه 

 بشند. بعضی مشکلشون بی دقتی بود. بعضی ضعف حافظه دیداری دارند. بعضی هم بد  

شنیده  بود یا جا انداخته بودنداین افراد جزو کسانی اند که گروه کلمات املا رو با دقت ننوشتند  

و  فقط سیاه کاری کردند. .

******************************************************************** 

در صفحه مربوط به املا قسمتی به نام نگرش ها تعبیه شده که جنبه تشویقی دارد و شامل 

 احترام متقابل و مسئولیت پذیری - علاقه به مدرسه و رعایت نظم است  من این قسمت رو   این 

 هفته به همه دانش آموزان با شناختی که پیدا کردم در سه ردیف مربوطه 3 نمره جداگانه از  

16  تا 20 یادداشت کردم و در طول نوبت اول یعنی آخر نوبت یک نمره دیگه میزارم. دفتر جای یک  

نمره دارد ولی من رو دست دفتر زدم یک نمره الان گذاشتم و در همونجا یک نمره دیگه کنارش  

 ثبت خواهم کرد .  یعنی در این سه ردیف یا سه ستون 6 نمره تا آخر نوبت  ثبت خواهم کرد. 

به  دانش آموزان گفتم کسانی که این 3 نمره یا 6 نمره رو 20 بگیرند تا 2 نمره به نمره 

 مستمرشون اضافه می شود.در مدارس عادی  می تونیم نمره ی بیشتری اختصاص بدهیم.

  معاونان اجرایی مدارس از دست من دق کردند و جرئت نمی کنند.در این چند سال خدمتم از من


نمره بخوان چرا که گلبارانی از  نمره سرشون می ریزم.. البته دقیق و مستند نه الکی .

 

امروز رفتم 

 مدرسه ی شاهد حالی  بپرسم.مدرسه ی شاهد درست روبروی مدرسه ی استعدادهای  

درخشانه در فاصله ی 20  قدمی   امسال دیگه اونجا نمیرم .دلم برای دوستانم تنگ شده به 

 خصوص معاون محترم مدرسه جناب آقای  مرادیان و سایر معاونان آموزشی و پرورشی و  

اجرایی ..و دوستان ادبیاتی ام  تا تونستند  منو بوس بوس کردند.بهشون  گفتم نمراتم  آمادست  

نمره نمی خوان. گفتند نه بابا ما غلط کردیم  نمره بخواهیم. گفتم 

 ناروا  باشه.  شما  بزرگوارید  زودی  می خواستم  ،برگرد م  نگذاشتند  ،گفتند: 

 بشین برامون حرف بزن.یک کم براشون سخنرانی کردم. بعد  معاونان مدرسه  گفتند .حالا نبودنت 

 رو متوجه میشیم. با وجود  سه  بزرگوار دیگر در میدان ادب  فارسی این مدرسه  به من می گن 

 نمیشه مسابقه احساس  واژه های این مدرسه رو نیز  برعهده بگیری.گفتم چرا ؟چرا که نشه 

 سه ماه تعطیلی در خدمتم . شوخی می فرمایند که شما وقتی مدرسه روبرو یعنی استعدادها  

املا می گی بچه ها این مدرسه می نویسند یعنی صدای من بلنده. البته درستم میگن.

.مدیر محترم مدرسه ی شاهد و معاونان بزرگوارشون خیلی خیلی پی  گیر بودند که من 6ساعت  

 رو به عنوان دبیر راهنمای مسابقات ادبی در مدرسه ی شاهد حضور داشته  باشم ولی قسمت 

 نبود.   

******************************************************************* 

همکاران محترم ! 

 تصمیم داشتم در خصوص انشا نیز صحبت بکنم ولی خسته شدم ضمن این که الان نزدیک 2  

بامداده فردا 5 شنبه مدرسه امام حسین ,  هستم  تا ساعت 12 .بچه ها فردا امتحان میان نوبت 

 املا  دارند . مدرسه امام حسین از روز شنبه امتحان میان نوبت،  برنامه ریزی کرده، امروز انشا 

 بود که من نبودم. دوستم بود.تقصیر....شنبه هم فارسی دارند نه من هستم نه دوستم. در  

عوض  مدرسه استعدادها با 4 کلاس امتحان فارسی دارم. باید فردا شب سوال بنویسم . ضمن 

 این که ورق برای تصحیح زیاد دارم. فکر نکنم بتونم دیدن وبلاگم بیام. 

*************************************************************** 

خوب و اما، 

من از نگاه پریشان آن زلیخایی                       که خواب پیرهنم را درید ممنونم 

امشب در ساعات آغازین با بچه ها  به شهرستان خلیل آباد رفتیم.تا خبری از حاج آقا و حاج خانم  

بگیریم دلمان تنگ بود و دلشان تنگ بود. اذان مغرب را گفته بودند.بچه ها رو بردم خونه. ماشینو 

 پارک کردم  و  چون وضو داشتم .سریع  مسجد جامع رفتم . نماز دوم رو به امامت امام جمعه 

 محبوب شهر خواندیم بعد از نماز صفحه ای قرآن خواندیم.  

خوشا خلیل آباد وضع بی مثالش ... 

بعد نماز امام جمعه تشریف بردند ولی روحانی محترم حاج آقای سیدی مقدم از شهرستان کاشمر 

 تشریف آورده بودند .قراره تا چهل وهشتم منبر برند. خلاصه همون اول فرمودند که پرچم روی 

 قبر  امام مظلوم، سید الشهدا ،امام حسین رو آوردند همه بیان زیارت کنند. خدا رو شکر برام 

 توفیقی بود که در این ماه برای بار دوم پرچم حسینی رو زیارت کنم. وببوسم.خلاصه منبر شروع  

شد ومنم عاشق روحانیت ومنبر .با گوش جان در کنار منبر  به ایشان چشم دوخته بودم.و نکاتی 

 رو یادداشت کردم. 

پیامبر اکرم ص فرمودند : برای رسیدن به زندگی راحت همراه با آرامش و نشاط 

خودتان را به  چهار  صفت آراسته کنید:  

اول : قناعت داشته باشید چراکه هم عزت دارید هم آبرو دارید.و هم آرامش دارید. 

حضرت علی ع فرمودند: 

آدمی که قناعت داره  غنی است. 

جابر بن عبدالله انصاری در عالم خواب چند صحنه دید. یک صحنه این بود که عده ای از آدما خارکن 

 اند .هیزم جمع می کنند .پشته می کنند .بلندش می کنند نمی توانند برش دارند.هی اضافه 

 می  کنند.این خواب  را خدمت امام علی ع تعریف کرد.امام علی ع فرمود:این هیزم جمع کن ها 

 آدم هایی هستند که حریص به مال دنیایند .قرض دارند باز دوباره برای خودشون قرض و وام 

 درست می کنند. 

حضرت علی ع برای بررسی وضعیت بازار وارد خیابون شد.به یک قصابی رسید .قصابی گفت : 

امروز گوسفند خوبی کشتم. از گوشتش براتون بکشم ببرین. حضرت فرمودند:   هم اکنون پول 

 ندارم. (حاکم جهان و امام مسلمین )آن فرد گفت شما خلیفه اید ایرادی نداره هر وقت داشتید 

 پرداخت می کنید. حضرت فرمود :ابدا علی ع به خاطر شکم چنین کار بکند. ( اینم قناعت ) 

شهید مدرس به دخترش نصیحت می کند  : ( البته این سه جمله رو شهید مدرس روی جلد  

قرآنش نوشته که در موزه آن بزرگوار در شهرستان کاشمر موجود است.)  

دخترم !  

1 - قرآن یادت نره .هر روز چند آیه قرآن بخوان 

2- دخترم نماز اول وقت یادت نره. 

3- دخترم توی زندگی قناعت داشته باش. 

حضرت علی ع : آدم حریص آدم ،تشنه ای است که می خواهد با آب شور خودش را سیراب کند. 

قرآن می فرماید :ما انسان را ذاتا حریص خلق کردیم نه برای مال دنیا و مقام و موقعیت دنیا بلکه  

برای کارهای خوب وخیر.( مثل نماز و قرآن ، مسجد ،مدرسه ساختن و...) 

هارون الرشید حریص بود. وقتی ابری در آسمان می آمد و رد می شد می گفت ببار هر جا بباری  

مملکت من است. صبح که خورشید طلوع می کرد می گفت بتاب هر جا بتابی مملکت ماست. 

3 :سخن حق را بگویید اگر چه به ضررتان باشد. 

 پیامبر ص : اگر حق گفتید وجدانتون راحت است.

4 - با آدمای خوب و نیک، نشست و برخاست کنید. 

از پشت پرده سمت خانما توی مسجد پرچمو این بر دادند و من گرفتمش . کنارم گذاشتمش و  

نیم  ساعت در  کنار پرچم حسینی بودم و لمسش کردم توی بغلم گرفتمش. بسیار احساس 

 خوبی داشتم .برای همه  ،برای همه حتی همکاران وبلاگی دعا کردم. به هر حال بدونید من به  

یاد همه  بزرگواران هستم در هر جای این سرزمین که باشید. 

همکاری فرمودند من نظرات رو پاک می کنم. درست فرمودید .من می خونم و با احترام پاکشون 

 می کنم. ولی اگه همکار بزرگواری پیام داد و نظری داد یا سوالی داشت در حد توان در وبلاگ 

 خودم پاسخ میدم. 

و روضه شروع شد  ..... برای راه رفتن من کمک از عمه می گیرم.. 

خدا رو شکر 

 بگو به ابر که باران بی امان بدهد  

 بعد از اتمام مجلس خونه اومدیم و باز دوباره بعد یک ساعت ،مجلسی دیگر از عزای امام حسین 

 ع  رفتیم. (زیارت عاشورا و روضه و سخنرانی ) فرصت ثبت نکات این جلسه را ندارم.ساعت  

نزدیک  3 بامداد شد.

التماس دعا.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393ساعت 19:56 توسط محمد اميرزاده | |

دانش آموزان عزیزم !     در پایه ی هفتم 

مسابقه ی علمی و ادبی زبان و ادبیات فارسی ( احساس واژه ها )  

در سال تحصیلی 94-93 در  سه بخش  تصویر نویسی - نگارش و خوانش به صورت :  

1 -مرحله ی آموزشگاهی :     تا پایان آذر ماه      1 یک  اثر برگزیده و  به اداره ارسال خواهد گردید. 

2- مرحله منطقه ای :  ( نیمه ی دوم بهمن ماه)         

2 اثر  برتر از دختران و دو اثر برتر از پسران مدارس عادی  و دو اثر برتر ( 1 دختر و 1 پسر ) از  

مدارس خاص به  مرحله ی قطب راه پیدا خواهند کرد.

3-  مرحله قطبی: داوری در این مرحله به صورت غیر حضوری است. بین افرادی که در مرحله  

منطقه ای مقام  آوردند.( تا پایان اسفند ماه ) اسامی دانش آموزان راه یافته تا پایان فروردین 

 اعلام خواهد شد.

4 - مرحله استانی  :      به صورت حضوری در  مشهد مقدس خواهد بود. ( اردیبهشت 94 )

5- مرحله کشوری : از هر استان فقط یک نفر ( دختر یا پسر ) به صورت حضوری در تابستان 94  

 در تهران  برگزار خواهد شد.داوری توسط هیئت داوران دبیر خانه ی کشوریانجام خواهد شد.  

دانش آموزان عزیزم در دبیرستان  شهید بهشتی ( سمپاد) : 

کلاس توجیهی  ویژه مسابقه ی بزرگ ادبیات  فارسی  

  در روز دوشنبه  26/8/93         برای کلاس 701    

     

و در روز چهار شنبه28/8/93 برای کلاس 702    ساعت 11 در زنگ رایانه برگزار خواهد شد.

 

دانش آموزان عزیزم !  

دست  تمامی کشور  ز پشت می بندید 

یقین و قطع که در اوج قله ها هستید 

چرا که بچه  ی کاشمر یلی است رستم وار 

به خاک مالید ه پشت دوستان ، هم وار  

**************************************************************

تمامی دوستان ایرانی سرفراز  

زاقوام کرد و لر وترک و پارس 

همه پیش ما دست هاشان هوا 

دبستانی اند پیش ما ، آفرین بر شما !

امیرزاده هست راهنمای شما 

براتان کند لحظه لحظه دعا 

  شاعر معاصر آقای امیرزاده - متولد 1353 شهرستان گنبد کاووس - فوت : صد سال آینده

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393ساعت 12:20 توسط محمد اميرزاده | |

 سلام بر  بزرگواران عرصه ی ادب فارسی !


وقت   زیبا و  همراه  با آرمش  همه ی  ارجمندان ،  بخیر  و شاد کامی!


این دفاتر کلاسی هم به یک موضوع بزرگ تبدیل شده . براش جلسه و


همایش  می گذارند... من از همکاران سایراستان ها در هر رشته ای که


می باشند.سوالی داشتم آیا دفاتر کلاسی آن ها ثبت و ضبط زیادی دارد  یا

خیر ؟

البته بنده برای تنظیم دفاتر 7 ، 8 ساعت وقت گذاشتم و آن چنان کامل است  که تماشایی است.


 خدا را شکر، گیر افتاده ام در تور گیسو ها


که خیلی ها گرفتارند با قلّاب ابرو ها!



مشغول  التذاذ ادبی  و هم چنین  مطالعه  در خصوص متمم اسمی و قیدی و فعلی  هستم که بحث


چالش برانگیزی است .این هفته در این خصوص کتابای زیادی خوندنم که البته به نتایج زیبایی رسیدم .


این بحث را به شیوه ای  بسیارساده  باید  تدریس کنم.


در خصوص دفتر ها اگه همکاری نظر داشت ارسال بفرماید .نیاری به  نام و نام خانوادگی شما نیستش .


منم زیاد  در این خصوص کنجکاو  نیستم.


اسمت چه بود؟ آه از این پرتی حواس

این روزها من اسم کسی را نمی‌برم


هر فردی باشید برای بنده قابل احترام می باشید.در ضمن فعالیت من  در راستای  همین وبلاگ می باشد .


از حضور در وبلاگ  عالی جنابان عذر خواهم.


نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393ساعت 8:22 توسط محمد اميرزاده | |

 

گاهی اوقات کافیه مثل پرندگان کوچک ، 

از قید اسارتهای نفس  درون وبیرون

به زیر سایه بان گسترده عرش الهی پناه ببریم  و

روح و دلمان را صفا دهیم

گاهی اوقات کافیه از یک زاویه دیگه به خدا توکل کنیم و

شکرش رو به جا بیاریم . 

نوشته شده در یکشنبه هجدهم آبان 1393ساعت 18:15 توسط محمد اميرزاده | |

معنی رنگ انواع گل رز ! -www.jazzaab.ir

  

فرزند عزیزم !  

 

هوشمند دلبندم!

  

کسب رتبه ی اول در مسابقه انشا نویسی  

 

  ( فردوسی بزرگ )  

 

 در سطح  خراسان رضوی را  به  شما عزیز دلم  تبریک عرض می کنم. امید 

 

 به این که  شاهد موفقیت هایت  در همه ی زمینه های درسی ، قرآنی 

 

اخلاقی و  دینی  باشم. من ایمان دارم.و دوست دارم  با توکل بر خداوند 

 

 بزرگ  بعد از من  سکان دار کشتی بزرگ ادبیات فارسی در اقیانوس  

 

شهرم   و کشورم باشی. از خداوند بزرگ به خاطر همه چیز ، همه ی 

 

 زیبایی ها   و همه  ی خوبی ها که به من ارزانی داشته تشکر می کنم و  

 

سپاس به جای  می آورم. 

از دبیران ارجمندت و مسئولین محترم آموزش و پروش شهرستان کاشمر  

تقدیر و تشکر می نمایم. 

نوشته شده در یکشنبه هجدهم آبان 1393ساعت 17:51 توسط محمد اميرزاده | |

به نام خداوند جان آفرین!

 

همکار بزرگوار و ارجمند! 


در مورد سوالی که از درس سوم کتاب انشای هفتم فرموده بودید نکاتی را خدمت جناب عالی  

عرض می کنم البته نظر و برداشت  بنده است و به دیگران کاری ندارم و مهم نیست که دیگر  

بزرگواران تایید یا انتقاد بفرمایند و نظرات تمام بزرگواران مورد احترام است. 

 در درس سوم انشای هفتم آمده است که دانش آموز یک موضوع کلی را به ریز موضوعات دیگر 

 تقسیم کرده و ریز موضوعاتی از آن استخراج کند. سپس یک ریز موضوع را انتخاب بکند و دوباره 

 آن را به ریز موضوعاتی دیگر تقسیم کند. درآغاز برای انشای خودش یک موضوع زیبا و جذاب  

انتخاب بکند.سعی بکند موضوعش در حد یک کلمه یا دوکلمه یا سه کلمه باشد به عبارتی ترکیب 

 وصفی یا اضافی باشد اگر تشبیه بلیغ اضافی یا همون اضافه تشبیهی باشد که بسیار زیبا می  

شود سپس در یک بند مطلبی زیبا در مورد کل موضوع بنویسد و وارد جزئیات نشود که همان  

بند  مقدمه می شود. که در این بند می تواند بیت یا شعر یا آیه یا حدیث یا ضرب المثلی و... در  

مورد موضوع کلی بیاورد البته در کنار توضیحاتش. 

 البته چون انشای دانش آموز سه بند کافی است  لذا سه ریز موضوع را انتخاب 

 کرده و درباره آن توضیح بدهد و تفسیر کند و مثال بیاورد . عرض کنم حدیثی  - ضرب المثلی - 

 شعری - داستانی در هر بند از بند های بدنه  نقل بکند و در پایان در بند آخر نتیجه ی اخلاقی و  

دینی و رفتاری برای خودش یا دیگران یا اجتماع بگیرد. 

 یعنی درست مثل درس دوم انشایی بر  اساس ساختار یا طبقه بندی موضوع بنویسد. 

انشایی که خود کتاب در درس سوم آورده با موضوع  

بامداد روستا  

را بررسی می کنم . 

انتخاب موضوع بسیار زیبا و قشنگ است.در بند اول به نعمات خداددادی و وضعیت طبیعی  

روستا  اشاره شده. در بند دوم در مورد خروس توضیح داده شده. در بند سوم موضوع آن با بند  

دوم یکی  است یعنی حالتی به هم پیوسته دارد.و اگر ما بخواهیم به ساختار توجه کنیم میبینیم 

 بند دوم و  سوم یکی است  و دقت نشده. بندهای بدنه این انشا درست در کتاب جدا شده ولی 

 از نظر معنی  دو بند آورده شده است. و سه بند نیست می توانستند یک بندم در مورد خانم 

 مرغه صحبت بفرمایند  که تخمشو  می خورند  و براش دعا نمی فرمایند. 

کلمه خروس و سحر خیلی تکرار شده است و کم تر می شد بهتر بود. 

این انشا نتیجه خوبی داشت. 

اما در فعالیت نگارشی که مورد سوال حضرتعالی بود:  

ما این انشا را مانند درس دوم ریز موضوعاتشو کنارش یادداشت می کنیم.

ما برای این انشا یک موضوع زیبا انتخاب می کنیم. 

مثلا رستاخیز - یا حیاتی دوباره -طلوع دوباره - روز طلایی - دنیای تازگی - دوران نوآوری - فصل 

 نوشدن - فصل شکفتن - فصل شکوفایی - تازگی  

یا هر موضوع زیبایی که همکار بزرگوار بنده یا دانش آموزان عزیز انتخاب کردند. موضوع  ما  

توضیحی و حالت جمله ای نداشته باشد بهتر و زیباتر است. 

 دو خط اول این انشا بند مقدمه می باشد در کنار یادداشت بفرمایند. 

بند های بدنه: 

بند اول : با ریز موضوع مامان  یا وظیفه ی مامان 

بند دوم : با ریز موضوع بابا یا وظیفه ی بابا 

بند سوم : با ریز موضوع نوروز  

بند چهارم : با ریز موضوع درختان  

بند بعدی که با کلمه ی خلاصه شروع شده درسته در جایگاه بند پنجم قرار داده شده و ما می  

توانیم کنارش بنویسیم بند پنجم :  با ریز موضوع همه چیز نو  

ولی به نظر شخص بنده این قسمت در جایگاه نتیجه است و بیشتر به نتیجه می خورد.و بند  

پایانی که در این انشا آمده درسته که در جایگاه  نتیجه قرار گرفته ولی به نظر من بهتر بود 

 به عنوان بند مقدمه انتخاب می شد چرا که با جمله پرسشی شروع شده و جملات پرسشی یا 

 عاطفی در بند مقدمه دانش آموزان و همکاران را تشویق به گوش دادن یا خواندن انشای  

مربوطه می کند. به هر حال اگه بخواهیم ماست مالی کنیم که این انشا را شامل بندهای بدنه 5  

بند می بینیم و یک مقدمه و یک نتیجه . 

 ولی نظر من این است که در  این انشا  ساختمان انشا و طبقه بندی رعایت نشده  ونقشه 

 ذهنی ناقص است .

و بند پایانی در جایگاه خودش قرار ندارد.البته من خودم در این مورد توضیح میدم و به دانش 

 آموزان می گم . با توجه به تدریس های قبلی خودشون همه چیز را درک می کنند. وکتاب 

 را  نقد می نمایند. به هر حال ما باید قبول کنیم و از حق نمیشه گذشت .مگر که  ما راحت  

ماست  مالی  کرده و از کنار موضوعات با سادگی و با آرامش بگذریم. 

دوباره تکرار می کنم این انشا یک مقدمه و 4 بند دارد .بند پنجم نتیجه است و بند آخری در  

جایگاه  خود قرار ندارد.و اگر آن را نتیجه فرض بنماییم زیاد زیبا و جذاب و تاثیر گذار نیست.  

لازم به ذکر است نکاتی که بیان شد نظر و برداشت  بنده است و در کلاس ضمن خدمت هم بیان  

نشده ممکنه درست نباشه ودیگران نظرات متفاوتی داشته باشند. ولی من نظر خودم را تایید  

می  کنم.

سربلند - پیروز و عاقبت بخیر باشید ومانید.


نوشته شده در جمعه شانزدهم آبان 1393ساعت 13:7 توسط محمد اميرزاده | |

در کتاب مهارت های نوشتاری پایه ی هفتم 

ببخشید شرمنده-  یاد کتابم افتادم که در مدرسه فراموشش کردم نمدونم الان توی کلاس 

 تنها چی کار  میکنه. حس خوبی ندارم درس دوم کتاب انشا رو تدریس کردم و به بچه ها  

این  موضوع رو دادم  -   محرم و لاله های خونین - تا انشایی بنویسند البته با توجه به طبقه 

 بندی موضوع و روی نصف ورقه  تا اسراف هم نباشد . به عبارتی حالت امتحان هم داشته 

 باشد. کتاب های  جدید بسیار زیبا و کار کردن با اونا قشنگ است و کاربردی است . من که  

لذت می برم خودم  یک دنیا انشا سر کلاس نوشتم.  دیگه آخر وقت بود و زنگ خورد . بچه 

 ها  دورمو گرفتند لذا با این که به کیفم نگاه کردم. وقتی خونه آمدم متوجه شدم کتابمو  

فراموش کردم. خلاصه با مدیر مدرسه تماس گرفتم که کتاب منو در نهایت احترام وادب  

نگهداری کنند تا روز دوشنبه که خدمت امام حسین می رسیم.البته به اقا علی اصغز زنگ 

 زدم مدیر مدرسه  می باشند .ایشون بسیار محترمانه پاسخ فرمودند وقول دادند روز شنبه 

 با  گروهی از معاونان به طبقه بالا وکلاس مربوطه بروند و در نهایت احترام کتاب را به دفتر 

 آموزشگاه آورده و در حریری از آرامش نگهداری کنند. 

حالا بگذریم در درس دوم - انشایی با نام مدرسه ی سال آمده که خیلی خیلی بعضی  

کلمات  تکرار شده  بچه ها می فرمایند این انشا نقص و ایراد تکرار کلمات داره .ولی بسیار  

زیباست چون از آرایه ی تشخیص استفاده شده.البته حرفشون درسته و  نمیشه موضوع  

رو  ماست مالی کرد. 

نکته دیگه این که در در قسمت حکایت نگاری و تبدیل آن به نثر امروزی با توجه به گسترش 

 پذیری آمده است که مردی مبارز کلاه خود زرین بر سر گذاشته بود و به جنگ 

 می رفت.اونجا  ذکر فرموده که به سر  اون اقا سنگ زدند و  سرش شکست .نمدونم چطور 

 ممکنه کلاه خود طلایی بر سر داشته باشه و بازم سنگ سرشو بشکنه؟ من فکر می کنم 

 سنگ نبوده احتمالا صخره بوده که البته در آن صورت خود بنده خدا هم له میشه و 

 می میره.شایدم کلاه خود زرینش خیلی نازک بوده مثل ورقی نازک که فقط برای زیبایی روی

سرش گذاشته.البته ممکنم هست کلاهه خیلی خیلی گشاد بوده.این طرف و آن طرف می رفته.

حالا من با خودم فکر می کنم اگه دانش آموری این مطلبو بفهمه و بپرسه من 

 چی باید بگم.

همکاران ارجمند من ! عقلا و ادبای قوم ! اگه دوست داشتند در این  زمینه ارشاد بفرمایند و مرا  

از  نظریات و تجارب ارزنده شون بهره مند سازند.من نظریات ایشان را توتیای چشم خویش 

 ساخته وبعد حذفشون می کنم  و پاسخ هم داده نمی شود و ضمن احترام به همه ی بزرگان علم

و ادب به  هیچ وبلاگ ادبیات و غیر  ادبیات هم  تشریف نمی بریم.به عبارتی احساس نیاز

نمی کنیم.

 

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آبان 1393ساعت 13:35 توسط محمد اميرزاده | |

تسلیتی دوباره دارم خدمت آقا و مولایمان حضرت ولی عصر ( عج)    

همکاران ارجمندم ! دانش آموزان خوبم ! 

  تسلیت میگم خدمت شما خوبان ! انشالله که عزاداری هاتون مورد قبول خداوند بزرگ قرار 

 بگیرد.و فرهنگ و ادب  عاشورایی وکربلایی  در وجود همه ی ما نهادینه شود. 

محرم و  عاشورا و کربلا سراسر درس است و پند.  انشالله که سعی کنیم انسان باشیم. نه 

 این که چند روز که از عاشورا  گذشت همان فرد قبلی باشیم. و هیچ تغییر معنوی در ما  

صورت نگیرد.

صبح غم انگیزی است .  

نم نم داره بارون میاد ،  
 
نم نم داره بارون میاد  
 
داره برام مهمون میاد  
 
خرابه بوی نون میاد  
 وای وای 
 
 داره از راه دور میاد  
 تو طبقی از نور میاد 
 
 از سفر تنور میاد 
 
 وای وای ...

 

در چنین روزی بی بی دوعالم حضرت زینب ( س ) در کنار حضرت سجاد (ع ) مدیریت 

 کاروان  حسینی را عهده دار شده. خدا جونم چقدر صبر !  چقدر صبر!  خیلی سخته . قابل 

 تصور نیست.

دل من خسته ز غم هاست کجایی عباس
 

مادرت بی کس و تنهاست کجایی عباس  


مثل هر روز در این خانه دوباره پسرم 


روضه شرم تو برپاست کجایی عباس
 

مثل هر روز منم فاتحه خوانت مادر
 

دلم از داغ تو غوغاست کجایی عباس
 

سائلت آمده تا خرجیِ سالش گیرد
 

نا امید از همه دنیاست کجایی عباس
 

کاش امروز سرم بر روی زانوی تو بود
 

مادرت بی کس و تنهاست کجایی عباس 

یکی دو هفته است چهارشنبه تعطیل شدم ولی به عوضش پنج شنبه ها رو کلاس دارم. 

خلاصه به حرف وزیر محترم کردیم پنج شنبه هم کلاس گرفتیم.  

برام  تفاوته نداره جمعه ها هم حاضرم مدرسه برم.  

آماده ایم آماده! 

دم صبحی  بچه ها رو مدرسه و مهد بردم. و بعد مدرسه  ی استعدادها رفتم  . یک 

 پلاستیک  دسته دار خوشکل ومحکم  برداشتم.و  رفتم تا دفترای املا رو خونه  بیارم.   

 روز  شنبه از چهار کلاس املا گفته بودم ولی 

 چون شنبه ها ماشین دست من نیست نتونستم دفاتر املا رو بیارم. حدود 100 دفتر میشه. 

تمیز ومرتب دفتر ها رو تو ماشین گذاشتم  و اومدم . شب گذشته باران زیبایی آمده و  

بیشتر  چاله چوله ها پر آبه. در ماشینو باز کردم و پلاستیکو بلند کردم. ناگهان پلاستیک به 

 خاطر سنگینی از وسط پاره شده و تعدادی از دفتر ها داخل آب افتاد .  

خدا یا ! چه کار کنم!  

 الان دفترا توی راهرو هست و با یک دستمال همه رو پاک کردم. ولی 

 یکی دو تا املا که توی ورق نوشته بودند. حالت خمیری پیدا کرد.  

باید از دانش آموزان عذر خواهی کنم... 

خلاصه ، دبیر ادبیات بودنم این کارا   رو  داره . ولی خوب ! چاره ای این نیست .اتفاقی است

که  افتاده.  فقط باید خندید . ولی خوب امروز روز خنده نیست .فقط لبخند می زنم. 

واین بیت را زمزمه می کنم. 

ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک               رنج دوران برده ایم 

شب تاسوعا ی حسینی بردسکن رفتم. معلم کلاس اولمو دیدم بسیار خوش حال شدم  

 ساعتی با هم بودیم . از آموزش  و پرورش صحبت ها نمودیم. ایشون حدود 17 - 18 سال 

 مسئول کارگزینی اداره آموزش و پرورش شهرستان بردسکن بودندو حالا باز نشسته  

شده اند. آقا پسرشون هم تشریف داشتند. مهندس نفت بودند و رییس  

شرکت گاز شهرستان گناباد.و آقا پسر دیگرشون مهندس کشاورزی می باشند. 

یادش بخیر آن سال ها در دبستان اقبال لاهوری درس می خواندم. 10 یا 12 نفر بیشتر در  

کلاس نبودیم. دو تا دخترم  هم کلاسی ما بودندالبته الان بچه و زندگی دارند فکر کنم بچه  

هاشونم ازدواج کردند.   روز عاشورا همه ی هم کلاسی هامو دیدم. که از شهر های تهران و  

مشهد و گرگان و گنبد تشریف آورده بودند.

بعضی هاشون آمدند و برام خاطراتی رو تعریف کردند . آن سال ها من شاگرد اول مدرسه 

 بودم.  

ماییم دیگه  چه کار کنیم. از همون اول استعداد و توانایی هامون بالا بود.  

در بردسکن صاحب خانه مهربانی داشتم حدود سه سال دبیرستان خونشون بودیم. رفتم 

 خونه-  دیدم خانم پر سن و سالی نشسته . نمدونم اول نشناختمشون . ناگهان توی ذهنم  

آمد. و  ایشونو شناختم . از حدود 22 سال پیش ایشون و آقاشون ندیده بودم.خیلی 

 خوشحال  شد دلش میخواست پرواز بکنه. ایشون-  اجدادشون از عشایر عزیز و شریف 

  کویر بردسکن بودند. با اون لهجه زیبای عشایری که خیلی خیلی قشنگه .گفت:  

 ممد تویی ؟-  

خودتی ؟ 

 گفت بله حاج خانوم خودمم.  به هر حال به پاس سال ها خدمت ایشون و زحماتی  

که مادادیم. بی نهایت ازشون تشکر کردم. و تا جایی که تونسم در همان ساعت در  

خدمتشون بودم. 

 ماشالله تمام  بچه  های کوچکشون جایی رسیده بودند.. می گفت:  دخترم که البته آن  

زمانی که من  درس  می خوندم حدود 5 یا شش سالش بود الان در تهران وکیل دادگستری 

 شده. گفت  

الان  اومده و  برای پدرش یک ماشین 405 خریده  خیلی خوش حال شدم.چقدر خوبه بچه  

ها که  بزرگ  میشند  احترام پدرا  و مادرا رو داشته باشند و گذشته ها رو فراموش نکنند. 

 

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آبان 1393ساعت 4:49 توسط محمد اميرزاده | |

داری از قصد میزنی یک ریز 


با سر انگشت خود به شیشه ی من   

 

قطره قطره نمک بپاش امشب 


روی زخم دل همیشه ی من  

 

تو که در کوچه راه افتادی 


همه جا غیر کربلا بودی  

 

با توام آی حضرت باران
 

ظهر روز دهم کجا بودی؟  


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آبان 1393ساعت 19:39 توسط محمد اميرزاده | |

فرازی از حدیث معراج

پیامبر اکرم ( ص ) فرمودند :  

خداوند فرمود : اگر هر فردی چهار کار انجام دهد من بهشت را نصیب او می کنم. و بر او 

 واجب می گردانم.

1 - اولین کار این است  که  وسوسه های قلب را از درون خود خارج کنیم. و قلب را از هر 

 گونه آلودگی حفظ  نماییم. 

قلب هر انسانی دو ندا می شنود : 1 - ندای ربانی 2 - ندای شیطانی 

خدا کند همیشه ی ایام و روزها ،  ندای ربانی از قلب کوچکمان شنیده شود. 

دومین موردی که نبی مهربان ص  فرمودند.  

زبان را کنترل کنیم. حدیث داریم که فرمودند : اکثر اهل جهنم کسانی هستند که زبان را 

 کنترل نمی کنندو نکردند. 

لذا باید سعی کنیم ضمن کنترل زبان با دیگران نیز با زبان نرم،  سخن بگوییم.منم سعی 

 می  کنم زمانی که به هر دلیل ناراحت بشم -   بخندم. به هر حال باید تمرین کرد. 

دانش آموز عزیزم ! سعی کن ضمن این که مواظب سخن گفتنت هستی با معلمان  

 بزرگوارت  با  پدر ومادر عزیزت و دوستانت با زبان نرم و مهربان سخن بگویی. البته این 

 نشانه  ی  ادب و شخصیت تو و پدر و مادر ارجمندت می باشد.من بارها در کلاس اشاره  

نمودم دانش  آموزی که خدای نکرده ادب و احترام را رعایت نمی کند آبرو و شخصیت خود 

 و  خانواده اش  را زیر سوال  برده است. در این زمینه خیلی مواظب باشید.  

خدا وند رحمان در قرآن خطاب به حضرت موسی می فرمایند: 

ای موسی در مقابل فرعون با نرمی سخن بگو

ممکنه بپرسید چرا؟ 

خداوندفرمود : فرعون بوی حق پدری بر گردن تو دارد.20 سال تمام تورا پذیرایی کرده. 

خیلی خیلی مواظب باشیم 

.در برابر فرعون   خدای عزیز این گونه می فرماید. 

 پدر و مادر که  دیگه کاملا مشخصه که زحمات ایشان به هیچ گونه ای قابل جبران نیست. 

در مورد مادر : 

 این چهره که زرد و استخوانی است       ته مانده ی دوره ی جوانی است 

دانش آموز عزیزم! 

 پیامبر ص فرمودند : نگاه به پدر و مادر از روی مهربانی ثواب یک حج قبول شده را دارد. 

 فردی از نبی مهربان ص سوال کرد اگر چند مرتبه نگاه کنیم؟ پیامبر فرمودند اگر صدبار از  

روی مهربانی به چهره ی پدر ومادر نگاه کنید .ثواب صد حج مقبول را دریافت کردید. 

سعی کنید هم خوب حرف بزنید و هم حرف خوب بزنید.این که حرف خوب بزنیم که 

 مشخص  است چه باید کرد. اما برای فهمیدن این که خوب حرف بزنیم .داستانی را براتون  

ذکر  می کنم.: 

روزی پادشاهی در خواب دید همه ی  دندوناش ریخته . وقتی بیدارشد  معبرین را خواست.  

همه حاضر شدند و موضوع را با آن ها در میان گذاشت. پس از مشورت گفتند که ای  

پادشاه شما داغ تمام اقوام و فامیلتون را می بینید. پادشاه ناراحت شد و دستور داد همه را  

زندانی کنند. 

خلاصه به پادشاه خبر دادند که یک معبر دیگه هست اجازه بدین ایشونم بیان و نظرشونو  

اعلام کنند. پادشاه اجاز ه فرمود. این آقا  جریان خواب رو فهمید .به پادشاه گفت: حضرت  

والا چیز خاصی نیست.عمر حضرت عالی از همه فامیلتون بیشتر است. پادشاه شاد گشت. 

 در حالی که نتیجه ی هر دو سخن یکی است وقتی عمر پادشاه از همه فامیل بیشتر  

باشد  یعنی همه از او زودتر می میرند. ولی ایشون خوب بیان کرد و خوب  حرف زد. 

از مصادیق دیگر کنترل زبان این است که چیزی را که نمی دانیم بیان نکنیم. البته آیه صریح  

قرآن  در این زمینه داریم.  

سعی کنیم در هر جایی که هستیم چه در مدرسه چه در خانه و چه در جامعه این نکات را  

رعایت کنیم: 

سخن اگر چه  در ( مروارید)  باشد  ولی سکوت طلاست.  

سخن معصوم  ع داریم که فرمودند : سکوت دری از درهای بهشت است. 

امام علی ع فرمودند : تمام کتاب های آسمانی ( تورات _ انجیل _ زبور  و قرآن ) را بررسی  

کردم.و این جمله را برگزیدم که سعادت در دنیا و آخرت به آن مربوط است.و خلاصه ای  

 است از تمام مطالب : 

  هر کس سکوت  کرد خدا نجاتش می دهد. 

حرفم تمام : مواظب صادرات و واردات دهان  خود باشید. 

مواردی که نوشتم برداشت بنده  از مراسم سخنرانی روحانی محترم در شب تاسوعای 

 حسینی  شب  گذشته در محل تکیه حسینی شهرستان خلیل آباد بود. 

بنده دوباره ایام محرم را به همه ی همکاران بزرگوار  به خصوص پرچم داران درس ادبیات 

 فارسی و هم چنین دانش آموزان عزیز در سراسر پهن دشت بزرگ  ایران 

 تسلیت عرض می  نمایم. 

 امروز نیز از ساعت 7 صبح شهرستان خلیل آبادبودم ودر مراسم شرکت نمودم. بهره  

بردم. لازم به ذکر است که ما هر ساله روزهای   تاسوعا و عاشورا را در شهرستان کاشمر 

 نیستیم. نماز ظهر تاسوعا را به امامت امام جمعه  محبوب شهرستان خلیل آباد برگزار 

کردیم.

من  ساعتی را به کاشمر آمدم البته تنهایی تا از خونه خبری گرفته باشم. و فرصتی شد تا  

این  مطالب را یادداشت کنم. دو مورد دیگر از کارهای مربوط به این حدیث باقی ماند که  

قراره  امشب بیان بشه و من خیلی خیلی دوست داشتم باشم و بشنوم ونکته برداری  

کنم.ولی  متاسفانه بنده تا ساعاتی دیگر به شهرستان بردسکن در فاصله 45 کیلومتری 

 غرب  کاشمر  می روم. تا در مراسم آن جا شرکت کنم و دید و بازدیدی از پدر ومادر و فامیل  

داشته باشم. افراد خانواده هم  خلیل آباد تشریف دارند. 

در هر سال یک بار من دور از خانواده در بردسکن می خوابم و آن هم شب عاشورای امام  

حسین ع  می باشد. 

 زلیخا را بگو  نارنج هایش را نگه دارد 

 که دیگر نوبت عشق است و تیغ او نمی برد.

 فردا انشالله بعد ناهار ساعت 2 به خلیل آباد بر می گردم و در مراسم 

 عصر شرکت می کنم. و شب شام غریبان به کاشمر بر خواهیم گشت. 

 از همه بزرگواران  

التماس دعا دارم.   قدر این روزها را بدانید. 

یک عمر دویدیم و لب چشمه رسیدیم            این هروله ی سعی و صفا را نفروشید  

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آبان 1393ساعت 11:33 توسط محمد اميرزاده | |

چشم انداخت ببیند همه ی صحرا را 

در نظر داشت که در مشک کند دریا را 

قصدش این بود که با دست قلم هم که شده 

در حرم خط بزند دلهره ی زنها را 

رود می گفت که یک جرعه مرا مینوشد 

عشق میگفت که نشناخته ای سقا را 

با سر انگشت خودش روی تن آب نوشت 

دیدی آیا لب خشک پسر مولا را 

راه افتاد به سمت حرم آل الله 

دید در روبروی خود همه ی دنیا را 

دست افتاد زمین مشک نیفتاد زمین 

تا به دندان ببرد آبروی زهرا را 

 

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آبان 1393ساعت 9:38 توسط محمد اميرزاده | |

سلام و عرض تسلیت

این روزا حرفی  برای گفتن نیست  باید سکوت کرد و اندیشید و در دانشگاه زیبای کربلا

 

درس زندگی و انسانیت فرا گرفت.منم در حال رفت و آمد به دانشگاه امام حسین (ع) هستم.

شما هم می توانید در این دانشگاه تحصیل کنید. 

 

اگر یک روز ابری هم ببارد               تو خورشیدی و ما رنگین کمانیم

 

 

نوشته شده در پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت 19:51 توسط محمد اميرزاده | |

 

سلام ! ای سر بریده ترین شمع !

 

 

نوشته شده در دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 20:55 توسط محمد اميرزاده | |

 

در خصوص نان حلال از شیخ بهایی نقل کرده اند که فرمود :

هرگاه نانی حلال پیدا کنم آن را خشک کرده و پودر می کنم و زمانی که بیماری لا علاج به سوی

 

من آید آن را به عنوان شفا می خورم.

همکاران ارجمند!   مشکل رفتاری  بعضی از دانش آموزان از کجا سرچشمه می گیرد ؟

 

نوشته شده در جمعه دوم آبان 1393ساعت 23:34 توسط محمد اميرزاده | |

 

 وقتی چترمان خداست بگذار باران سرنوشت هر چه می خواهد ببارد.

 

نوشته شده در جمعه دوم آبان 1393ساعت 23:28 توسط محمد اميرزاده | |