رویش باران - ادبیات فارسی متوسطه ی اول

   

 

هــــمه در بعــــثت ذرات هســــتيم                 هـــــمه پيــغمبر بــــالذات هســـتيم

 

           به نام خدایی که نامش نکوست                    و آرام دل در جهان نام اوست 

نام تـو دعـای مـستـجـاب باران

هر بار که خوانده ام تو را باریدم


 همکاران گرانمایه و فرهیخته! پرچم داران عرصه ی علم  وادب پارسی!


ادب دوستان والامقام! صدای پای بهار می آید.خوش حالم و خدا را سپاسگزار.

که در آستانه ی  سال ۱۳۹۰ تصمیم گرفتم رویش باران را به نظاره نشسته


و همراهی کنم. رویش باران  تصمیم دارد در کوچه باغ های کتب  فارسی دوره ی متوسطه ی اول


ببارد.گل ها و گیاهان را سیراب کندو دنیایی بسازد زیبا وسبز،سبز از وجود نوجوانان.


نوجوانانی خلاق،بانشاط همچون باد و آب وبهاروگل و دریا و آسمان.

 

اینجانب محمد امیرزاده دبیر ادبیات فارسی

 

 دوره ی متوسطه ی اول

 

دبیرستان استعداد های درخشان شهید بهشتی ( سمپاد ) و شاهد امام صادق ( ع )


 و غیر دولتی  امام حسین ( ع )  شهرستان  کاشمر( خراسان رضوي ) ،نیازمند ابرهای پر از

 

 مهر و محبت شما هستم.قطره قطره به آسمان


 پرمی گشاییم و دوباره می باریم .رویش باران تصمیم دارد با همکاری و تبادل تجربیات و


نظرات ارزنده ی  شما همکار گرامی و سایر ادب دوستان و دانش آموزان عزیز،به بیان نکات


جالب آموزشی وادبی ، پرورشی ،اخلاقی،علمی،هنری و مفاهیم کاربردی درس فارسی


دوره ی  متوسطه ی اول بپردازد.


در این جاده پر پیچ و خم ،همراه و همگام شما عزیزان خواهم بود .سالم و سربلند و مانا باشید .
 


SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون
 


 *************************************************************

 


**********************************************************

در اين شب هاي بي پايان

 

چه مي خواهم به جز باران

 

عزیزان من !

سلام و عرض ادب

 

تمام نظرات و پيام هاي  ارزشمند دوستان با احترام خاص

مورد  مطالعه و بررسي قرار گرفته و سپس حذف مي

شود.

با عرض پوزش  ، به نظرات عزيزان پاسخ داده نمي شود.

 سوالات دانش آموزان عزيز نكته برداري شده و در مدرسه

 گلستان علم و دانش پاسخ داده خواهد شد.

در استفاده از مطالب  هيچ گونه ممانعتي وجود نداشته و

 ندارد و ذكر منبع  نيازي نيست.چرا كه

 

آسمان فرصت پرواز بلند است

 

قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي

 

لذا

 

بدون واهمه يك شب بيا به خانه ي من

 

تمام راه پر است از چراغ چشمانم 

 

دوستان عزيز با ذكر يك صلوات بر نبي

مهرباني ،گل سرسبد آفرينش  حضرت محمد( ص ) دهان

 خويش رو خوش بو خواهند فرمود.

 

با شما خواهم رفت تا طلوع هر چه خورشيد است.

 

 

    این الملوک و ابناءالملوک من هذه اللذه کجایند پادشاهان و شاهزادگان که ببیند لذتی که من الان

 احساس می کنم بیشتر است ،یا لذتی هایی که آن ها می برند.

ای ابتدای رویش باران خوش آمدی                           ای صبح بی قرار بهاران خوش آمدی

 

چشمت هزار مرتبه تکرار روشنی است                    با لحظه های نور فراوان خوش آمدی

 

 
 

 سال ۱۳۹۳

 

 سال اقتصاد و فرهنگ

 

با عزم ملی

 

و مدیریت جهادی

 

  مبارک باد !

 

 
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 9:39 توسط محمد اميرزاده | |

 عبادت به معنای اظهار ذلّت، عالی‏ترین نوع تذلّل و كرنش در برابر خداوند است. در اهمیّت آن،

همین بس كه آفرینش هستی و بعثت پیامبران (عالم تكوین و تشریح) برای عبادت است. خداوند

می‏فرماید.


و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ لیعبدون.


 هدف آفرینش هستی و جن و انس، عبادت خداوند است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعت 1:7 توسط محمد اميرزاده | |

كتاب روح الارواح في شرح اسما الملك الفتاح (شرح عرفاني بر اسماء الله)

كتاب روح الارواح كه قبل از سال 500 هجري تأليف شده يكي از

شيواترين، گيراترين و خواندني ترين آثار كهن نثر فارسي است. اين

 كتاب كه قديمي ترين اثر مستقل فارسي در شرح اسماء حسني

است

علاوه بر تفسير و تأويل عرفاني آيات قرآني، يكي از منابع موثق در

خصوص احاديث قدسي و نبوي و اقوال مشايخ طريقت است. اشعار

بسياري نيز از شاعران فارسي زبان و از جمله خود مؤلف آمده كه از نظر تتبع در تاريخ ادبيات

فارسي حائز اهميت است.

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 11:40 توسط محمد اميرزاده | |

 
 
برای دریافت فایل بخشی از کتاب، روی موضوع مورد نظر کلیک کنید: 
 
 
 
 
 
 
 
اداره کل نظارت بر نشر و توزیع مواد آموزشی
 
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 11:13 توسط محمد اميرزاده | |

زبان عربی بیش از هر زبانی بر زبان فارسی تأثیر گذاشته است و بسیاری از واژگان و تعابیر عربی در فارسی به کار می*روند. استفاده از کلمه های عربی متداول - که برای بیشتر مردم قابل فهم باشد - اشکالی ندارد، امّا واژه*های عربی دور از ذهن را نباید به کاربرد، مانند کلمهٔ «مُنَوِّم» به جای «خواب آور».

به کار بردن قواعد و علامت*های عربی برای کلمه های فارسی درست نیست. مهمترین کاربردهای نادرست قواعد عربی در زبان فارسی در این نوشته است.

1- علامت*های جمع عربی
۱ علامت*های جمع عربی
۲ آوردن «اَل»
۳ علامت مصدر جعلی (صناعی) عربی
۴ تنوین
۵ هماهنگی صفت و موصوف
۶ صفت برتر عربی + تر یاترین
۷ عَلَیه یا برعَلَیه
۸ مثنی

**************************************************************

علامت*های جمع عربی
در زبان عربی علامت*های جمع مذکّر سالم «ین» و «ون» و علامت جمع مونث سالم «ات» است. از این علامت*ها نباید در زبان فارسی استفاده شود؛ مثلاً به کاربردن این واژه*ها اشتباه است: ویرایشات، بازرسین، داوطلبین، فرمایشات، گرایشات، آزمایشات، پیشنهادات، گزارشات، پاکات، کوهستانات، نمایشات، دستورات.


بلکه برای این کلمات باید از علامت*های جمع فارسی؛ یعنی «ان» و «ها» استفاده کرد. برای مثال صورت درست کلمات بالا به این صورت است: ویرایش*ها، بازرسان، داوطلبان، فرمایش*ها، گرایش*ها، آزمایش*ها، پیشنهادها، گزارش*ها، پاکان، کوهستان*ها، نمایش*ها، دستورها.

البته برخی از واژه*ها، مانند: «باغات، دهات، شمیرانات، و لواسانات» نشان*دهندهٔ یک مجموعه هستند. مثلاً شمیرانات به معنای «شمیران و نواحی تابع آن» است. پس به کاربردن این کلمه*ها اشکالی ندارد، ولی بهتر است تا جای ممکن از ساختن واژهای جدید با این علامت خودداری کرد. همچنین به کاربردن علامت «جات» مانند شیرینی*جات به عنوان نشانهٔ جمع در زبان فارسی پسندیده نیست و باید از آن خوددداری کرد.

افزودن علامت*های فارسی به کلمات عربی اشکالی ندارد و بهتر است به جای استفاده از جمع*های مکسر عربی از علامت*های جمع فارسی استفاده شود: مثلاً به «شکات» از «شاکیان» استفاده شود.

 


**********************************************************

آوردن «اَل»
«اَل» در زبان عربی برای معرفه کردن کلمات استفاده می*شود و استفادهٔ از آن برای کلمات فارسی اشتباه است، مانند این کلمات: «حسب*الخواهش، حسب*الفرموده، حسب*الدستور، و حسب*الفرموده». البته اصطلاح «حسب*الامر» که عربی است، درست می*باشد.

 

*****************************************************************************

علامت مصدر جعلی (صناعی) عربی
در زبان عربی علامت «یّت» برای ساختن مصدر قراردادی از اسم یا صفت یا ضمیر به کار برده می*شود، مانند هویت و انسانیت که در زبان عربی درست است. ولی به کار بردن این علامت با کلمه*های فارسی اشتباه است، مانند: خوبیّت، بدیّت، رهبریّت، منیٔت، و دوئیّت (تفرقه). بهتر است که به جای «یّت» در پایان این واژه*ها، از «ی» مصدری بهره ببریم؛ مانند: خوبی، بدی، رهبری و دوگانگی.



 
 **************************************************************************

تنوین
به کاربردن تنوین برای کلمه*های فارسی غلط است، مانند: گاهاً، سفارشاً، ناچاراً، دوماً، سوماً، و...، زباناً، جاناً.

شکل درست این واژه*ها این است: گاهی یا گهگاه، (به طور) سفارشی، به ناچار، دوم، سوم، و...، زبانی، جانی.

***********************************************************************

هماهنگی صفت و موصوف
در زبان عربی صفت با موصوف از جهاتی مطابقت می*کند؛ مثلاً در شمار یا جنس، مانند: «رجلٌ عالمٌ»، «امراة عالمةٌ»، و «رجالٌ عالمون». اما در زبان فارسی میان صفت و موصوف تطابق وجود ندارد و هیچ علامتی برای تأنیث (مؤنث کردن) وجود ندارد. پس به کار بردن این تعبیرات درست نیست: مرحومه مغفوره (برای زن)، زن شهیده، خانم مدیره، مأمور مربوطه، اقدامات لازمه، خانم رئیسه و غیره. بلکه شکل درست این ترکیب*ها این چنین است: مرحوم مغفور (برای زن)، زن شهید، خانم مدیر، مأمور مربوط، اقدامات لازم، خانم رئیس و غیره.

تنها ترکیب*های «مکًهٔ معظمه، مدینهٔ منوّره، مدینهٔ فاضله، و هیئت مدیره» به دلیل کاربرد فراوان در زبان فارسی بی*اشکال است.

 

 

*************************************************************************

صفت برتر عربی + تر یاترین
باب افعل در عربی برابر با صفت برتر در فارسی است. اَفضَل = بهترین. اعلم = داناترین، داناتر. بنابراین در فارسی پیوستن پسوند «تَر» یا «تَرین» به این صفات عربی درست نیست و دوباره*گویی به شمار می*آید. مثلاً اگر به واژه «اَفضَل» پسوند «تَرین» را اضافه کنیم، معنای آن می*شود: بهترترین.

فقط به کاربردن کلمهٔ «اولیٰ*تر»، به دلیل کاربرد فراوان آن از زمان سعدی تاکنون اشکالی ندارد. هرچند که بهتر است امروزه از چنین کاربردهایی دوری کنیم.

 

*****************************************************************************
 

عَلَیه یا برعَلَیه
در زبان عربی ترکیب جار و مجرور «عَلَیه» با معنای «بر او، بر آن، بر ضد او، و ضد آن» برابر است. ترکیب «لَه» نیز به معنای «به او، به آن، برای او، برای آن» می*باشد. به همین خاطر هرگاه در زبان فارسی بگوییم: «من، له یا علیه او شهادت نمی*دهم» به معنای این است که «من به نفع او یا برضد او شهادت نمی*دهم». و دیگر نباید پیشوند «بَر» را به «عَلَیه» یا «لَه» اضافه کنیم، چرا که تکراری بی*مورد می*شود.

روشن است که در ترکیب*های «عَلَیه» و «لَه»، ضمیر «ه» به معنای «او» وجود دارد. امّا در زبان فارسی به معنای «به سود» و «به زیان» به کار برده می*شود.

*************************************************************************

مثنی
ساختن کلمه*های مثنی در زبان فارسی اشتباه است. مانند دولتین (دو دولت)، وزارتین (دو وزارت)، و غیره. بلکه به جای این کلمات باید دو دولت یا دولت*ها، و دو وزارت یا وزارت*ها را به کار برد. مثال: «دولتین ایران و روسیه توافق*نامه*ای را به امضا رساندند.» که نحوهٔ درست این جمله این است: «دولت*های (یا دو دولت) ایران و روسیه توافق*نامه*ای را به امضا رساندند.»




نوشته شده در شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت 0:53 توسط محمد اميرزاده | |

1-در تدریس درس انشاء روش گل آفتابگردون می تواند بزرگترین و مهمترین کمک رابکند .این روش همان روش جزء به کل است!یعنی ما موضوع را وسط گـل آفتابگردون و موارد مهم و کلیدی مربوط به موضوع را داخل گلبرگ ها می نویسیم و بدین تــــــرتیب به دانش آموز در نوشتن انشاءکمک می کنیم.بــــــه طور مثال موضوع انشاء درباره ایثار...

 

ما کلمه ایثار را وسط گل آفتابگردون و مــــوارد مرتبط به آن مثل معنای لغوی ایثار-انواع مختلف ایثار مثل از خود گذشتگی یک مادر در قبال فرزندش-ایثار یک رزمنده برای وطنش-اجر وپاداش کسی که ایثار می کند(با توجه به روایات و احــادیث متعدد و موجود) رابیان می کنیم.قابل به ذکر است ما فرعیات و جزییات مـــــــوضوع انشاء را که در گلبرگ هابه صورت تیتروارنوشته شده است را می توانیم به شـــــکل کمک و راه اندازی فکر دانش آموز برای نوشتن مابقی انشاء انجام دهیم.شــــــــــک نکنید دیگر دانش آموزبه چند خط انشاء نوشتن اکتفاء نمی کند و قلـــــــــــــــم های بچه ها همچنان بر روی کــــــــــاغذ مشغول نقش آفرینی است!! 

2-موضوع دیگری که می توانیم در روش تدریس درس انشاء از آن نام ببریم روش بدیعه پردازی است.بدیعه پردازی یعنی کار کردن انشاء به صورت پایه!!و این که تفکر خلاق برانگیخته شود.به طــــــــور مثال یک نقاشی روی تــــــخته کشیده شود- سپس توصیف گردد و سرانجام در قـــــــالب یک مــــــوضوع انشاء به دانش آموزان ارایه شود. یا ما داســــــتانی را برای دانش آموز تعریــــــــف می کنیم ودانـــــــــــش آموز برداشت خود را از آن موضوع بـــــــرایمان مــــی نویسد. مثلاً در مورد (بعثت) 15-10 تشبیه نوشته می شود دانش آموز قیاس می کند و ســـــر انجام یک تشبیه را برای انشاء می نویسد!! لازم به ذکر است که بــــــدیعه پردازی بیشتر در پــــایه های چهارم و پنجم اتفاق می افتد.

 

3-مورد دیگری که می تواند منجر به نوشتن انشایی خوب از ســوی دانش آمــوزان شود اینست که ما ابتدا خوراک ذهنی را از طریق ارایه داستان ها- احــادیث و اشعار مرتبط به موضوع در مقدمه کلاس ارایه دهیم.اگرفضای موضوع,زیاد انــتزاعی نبود  دانش آموز رابه شکل حضوری درگیرموضوع کنیم.مثلاُ اگرموضـوع درمورد درخت

بود حیاط مدرسه با درختانی که دارد می تواند سوژه خوبی برای تدریس درس انشاء درخارج از کلاس باشد...هم چنین یک هفته قبل از نوشتن انشاء,موضــــــــــوع را با دانش آموز مطرح کنیم تا بدین شکل دانش آموز در مـواجهه و سوالاتی که از والدین می کند هم چنین با استفاده از کتاب ها و مجلاتی که احیاناً در محیط خانه یا مـــدرسه نسبت به موضوع می یابد ویا از طریق اینترنت...همه و همه را به انــــــــــــباری پر برای نوشتن خود تبدیل کند!!

 

4-چون دانش آموز ابتدایی به محض ورود به کلاس اول به جزییات درس فـــــارسی نزدیک و نزدیک تر می شود پس بهترین فــــــــرصت است تا در سالهای بعد, مبانی و اصول یک نگارش صـــــــحیح همراه با بکاربستن درست فعل-فاعل-مفعول –نقطه و ویرگول و علایم تعجب و پرسش و... را برای او مــــــــــهیا کنیم تا در ســــــالهای بالاتر ( بخصوص برای نوشتن یک انشای ساده) مشـــــــــــــکلی در نگارش نداشته باشد.مشـــــکلی که امروزه در بزرگـــــسالان ما هم دیده می شود که عــــــــــلی رغم داشتن مدارک دانشگاهی,در ارایه حتی یک درخواست ساده اداری  به لــحاظ رعایت فن نگارش و قواعد ادبی ,عاجز و ناتوانند!!!  

5-ما می توانیم خوب صحبت کردن را هم به دانش آموزان از همـــــان ابتدای کار یاد دهیم.  در واقع خوب صحبت کردن تأثیر مستقیمی در خوب نوشتن دارد. زمــــانی که اعتماد به نفس دانش آموز بالا می رود- اســــــــــترس کم می شود-قدرت تکلم و فن بیان(بخصوص فی البداهه سخن گفتن )افزایش پیدا می کند!

 
نوشته شده در جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت 13:45 توسط محمد اميرزاده | |

 

«يكي از هدف هاي آموزش و پرورش، دست يابي به چهار ركن؛ خوب گوش كردن، خوب نگاه كردن، خوب سخـن

 

گفتن و خـوب نوشتن است، كه اين چهار ركن در درس انشا به تمامي به كار گرفته مي شود. لذا نه تنها

 

دريچــه اي است به روي خوب انديشيدن و تحليل كردن، تعمّق و تفكّر داشتن، بلكه اين رفتارها مي تواند تبديل

 

به مهارت هاي خاصّ خود، يعني نوشتن شود.

 

اگر بتوانيم در زنگ انشا، درك عاطـفي، حسّي، تخيّلي، هنري و ... دانش آموزان را تقويت كنيم، راه را جهت گام هاي بعدي هموار كرده ايم. نوشته ي زير، همان درك زيبايي است، همان انتقال حسّ و همان زبان انشاست:

       ‹‹كنار پياده روي، مرد نابيــنايي، گدايي مي كرد. او تابلويي با اين مضمون

به گردن آويخته بود: « به منِ عاجزِ كور كمك كنيد».

        عابري خوش ذوق از پيرمردِ نابينا اجازه مي گيرد تا جمله ي ديگري پشت

اين تابلو بنويسد و از امروز با اين جمله به كارش ادامه دهد.

       عابر جمله اي مي نويسد و مي رود.

يك هفته بعد، وقتي عابر از همان پياده رو مي گذرد، پيرمرد را مي بيــند كه سرِ جايش نشسته است 

    و جمله اي كه او  نوشته، روي سينه اش ديده مي شود. عابر به پيرمرد نزديك شـد و به او گفت: « من، همان كسي هستم كه تابلوي روي سينه ات را برگردانــدم و جمله اي روي آن نوشتم، حالا به من بگو كاسبي ات فرق كرده است يا نه؟»

      پيرمرد پاسخ داد: «خدا پدر و مادرت را بيامرزد. از روزي كـــــه اين جمله ي تازه را نوشته اي، كاسبي ام چند برابر شده است.                

     جمله اي كه عابر نوشته بود اين بود: 

«بهار زيبـــــا آمد،  امّا من نمي توانم ببيـــنم». 

 

نوشته شده در جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت 12:59 توسط محمد اميرزاده | |

خداحافظ سوالات نگارشی !

 

ارزش يابي اين درس در دو بخش صورت می گيرد:
الف :  ارزش يابي فرايندي یا  مستمر
ب : ارزش يابي پاياني

الف:  ارزش يابي فرايندي یا  مستمر20 نمره


ارزش يابي فرايندي، ارزش يابي عملكردي است كه همزمان با پيشرفت فرايند «ياددهي-

 

يادگيري » و دقيقاً مبتني بر آموزه هايكتاب درسي صورت می گيرد ؛ يعني معلّم پس از آموزش

 

درس و بهمحض ورود به فعّاليت هاي نگارشي ارزش يابي را آغاز می كند.

 

ارزش يابي فرايندي در دو بخش و مبتني بر موارد زير است:


1-  مهارت نوشتن :   18 نمره


الف :    بازشناسي تشخيصي  - تمرين شمارۀ 1 هر درس


اين تمرين ها در پي سنجش و تقويت توانايي بازشناسي دانش آموزان است.


ب : آفرينش ( توليدي)  تمرين شمارۀ 2 هر درس(،اهداف آموزشي اين تمرين ها، تقويت توانايي

 

مهارت نوشتن بر اساس آموزه هاي هر درس است.


ج : داوري (  تحليلي )  تمرين شمارۀ 3 هر درس ، هدفاين تمرين ها پرورش توانايي مهارت نقد

 

و تحليل نوشته ها،بر اساس سنجه هاي كتاب است .

 

د : تصوير نويسي :  ( انشاي آزاد)  تصويرنويسي با هدف بالا بردندقّت در نگاه و درك عناصر

 

بصري و در نهايت، تقويت مهارت نوشتن،طراحي شده است.


 ه : بازنويسي حكايت. در بازنویسی  حكايت، تأكيدبر بازنویسی به  زبان ساده و ساده نويسي است.

 

 و :  گسترش مثل، در اين بخش، بازآفريني، گسترش دادن و افزودن شاخ و برگ به اصل مَثل

مورد تأكيد است.

 

ز :  درست نويسي، درست نويسي ها با هدف آموزش هنجار هاي نوشتن و آشنايي با كاربرد

 

درست واژگان    نوشتار معيار در ساختار كتاب،گنجانده شده اند.


ياد آوري : هيچ يك از اين عناصر و فعّاليت ها به تنهايي موضوعِ آموز ش و ارزش يابي نيستند؛

 

بلكه همه درخدمت تقويت توانايي نوشتن هستند. بنابراين پيشرفت دانش آموزان در مهارت

نوشتن، هدف اصلي است.

مهارت خواندن :   2 نمره

در اين بخش، به دليل پيوستگي مهارت هاي زباني، مهارت خواند نِ متن توليدي از سوي دانش

 

آموزان ارزش يابي خواهد شد؛ يعني لازماست هر دانش آموز، توانايي خوانش صحيحِ نوشتۀ خود

 

را با رعا یت مهارت هاي خوانداري( تكيه، لحن، كنش هاي آوايي و ...)  داشته باشد.

 

****************************************************************

 

ب :  ارزش يابي پاياني :    20  نمره


بر پاية رويكرد اصلي اين برنامه كه « آموزش مهارت هاي نوشتاري » است همة عناصرسازه اي و

 

محتوايي كتاببه دنبال پرورش «مهارت نوشتن » هستند؛ بنابراين تمام آموزه هايدرس، فعّاليت

 

هاي نگارشي، تصوير نويسييا انشاي آزاد، بازنويسي حكايت و گسترش مثل ،نهايتاً بايد به توليد

 

يك متن مناسب بينجامد كه كم و بيشهمة نتايج آزمون فرايندي رادر بر گيرد؛ اين نتايج در هر

 

نوبت و در قالب آزمون پاياني ارزش يابي می شود.

 

در ارزش يابي پاياني چند موضوع تعيين مي شود تا دانش آموز يك موضوع را برگزيند ودر بارة آن،

 

متني بنويسد. ( دیگر سوال  نگارشی نداریم.  شیوه آزمون برگشت به زمانی که خودمان دانش آموز دوره ی راهنمایی بودیم. حدود دهه 60)

 

نوشتة دانش آموز، بر پاية سنجه هاي زير، ارزش يابي می شود.

                                                      ******

شیوه نامة ارزشی ابی پایانی «آموزش مهارت های نوشتاری » پایة هفتم و هشتم


موضوع                                سنجه های ارزش یابی                                                نمره


الف : ساختار          1 -  ساختار بیرونی  داشتن مقدّمه، تنه ، نتیجه                             2 نمره


                           2 - ساختار زباني   : زبان نوشته ساده، جمله ها کوتاه                   2 نمره

 

********************************************************************

ب:   محتوا               1. خوش آغازی :                                                                      2 نمره 

                            جذّابیّت و گیرایی- نشان دادن نمايي کلّی از محتواي نوشته


                          2. پرورش موضوع:                                                                             

 شيوة بیان نوشته  :  بیان ساده و صمیمی- بيان احساس متناسب با موضوع                3 نمره

  

سیر منطقی نوشته :   پرداختن به جنبه های مختلف موضوع-انسجام نوشته               3 نمره

فکر و نگاه نو -   نگاه به موضوع، از زاویه ای متفاوت                                                  3  نمره


3. خوش فرجامی: 


جمع بندی مطالب- تأثیرگذاری و تفکّر برانگیز بودن                                                     2 نمره


پ  :هنجارهای نگارشی : 


1. نشانه های نگارشی  :    نشانه گذاري به تناسب آموخته ها و نيازهاي متن              1 نمره
2. املای واژگان -  نداشتن غلط املايي                                                                    1  نمره 
3. پاکیزه نویسی  حاشيه گذاري و حُسنِ سليقه                                                      1   نمره

                                                *****************************

 

نمره  نهايي: ميانگين ا رزش يابي فرايندي( مستمر)  وا رزشيابي پاياني  است.

                                                                          20  =  2 : 40  =   20 +20

در صورت برخورداري نوشته از فضاي خلاقانه و نگاه نو، می توان از برخي کاستي هاي


ظاهري و کم اهميت مانند خط خوردگي ها، چشم پوشي کرد.

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 23:51 توسط محمد اميرزاده | |

دانش آموزان عزیزم در آموزشگاه            شاهد امام صادق ع

بعد از 11 سال خدمت در آن آموزشگاه  با توجه به 20 ساله شدن خدمت آموزشی و 20 ساعته

 

شدن تدریس  در محضر شما عزیزان نخواهم بود. 

 

سال آینده   تمام  ساعات رادرآموزشگاه استعدادهای درخشان  می باشم. برای همه  ی

 

شماسلامتی و سربلندی را از پروردگار مهربان  خواستارم. به پاس  بیش از یک دهه حضور و

 

خدمت در آموزشگاه شاهدامام صادق ع  نام زیبای آن اموزشگاه تا اول مهر ماه 93 بر تارک این

وب نوشت   خواهد درخشید.

این سیب جالب و حیرت انگیز در کشور تاسمانیا پرورش یافته است

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 22:57 توسط محمد اميرزاده | |

 

   
کد کتاب
عنوان
پايه

دانلود فايل

 

101.1

آموزش مهارت های نوشتاری (نگارش و انشا)

 اول

فایل 1- فایل2- فایل3فایل 4فایل 5- فایل 6فایل 7-فایل 8- فایل 9  
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 10:52 توسط محمد اميرزاده | |

 

 

 

    

رولد دال

 

داستان‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل ویلز بریتانیا و از مشهورترین نویسنده‌های انگلیسی، که والدینش نروژی‌الاصل بودند و اوج شکوفایی او به عنوان نویسنده برای کودکان و بزرگسالان در دهه ۱۹۴۰ بود.

 

مهم‌ترین آثار او چارلی و کارخانه شکلات سازی، جیمز و هلوی غول پیکر، ماتیلدا وداستان‌های چشم‌نداشتنی است. بیشتر آثار او به فیلم در آمده‌است.

او در ۱۹۱۶ در لانداف گلامورگان به دنیا آمد. در جنگ جهانی دوم به نیروی هواییانگلستان در نایروبی پیوست. مدتی در یونان و سوریه خلبان جنگی بود. در ۱۹۴۲ بهواشینگتن رفت و نویسندگی را شروع کرد. اولین داستان‌هایش را بر اساس تجربه‌هایش در جنگ در نشریان آمریکایی به چاپ رساند. اما خیلی زود به نوشتن برای کودکان گرایش یافت. آثار او اثر زیادی بر نویسندگان انگلیسی زبان پس از او گذاشت. او در سال ۱۹۸۳ برندهٔ جایزهٔ ویت برد شد و در نوامبر ۱۹۹۰ درگذشت. مجلهٔ تایمز او را «یکی از پرخواننده‌ترین و تأثیرگذارترین نویسندگان نسل ما» نامید و نوشت : «کودکان عاشق داستان‌های رولد دال هستند و او را نویسندهٔ محبوب خود می‌دانند... داستان‌های او آثار کلاسیک آینده خواهند بود.»

  

**************************************************

مترجم : خانم پروین علی پور

 

 

پروین علی‌پور (متولد ۱۳۲۵ در شهسوار) مترجم آثار کودک و نوجوان است و از پیشگامان این

حوزه در ایران به شمار می‌آید. کتاب «چه جوری می شود بال شکسته ای را درمان کرد» با

ترجمه او به عنوان کتاب برتر کودک و نوجوان معرفی شد.

او کارشناس ارشد روان‌شناسی است و به دلیل علاقه‌اش به ادبیات، سال‌ها به عنوان دبیر

ادبیات به بچه‌ها تدریس کرده و همچنین حدود شش سال با سمت تهیه‌کننده و تکنولوژیست

آموزشی در تلویزیون مشغول به کار بوده است. علی‌پور تا اکنون ۴ جایزه از شورای کتاب

کودک گرفته‌است. او همچنین نویسنده برگزیده شانزدهمین دوره کتاب فصل در بخش کودک و

نوجوان، برنده دیپلم افتخار IBBY، جشنوارهکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، کتاب سال

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و هم‌چنین بارها برگزیده مجلات سروش نوجوان و سلام

بچه‌ها بوده‌است. او تا کنون بیش از ۹۰ اثر اعم از تألیف و ترجمه منتشر کرده‌است.

******************************************************************

ماتیلدا یکی از آثار پرطرفدار رولد دال، نویسندهٔ انگلیسی است.

ماتیلدا دختر کوچکی است که مورد توجه خانواده و والدین اش نیست. پدرش او را ابله

می‌داند. ماتیلدا هم برای انتقام گرفتن از پدرش دست به چه کارها که نمی‌زند!خانواده اش او

را به دبستان می‌فرستند. اوبا معلم جدیدش خانم هانی دوست می‌شود و به خاطر قدرت

 

جادویی اش خانم ترانچبال، مدیر مدرسه و خالهٔ خانم هانی را فراری می‌دهد. در آخر خانواده اش

به اسپانیا فرار می‌کنند و او با خانم هانی زندگی می‌کند.

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 2:3 توسط محمد اميرزاده | |

این مطلب در باره افرادی گفنه می شود که هر چه بیشتر سرمایه داشته باشند به همان نسبت حرص و طمع وگرفتاری و درد سری بیشتری دارند ولی افراد بی مایه لقمه ای نان می خورند وبیخیال از همه چیزی دنیا ، بدون دغدغه به زندگی راحتی خود ادامه می دهند.

یکی از پادشاهان عمرش به سر آمد و دار فانی را بدرود گفت و به سوی عالم باقی شتافت چون وارث و جانشینی نداشت وصیت کرد.بامداد نخستین روز پس از مرگش اولین کسی که از دروازه ی شهر در آید تاج شاهی را بر سر وی نهند و کلیه ی اختیارات مملکت را به او واگذار کنند.
اتفاقا فردای آن روز؛اولین فردی که وارد شهر شد گدائی بود که در همه ی عمر مقداری پول اندوخته و لباسی کهنه و پاره که وصله بر وصله بود به تن داشت.
ارکان دولت و بزرگان وصیت شاه را به جای آوردند و کلیه خزائن و گنجینه ها به او تقدیم داشتند و او را از خاک مذلت بر داشتند و به تخت عزت و قدرت نشاندند.پس از مدتی که درویش به مملکتداری مشغول بود.به تدریج ...
بعضی از امرای دولت سر از اطاعت و فرمانبرداری وی پیچیدند و پادشاهان ممالک همسایه نیز از هر طرف به کشور او تاختند.درویش به مقاومت برخاست و چون دشمنان تعدادشان زیادتر و قوی تر بود به ناچار شکست خورد و بعضی از نواحی و برخی از شهرها از دست وی بدر رفت. درویش از این جهت خسته خاطر و آرزده دل گشت.

در این هنگام یکی از دوستان سابقش که در حال درویشی رفیق سیر و سفر او بود به آن شهر وارد شد و یار جانی و برادر ایمانی خود را در چنان مقام و مرتبه دید به نزدش شتافت و پس از ادای احترام و تبریک و درود و سلام گفت ای رفیق شفیق شکر خدای را که گلت از خار برآمد و خار از پایت بدر آمد.بخت بلندت یاوری کرد و اقبال و سعادت رهبری؛تا بدین پایه رسیدی!
درویش پادشاه شده گفت:ای یار عزیز در عوض تبریک؛تسلیت گوی آن دم که تو دیدی غم نانی داشتم و امروز تشویش جهانی!
رنج خاطر و غم و غصه ام امروز در این مقام و مرتبه صدها برابر آن زمان و دورانی است که به اتفاق به گدائی مشغول بودیم و روزگار می گذراندیم

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 1:41 توسط محمد اميرزاده | |

 

 

رهبر فرزانه ی انقلاب مد ظله العالی :

«علو درجات و مقامات شهید عزیز آقای حاج حسین بصیر و دیگر شهیدان آن خطه مبارک را از خداوند مسئلت می‌کنم و یاد و نام شکوهمند آنان را گرامی می‌دارم».

 


در شام غریبان عاشورای حسینی سال ۱۳۲۲ در یکی از روستاهای” فریدونکنار “به دنیا آمد. او اولین فرزند زوج “محمد حسن بصیر” و سیده “سکینه طیبی نژاد” بود که در دورة ارباب و رعیتی به عنوان یک رعیت در زمین های ارباب کشاورزی می کردند. مادرش می گوید : «در آن دوره ما رعیت مردم بودیم و گندم و پنبه می کاشتیم. ما کار می کردیم و ارباب می برد. حتی خانه ای که زندگی می کردیم مال ارباب بود.» “حسین” در مهر ماه ۱۳۲۹ در سن ۷ سالگی به مدرسه فرستاده شد و دوره شش ساله ابتدایی نظام قدیم را در مدرسه “سنایی” فریدونکنار گذراند.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 1:28 توسط محمد اميرزاده | |

 

سلام کسی اینجا نیست 

 

یاستین گوردر

مهرداد بازیاری

 

  این کتاب یک کتاب کوچولو همراه با عکس برای نوجوانان است .

کتاب در مورد یک پسر بچه است که منتظر به دنیا اومدن برادر کوچولوش هست و همین موقع یک ادم فضایی می یاد توی خونشون . و اونها بحث و بررسی می کنند که روند شکل گیری انسان چطوری بوده خدا چه نعمت هایی به ما داده لزوم اعطای این نعمت ها چی بوده و ...... پس حتما خدایی هم هست .

 

برای دانلود رایگان کتاب اینجا کلیک کنید Ketabnak.com | کتاب‌های الکترونیکی رایگان

***********************************************

یوستین گردر (به نروژی: Jostein Gaarder) (زاده ۸ اوت ۱۹۵۲) نویسنده نروژی و معلم فلسفه

است. عمده شهرت او به‌خاطر نگارش کتاب آموزش فلسفه در قالب داستان با عنوان دنیای

سوفی است. او رمان‌نویس و خالق داستان‌های کوتاه است که بیش‌تر دارای اطلاعات فلسفی برای مخاطبین جوانش می‌باشد. یوستین گردر در رشته فلسفه، الهیات، و ادبیات از دانشگاه

اسلو فارغ‌التحصیل شد و سپس به‌مدت ده‌سال به‌تدریس «تاریخ عقاید» در دبیرستان‌ها پرداخت.

او در حال‌حاضر به‌عنوان نویسندهٔ آزاد درکنار ِ همسر و دو پسرش در اسلو زندگی می‌کند. رمان

معروفش به‌نام دنیای سوفی که در سال (۱۹۹۱ میلادی) منتشر شد او را به شهرت رساند. این

کتاب تاکنون به‌بیش از ۵۰ زبان مختلف برگردانده شده و میلیون‌ها جلد ِ آن به‌فروش رفته‌است. از

روی کتاب دنیای سوفی فیلمی نیز به‌همین نام ساخته‌اند.

 

 

 
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 1:2 توسط محمد اميرزاده | |

یکی از شاهزادگانی که به سعدی شیرازی ارادت داشت، محرمانه از شاهزاده خانم خویش به

وی شکایت کرد که همه ساله برای من سه قلوی دختر می‌آورد و از او علاج خواست. سعدی

راه‌حلی نشان داد که شاهزاده خانم را سخت برآشفته ساخت و فرمان داد او را از شهر اخراج

کنند. شیخ بار سفر بست و زاد و توشه سفر را در یکتای خورجین و تای دیگر را خالی گذاشت.

آن‌گاه خورجین را روی الاغ انداخت، ولی از هر طرف که خورجین را می‌انداخت، آن طرفی که پر

بود، سنگینی می‌کرد و به زمین می‌افتاد. شاهزاده خانم که از پنجره قصر این ماجرا را می‌نگریست، به سعدی بانگ زد و گفت: بار کج به منزل نمی‌رسد. چرا وسایلت را مساوی در هر دو طرف خورجین نمی‌گذاری تا تعادل برقرار شود و بارت به زمین نیفتد؟ سعدی گفت: از ترس شما؛ زیرا من هم جز آنچه شما گفته‌اید، نگفتم ولی شما امر کردی مرا از شهر بیرون کنند.

پیامها

ناراستی و حقه‌بازی عاقبت خوبی ندارد.


اگر خواهان به سرانجام رسیدن کارها و موفقیت در برنامه‌هایت هستی، راست‌گو و راست‌کردار

باش.

نظام آفرینش براساس عدل و راستی بنا شده است و هرگونه کژی و ناراستی بی‌نتیجه و نابود خواهد بود.


کاربرد: در تشویق به راستی و درست‌کاری و در نکوهش و متوجه کردن افرادی که به بیراهه

می‌روند به کار می‌رود.

ضرب المثل های هم مضمون

از راه برو، بیراه نرو.
هر چند که راهت دورتره.
از کجی و کج‌روی اندیشه کن.
اگر راستی، کارت آراستی.
بِهْ از راستی در جهان کاری نیست.
تا مار راست نشود، به سوراخ نمی‌رود.
جهان از پی راستی شد به پای.
راه راست، گم شدن ندارد.
سر ناراستی‌ها راستی است.
راستی شغل نیک‌بختان است.
کج منه پا وگرنه می‌لغزی.
هیچ تقلبی بهتر از راستی نیست.
به گیتی بِهْ از راستی پیشه نیست.
تیر اگر راست شود، بر هدف است.
خواهی که رستگار شوی، راستکار باش.
راست شو تا به راستان برسی.
راستی را زوال کی باشد؟ راستی موجب رضای خداست.
ز کژی نشد راست کار کسی.
عقل جز راستی نفرموده است

اشعار هم مضمون

از کجی بِهْ که روی برتابید * رستگاری ز راستی یابید از کژی افتی به کم و کاستی * از همه غم رستی اگر راستی (نظامی)
با ما کج و با خود کج و با خلق خدا کج * آخر قدمی راست بنه ای همه جا کج به از راستی کس ندارد درخت * که بارش بهشت است و تاج است و تخت (فردوسی)
نیک رو، بد مرو که نیک و بد است * که ز ما یادگار می‌ماند (مسعود سعد)

ریشه های قرآنی حدیثی

امام علی(علیه السلام): «اَالنَّجاۀُ مَعَ الصِّدقِ؛ رستن، با راستی همراه است».


امام علی(علیه السلام): «وَیلٌ لِمَن تَمادی فی غَیِّهِ وَ لَم یَغِی اِلَی الرُّشدِ؛ وای بر کسی که در

گمراهی خود فرو رود و به راه راست باز نیاید».


امام علی(علیه السلام): «مَن تَعَدّی الحَقَّ ضاقَ مَذهَبُهُ؛ هر که از حق فراتر رود، راهش تنگ

شود».

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 0:50 توسط محمد اميرزاده | |

 

نوشتن زگفتن، مهم تر شناس       به گاهِ نوشتن، به جاي آر هوش

 

مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمه  دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری

 
است .


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 4:41 توسط محمد اميرزاده | |

پرونده:Great Expectations.jpg 

آرزوهای بزرگ

 

به انگلیسی: Great Expectations)، رمانی است از چارلز دیکنز، نویسنده شهیر

انگلیسی، که ابتدا به صورت داستان دنباله‌دار از دسامبر ۱۸۶۰ تا اوت ۱۸۶۱ میلادی در هفته‌نامه

«سراسر سال» به چاپ رسید. وقایع این کتاب که به صورت خودزندگی‌نامه از قول شخصیت

اصلی داستان، کودکی یتیم موسوم به «پیپ» نگاشته شده‌است، از سال ۱۸۱۲، هنگامی که او

 هفت سال دارد، تا زمستان ۱۸۴۰ اتفاق می‌افتد. آرزوهای بزرگ را می‌توان به نوعی زندگی‌نامهٔ

 خودنوشت شخص دیکنز نیز دانست که همچون آثار دیگرش تجربیات تلخ و شیرین او از زندگی و

 مردم را نمایان می‌سازد.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 4:19 توسط محمد اميرزاده | |


mini1 دانلود کتاب صوتی بی بال پریدن   قیصر امین پور

با اجرای بسیار زیبای مریم طالبی

زمان کل: ۵۸ دقیقه

پشت جلد: این کتاب، مجموعه ای است از یازده قطعه نثر ادبی، که با بهره گیری از طنز و نگاهی شاعرانه، به مسایل اجتماعی پرداخته است. کتاب حاضر به لحاظ تلفیق موثر نثر و شعر، اثری متفاوت به شمار می رود. از متن کتاب: بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند و بعضی از آدم ها غلط چاپی دارند. بعضی از آدم ها زیادی غلط دارند و بعضی غلط های زیادی! این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 4:17 توسط محمد اميرزاده | |

 

اگر كوه ها كر نبودند

 اگر آب ها تر نبودند

 اگر باد می ايستاد ...

 تو را می توانستم

 اي دور !

 از دور

 يك بار ديگر ببینم !

گل ها همه آفتاب گردانند

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 4:13 توسط محمد اميرزاده | |

 

ریچارد باخ نویسنده ی کتابی با عنوان جانان مرغ دریایی که اولین ترجمه آن در ایران با نام "پرنده

ای به نام آذرباد" به چاپ رسید. ریچارد باخ که یک خلبان آمریکایی بود همانند نویسنده و خلبان

فرانسوی، آنتوان دو سنت اگزوپری خالق شاهزاده کوچولو، داستانش گل کرد و آوازه ی جهان

شد. نمی دانم این خلبان ها آن بالا  که هستند چه بر سرشان می آید و جرقه ای در ذهنشان می

 زند. هر چه  که هست تمام اینها نتیجه سفر کردن هست.

 

حالا بریم سراغ داستان این کتاب و بعد اینکه چطور می شود تهیه اش کرد:

بیش‌تر مرغ‌های دریایی نمی‌خواستند بیش از آن‌چه راجع‌به پرواز می‌دانستند بیاموزند. برای آن‌ها

فقط پرواز به طرف ساحل برای دست یافتن به غذا مطرح بود، ولی آذرباد بیش از هر چیز در زندگی

 از آموختن پرواز لذت می‌برد. او به زودی دریافت که این طرز فکر سبب می‌شود که او محبوبیت

 خود را میان دیگران از دست بدهد. حتی پدر و مادرش از این‌که او تمام روزها را تنها می‌گذرانید و

پروازهای سختی را انجام می‌داد نگران بودند.

مادرش می‌پرسید: چرا…آذرباد، چرا؟ برایت سخت است مثل دیگران باشی؟ چرا نمی‌پذیری که این

 جور پروازها برای پرندگان دیگر مناسب است، نه برای ما. پسرم چرا غذا نمی‌خوری؟ تو یک پارچه

 پوست و استخوان شده‌ای!

آذرباد می‌گفت: برای من مهم نیست که پوست و استخوان  باشم . من می‌خواهم نهایت توانایی

 خود را در کار پرواز بسنجم.


نویسنده: ريچارد باخ

مترجم: سودابه پرتوي
نوبت چاپ: چاپ هفتم 1382
تعداد صفحات: 88
نام انتشارات: اميركبير
شابک : 3-139-300-964

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 4:3 توسط محمد اميرزاده | |

 

محمد بهمن‌بیگی (تولد ۱۲۹۸ - وفات ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹) نویسنده ایرانی و بنیان‌گذار آموزش

عشایری در ایران بود. بهمن بیگی به عنوان موفق ترین فرد در توسعه آموزش در جهان سوم

شناخته می شود.

 

وی در ایل قشقایی در فیروزآباد استان فارس به دنیا آمد. پس از پایان دورهٔ کارشناسی حقوق در

 دانشگاه تهران، در راستای سیاست‌های دولتِ وقت و تحت حمایت اصل چهار ترومن، کوشش خود

 را جهت برپایی مدرسه‌های سیّار برای بچه‌های ایل آغاز کرد و توانست برنامهٔ سوادآموزی عشایر

را به تصویب برساند. او توانست دختران عشایری را نیز به مدرسه‌های سیّار جلب کند و نخستین

 مرکز تربیت معلم عشایری را بنیان نهد. بهمن‌بیگی به سبب کوشش پی‌گیر در راه سوادآموزی به

 هزاران نفر کودکِ تُرک، لُر، کُرد، بلوچ، عرب و ترکمن، برندهٔ جایزهٔ سوادآموزی سازمان یونسکو شد.

 او تجربه‌های آموزشیِ خود را در چند کتاب در قالب داستان نوشته‌است.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 3:53 توسط محمد اميرزاده | |

 

تمام كلماتم

كبوتر شده امروز...

چه صبحی !

چه عطري ! چه هوايی !

عجب منظره هايی ! …

نه در هست ،

نه ديوار

نه خوابم ، نه بیدار

كسی با سبدي از كلمه

آمد و در زد

دلم باز،

پرنده شد و پر زد

به چشمم همه جا باغ و چمن شد

گلی مادر من شد .

تمام كلماتم

كبوتر شده امروز

مدادم

در احساس پريدن

شناور شده امروز

دوباره من و يك دفتر صدبرگ

من و كاغذ رنگی

چه صبحی !

چه پرواز بلندي !

چه انشاي قشنگی !

حميد هنرجو

 

  متولد 1352 ،شاعر ،نویسنده و روزنامه نگار

شهرستان ملایر - استان زیبای همدان

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 3:28 توسط محمد اميرزاده | |

تبر

 
صبح بود ، اما جنگل زیبا هنوز در خواب بود. آواز خروس بلند شد و در همه جای جنگل پیچید به درختها رسید درختها بیدار شدند به گلها رسید شگفتند.

جنگل پر از شادی بود گل شیپوری آرام وآسوده در خواب به سر می برد .

ناگهان! درختها ساکت شدند گلها گلبرگهایشان را جمع کردند .گل شقایق با نگرانی وشتاب ، گل شیپوری را بیدار کرد تبر –تبر ویرانگر می آید گل شیپوری وحشت زده بیدار شد زود در شیپورش دمید خطر، خطر آماده باشید اما! دیر شده بود درختها وگلها همه غافل گیر شده بودند تبر به جنگل رسیده بود ترس وسکوت همه ی جنگل را پر کرده بود تبر صدای لرزیدن درختی را شنید با سینه سپر کرده وقدمهای محکم پیش آمد ودر خت را قطع کرد وبه سراغ سیب کهن سال رفت ضربه های محکم تبر پیکره ی درخت سیب را به لرزه درآورد باران سیب فرو ریخت. سیب کهن سال به زمین افتاد جنگل لرزید ترس در گلها ودرختان بیشتر شد .تبر شاد بود اما ! یک در خت تصمیم گرفت جلوی تبر را بگیرد او می خواست تبر را نابود کند به تبر حمله کرد.

تبر ترسید ناگهان به یاد آورد که در خت تنهاست امیدوار شد ضربه ای به درخت زد یک شاخه اش افتاد ضربه دیگر کار درخت را ساخت آخر او تنها بود زندگی بسیاری از درخت ها به باد رفت تبر پیروز شده بود تبر شاد بود و مغرور می خندید با خودش فکر می کرد همه جنگل ها را نابود می کنم من تبرم به طرف جنگل دیگر ی به راه افتاد صدای پایش در راه می پیچید گلهای شیپوری جنگل همسایه که همیشه بیدار ومراقب بودند صدای ای تبر را شنیدند فریاد آماده باش همه جنگل را پر کرده بود به درختها وگلها رسید آنها آماده شدند شاخه ها دست به دست همدیگر دادند وساقه ها چون گیسوان بافته درهم شدند صدای پا نزدیکتر می شد اما جنگل آماده بود تبر به جنگل رسید اما چه دید همه گلها و درختها یکی شده بودند تبر ترسید و وحشت کرد نمی توانست کاری بکند از ترس خواست فرار کند اما دیگر دیر شده بود شاخه ها به دست و پایش پیچیدند اسیرش کردند آواز پیروزی جنگل را پر کرد باد سرود پیروزی جنگل را به دور دستها برد دیگر آنها می دانستند تنها وقتی پیروز می شوند که باهم باشند.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 3:14 توسط محمد اميرزاده | |

 

بارها این ضرب المثل سرشار از معنا را شنیده ایم؛ «یک دست صدا ندارد».دست، نمادی از قدرت و

 نیرو است و همه می دانیم که یک دست، توانایی اش محدود و برای انجام کارهای بزرگ ناتوان

 است.

قرآن کریم به جمع و جماعت ارزش والایی نهاده و در فرازهای مختلف، جامعه اسلامی را به اتحاد و

 برادری و وحدت و همدلی دعوت نموده است تا در پرتو یکپارچگی امت اسلامی،هدف های مادی و

 معنوی نظام اسلامی تحقق یابد.روایات اسلامی نیز با تعابیر گوناگون و متعددی همچون «ید الله

مع الجماعة؛دست خدا همراه جماعت است»، بر این مهم تأکید و توصیه نموده و گروه های پراکنده

 را به وحدت فرخوانده است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 2:58 توسط محمد اميرزاده | |


کلاغ خواست راه رفتن کبک را بیاموزد

راه رفتن خود را هم فراموش کرد!
 
 


 

زمینه پیدایش ضرب المثل

آورده‌اند که روزی زاغی، کبکی را دید که می‌رفت. خرامیدن او زاغ را خوش

 آمد و از تناسب حرکات و چستی اطراف او آرزو برد، چه طبایع را به ابواب

 محاسن التفاتی تمام است و هر آینه آن را جویان باشد در جمله خواست که

 آن را بیاموزد. یک چندی بکوشید و بر اثر کبک بپویید. رفتن او را نیاموخت و

رفتار خویش فراموش کرد، چنان‌که رجوع بدان ممکن نبود.


 

پیامها

1. پیروی بی‌چون و چرا از فرهنگ غرب و کنار گذاشتن آداب و رسوم ملی و اسلامی نه تنها ما را به پیشرفت‌های علمی نمی‌رساند بلکه موجب از دست دادن فرهنگ و رسوم خودمان نیز می‌شود.
2. دوری از تقلید کورکورانه و بدون مبنای منطقی. کاربرد این مثل در جایی است که شخصی چشم‌بسته و بی‌چون و چرا از شخص دیگری تقلید کند بدون اینکه تقلید او از روی اصول عقلانی باشد.


 

ضرب المثل های هم مضمون

ـ کلاغ آمد چریدن یاد بگیرد، پریدن هم یادش رفت.

ـ روش کبک به تقلید نیاموزد زاغ.


ـ بی‌تقلید رفتن از کوری است.


ـ عبادت به تقلید گمراهی است.

ـ مباش بنده تقلید، اگر نه حیوانی.


ـ هنوز کفش‌هایم را پیدا نکرده‌ام.

اشعار هم مضمون

خلق را تقلیدشان بر باد داد            ای دو صد لعنت بر این تقلید باد


گاو و خر را نکند خوردن گندم، آدم   شرف مرد به تقلید نگردد حاصل

نمی‌دانم به هر جایی که هستی   خلاف رسم و عادت کن که رستی

هر چه خلاف آمد عادت بود            قافله‌سالار سعادت بود

 

ریشه های قرآنی حدیثی

 

«وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَیْهِ

 آبَاءنَا أَوَ لَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ شَیْئًا وَلاَ یَهْتَدُونَ ؛ چون به آنان گفته شود: به

 سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر بیایید، می‌گویند: آنچه پدران خود

 را بر آن یافته‌ایم ما را بس است. آیا هر چند پدرانشان چیزی نمی‌دانستند و

هدایت نیافته بودند؟» (مائده: 104)


رسول خدا(صلی الله علیه وآله): «لا تَکُونُوا اِمَّعَةً، تَقُولُونَ: اِنْ اَحْسَنَ النّاسُ

اَحْسَنّا، وَ‌ اِنْ ظَلَمُوا ظَلَمْنا وَ لکِنْ وَطِّنُوا اَنْفُسَکُمْ اِنْ اَحْسَنَ النّاسُ اَنْ تُحْسِنُوا، وَ‌

 اِنْ اَساؤُوا اَنْ لا تَظْلِمُوا؛ مقلّد و بی‌اراده نباشید که بگویید: اگر مردم خوبی

 کردند ما خوبی می‌کنیم و اگر ظلم کردند ما هم ظلم می‌کنیم، بلکه از

خودتان اراده داشته باشید، اگر مردم خوبی کردند، شما خوبی کنید و اگر

بدی کردند، شما ظلم نکنید.»

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 2:24 توسط محمد اميرزاده | |


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 1:38 توسط محمد اميرزاده | |


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 1:23 توسط محمد اميرزاده | |

 

نکاتی مربوط به درست نویسی

 

درس اول

 

کتاب نگارش و انشا هشتم

 

 

اینجا

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 1:2 توسط محمد اميرزاده | |


 

 

 

چاه کن ته چاه است

 

عبارت بالا ترجمه فارسی عبارت : من حفربثراً لاخیه، وقع فیه ، منتسب به حضرت علی ابن ابی

 طالب(ع) است که نیازی به ریشه و علت تاریخی ندارد اما چون واقعه جالبی این عبارت آموزنده را

 بر سر زبانها انداخت ودوراندیشی سرور متقیان را در انشاد و انشای کلمات قصار مدلل داشت لذا

 بی مناسبت نیست به آن واقعه تاریخی اجمالا اشاراتی رود .

المعتصم بالله خلیفه عباسی با مردی از اعراب بادیه طرح دوستی ریخت و ازمصاحبت با او لذت می

 برد . خلیفه را ندیمی بود که متاسفانه از صفت مذموم ونکوهیده حقد و حسادت بی نصیب نبود

. ندیم موصوف وقتی از جریان دوستی و علاقه مفرط خلیفه نسبت به عرب بادیه نشین آگاه شد

 عرق حسادتش بجنبید و تدبیری اندیشید تا بدوی بیچاره را به گناه صفای باطن و صافی ضمیرش

 از چشم خلیفه بیندازد و از سر راه منافع ومصالح خویش بردارد .


پس باعرب بدوی گرم گرفت وروزی اورا به خانه خود خواند تا ساعتی را فارغ از اشتغالات زندگی

 به صرف ناهار و گفت و شنود بپردازند . ندیم مورد بحث قبلا به آشپزش دستور داده بود که در

 غذای بدوی سیر زیادی ریخت وچون بدوی از آن غذا خورد قهرا دهانش بوی سیر گرفت .

ندیم نابکارکه از تقرب و مصاحبت بدوی با خلیفه رنج می برد و می خواست که این گرمی اشتیاق

 به سردی و برودت گراید لذا با قیافه حق بجانب به او گفت :« چون سیرخوردی زنهار که در

 مصاحبت با خلیفه دست بر دهان گیری و کمتر و دورتر حرف بزنی تا خلیفه از بوی زننده سیر

 متأذی نشود و احیانا بر توخشم نگیرد .» چون از یکدیگر جدا شدند ندیم بی درنگ به حضور خلیفه

 شتافت و گفت :« این بدوی علیه ما که خود را در لباس دوستی جلوه می دهد و از خوان بی دریغ

 حضرت خلیفه همواره منتفع و برخوردار است هم اکنون اظهارداشت که از بوی دهان خلیفه رنج

 می برد و به هنگام مصاحبت گاهگاهی مجبور می شود جلوی دهانش را بگیرد تا متأذی و ناراحت

 نگردد . براستی دریغ است از حضرت امیرالمومنین به این گونه افراد جسور و بی ادب افتخار

 مصاحبت و مجالست بخشند!»

خلیفه چون این سخن بشنید بدوی را به حضور طلبید واز باب امتحان با او به گفتگو پرداخت . آن

 بیچاره پاکدل و از همه جا بی خبر که نصیحت ندیم را به حسن نیت و کمال خیرخواهی تلقی کرده

 است دست بر دهان گرفت تا مانع از سرایت بوی دهانش شود و خلیفه را متأذی نکند ولی خلیفه

 معتصم با سابقه ذهنی قبلی این عمل و رفتار بدوی را حمل برانزجار و اشمئزازش از بوی دهان

 خویش کرد و صدق قول و ادعای ندیم را مسلم دانسته بدون آنکه حرفی بزند و در پیرامون قضیه

 توضیح بخواهد رقعه ای برداشت و بر روی آن نوشت :« به محض رویت این نامه گردن آورنده کاغذ

 را بزن والسلام .»


آن گاه رقعه را مهر کرده سرش را بست و با قیافه متبسم به دست بدوی داد و گفت :« فورا

 حرکت کن و این نامه را به فلان حاکم برسان .» عرب بدوی زمین ادب را بوسیده به جانب مقصد

 روان گردید .
ندیم موصوف که در بیرون دارالخلافه منتظر بود تااز نتیجه تفتین و سعایت خودآگاهی حاصل کند

 بدوی را دید که به سرعت از دارالخلافه خارج شده به جانبی روان است . پرسید :« به کجا می

 روی ؟» جواب داد :« خلیفه را از طرزعمل و ادب من خوش آمد و این نامه را که نمی دانم در آن

 چه نوشته به من داده است تا به فلان حاکم برسانم .»


ندیم طماع که غالبا شاهد و ناظر صله و انعام گرفتن عرب بدوی از خلیفه بود با خود اندیشید که

 حتما تیر سعایتش به سنگ خورده نه تنها خلیفه خشمگین نگردیده بلکه وی را با این نامه به نزد

 حاکم موصوف فرستاده تا صله و انعام شایسته دریافت کند ! پس به بدوی گفت :« نامه خلیفه را

 به من بده تامن به حاکم برسانم زیرا وسیله و مرکوب من برای رساندن نامه مجهزتر و

 سریعتراست .» بدوی پاک سرشت بدون آنکه توهم و تردیدی به خود راه دهد نامه را به او داد

 وخود در شهر بغداد می گشت تا ندیم بازگردد وامتثال امررا به سمع خلیفه برساند . ندیم بدجنس

 به طمع جیفه دنیا به جانب حاکم و به کام مرگ شتافت و به سزای عمل خویش رسید اما خلیفه

 معتصم که چندروزی از ندیمش بی خبر بود و از عاقبت کار عرب بدوی هم اطلاعی نداشت جریان

 را جویا شد به عرض رسانیدند که از ندیم خبری ندارند ولی اعرابی بدوی همه روزه در خیابانهای

 بغداد قدم می زند . خلیفه در شگفت شد و بدوی را خواست و ماجرای نامه و انجام ماموریت را

 استفسار کرد . بدوی جریان قضیه را کماهوحقه معروض داشت و خلیفه ازاو پرسید :« بگو ببینم

 کجا دهانم بوی بد می دهد که تو از آن متأذی هستی ؟» بدوی جواب داد :« مگر کسی چنین

 مطلبی گفته است ؟» خلیفه گفت :« غیر از توکسی نگفته و ندیم هم شهادت داده است » به

 علاوه چه دلیلی بالاتر از این که در مکالمه با من دست را جلوی دهان و بینی گرفتی وازنزدیک

 شدن به من احتراز می جستی ؟ عرب بدوی چون این سخن بشنید به قصد و نیت سوء ندیم در

 مورد مهمانی وخورانیدن غذای سیردار واقف شد و آنچه را که در منزل ندیم گذشت به سمع

 خلیفه رسانید و خلیفه چون به خبث طینت ندیم پی برد که چه دام مهیبی در پیش پای بدوی بی

 گناه نهاد و بالمال خود در دام خدعه افتاد پس ازقدری تامل گفت: من حفربثراً لاخیه، وقع فیه

. یعنی هر کس برای برادرش چاه بکند مالا خود در آن چاه می افتد . پس عرب بدوی را بیشتراز

 پیش مورد تفقد و نوازش قرارداد وعبارت بالا بر اثر این واقعه درمیان اعراب و ترجمه فارسی آن

 درمیان ایرانیان به صورت ضرب المثل درآمد.

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 15:30 توسط محمد اميرزاده | |

 

دانلود رایگان pdf  نسخه نهایی آموزش مهارت های نوشتاری (نگارش و انشا) پایه هشتم سال تحصیلی 94-93

 

مهارت های نوشتاری کلاس هشتم

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم خرداد 1393ساعت 7:9 توسط محمد اميرزاده | |