رویش باران - ادبیات فارسی متوسطه ی اول

   

 

هــــمه در بعــــثت ذرات هســــتيم                 هـــــمه پيــغمبر بــــالذات هســـتيم

 

           به نام خدایی که نامش نکوست                    و آرام دل در جهان نام اوست 

نام تـو دعـای مـستـجـاب باران

هر بار که خوانده ام تو را باریدم


 همکاران گرانمایه و فرهیخته! پرچم داران عرصه ی علم  وادب پارسی!


ادب دوستان والامقام! صدای پای بهار می آید.خوش حالم و خدا را سپاسگزار.

که در آستانه ی  سال ۱۳۹۰ تصمیم گرفتم رویش باران را به نظاره نشسته


و همراهی کنم. رویش باران  تصمیم دارد در کوچه باغ های کتب  فارسی دوره ی متوسطه ی اول


ببارد.گل ها و گیاهان را سیراب کندو دنیایی بسازد زیبا وسبز،سبز از وجود نوجوانان.


نوجوانانی خلاق،بانشاط همچون باد و آب وبهاروگل و دریا و آسمان.

 

اینجانب محمد امیرزاده دبیر ادبیات فارسی

 

 دوره ی متوسطه ی اول

 

دبیرستان استعداد های درخشان شهید بهشتی ( سمپاد ) و شاهد امام صادق ( ع )


 و غیر دولتی  امام حسین ( ع )  شهرستان  کاشمر( خراسان رضوي ) ،نیازمند ابرهای پر از

 

 مهر و محبت شما هستم.قطره قطره به آسمان


 پرمی گشاییم و دوباره می باریم .رویش باران تصمیم دارد با همکاری و تبادل تجربیات و


نظرات ارزنده ی  شما همکار گرامی و سایر ادب دوستان و دانش آموزان عزیز،به بیان نکات


جالب آموزشی وادبی ، پرورشی ،اخلاقی،علمی،هنری و مفاهیم کاربردی درس فارسی


دوره ی  متوسطه ی اول بپردازد.


در این جاده پر پیچ و خم ،همراه و همگام شما عزیزان خواهم بود .سالم و سربلند و مانا باشید .
 


SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون
 


 *************************************************************

 


**********************************************************

در اين شب هاي بي پايان

 

چه مي خواهم به جز باران

 

عزیزان من !

سلام و عرض ادب

 

تمام نظرات و پيام هاي  ارزشمند دوستان با احترام خاص

مورد  مطالعه و بررسي قرار گرفته و سپس حذف مي

شود.

با عرض پوزش  ، به نظرات عزيزان پاسخ داده نمي شود.

 سوالات دانش آموزان عزيز نكته برداري شده و در مدرسه

 گلستان علم و دانش پاسخ داده خواهد شد.

در استفاده از مطالب  هيچ گونه ممانعتي وجود نداشته و

 ندارد و ذكر منبع  نيازي نيست.چرا كه

 

آسمان فرصت پرواز بلند است

 

قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي

 

لذا

 

بدون واهمه يك شب بيا به خانه ي من

 

تمام راه پر است از چراغ چشمانم 

 

دوستان عزيز با ذكر يك صلوات بر نبي

مهرباني ،گل سرسبد آفرينش  حضرت محمد( ص ) دهان

 خويش رو خوش بو خواهند فرمود.

 

با شما خواهم رفت تا طلوع هر چه خورشيد است.

 

 

    این الملوک و ابناءالملوک من هذه اللذه کجایند پادشاهان و شاهزادگان که ببیند لذتی که من الان

 احساس می کنم بیشتر است ،یا لذتی هایی که آن ها می برند.

ای ابتدای رویش باران خوش آمدی                           ای صبح بی قرار بهاران خوش آمدی

 

چشمت هزار مرتبه تکرار روشنی است                    با لحظه های نور فراوان خوش آمدی

 

 
 

 سال ۱۳۹۳

 

 سال اقتصاد و فرهنگ

 

با عزم ملی

 

و مدیریت جهادی

 

  مبارک باد !

 

 
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 9:39 توسط محمد اميرزاده | |

 

سلام و درود بر دانش آموزان خوبم!

عید زیبای فطر را خدمت شما عزیزان و خانواده های محترم و ارجمندتون تبریک عرض می کنم.

انشالله که طاعات و عبادات همه عزیزان و بزرگواران مورد قبول پروردگار مهربان قرار گرفته

باشد.

دانش آموزان عزیز مدرسه ی شاهد امام صادق ع بعد از 11 سال خدمت در آن آموزشگاه  با توجه

به 20 ساله شدن خدمت آموزشی و 20 ساعته شدن تدریس  در محضر شما عزیزان نخواهم بود.

 سال آینده   تمام ساعات را در آموزشگاه استعدادهای درخشان خواهم بود. برای همه  ی شما

سلامتی و سربلندی را از خداوند منان خواستارم.

نوشته شده در چهارشنبه هشتم مرداد 1393ساعت 12:10 توسط محمد اميرزاده | |

 

نوشتن زگفتن، مهم تر شناس       به گاهِ نوشتن، به جاي آر هوش

مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمه  دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری

 
است .


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 4:41 توسط محمد اميرزاده | |

پرونده:Great Expectations.jpg 

آرزوهای بزرگ

 

به انگلیسی: Great Expectations)، رمانی است از چارلز دیکنز، نویسنده شهیر

انگلیسی، که ابتدا به صورت داستان دنباله‌دار از دسامبر ۱۸۶۰ تا اوت ۱۸۶۱ میلادی در هفته‌نامه

«سراسر سال» به چاپ رسید. وقایع این کتاب که به صورت خودزندگی‌نامه از قول شخصیت

اصلی داستان، کودکی یتیم موسوم به «پیپ» نگاشته شده‌است، از سال ۱۸۱۲، هنگامی که او

 هفت سال دارد، تا زمستان ۱۸۴۰ اتفاق می‌افتد. آرزوهای بزرگ را می‌توان به نوعی زندگی‌نامهٔ

 خودنوشت شخص دیکنز نیز دانست که همچون آثار دیگرش تجربیات تلخ و شیرین او از زندگی و

 مردم را نمایان می‌سازد.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 4:19 توسط محمد اميرزاده | |


mini1 دانلود کتاب صوتی بی بال پریدن   قیصر امین پور

با اجرای بسیار زیبای مریم طالبی

زمان کل: ۵۸ دقیقه

پشت جلد: این کتاب، مجموعه ای است از یازده قطعه نثر ادبی، که با بهره گیری از طنز و نگاهی شاعرانه، به مسایل اجتماعی پرداخته است. کتاب حاضر به لحاظ تلفیق موثر نثر و شعر، اثری متفاوت به شمار می رود. از متن کتاب: بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند و بعضی از آدم ها غلط چاپی دارند. بعضی از آدم ها زیادی غلط دارند و بعضی غلط های زیادی! این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 4:17 توسط محمد اميرزاده | |

 

اگر كوه ها كر نبودند

 اگر آب ها تر نبودند

 اگر باد می ايستاد ...

 تو را می توانستم

 اي دور !

 از دور

 يك بار ديگر ببینم !

گل ها همه آفتاب گردانند

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 4:13 توسط محمد اميرزاده | |

 

ریچارد باخ نویسنده ی کتابی با عنوان جانان مرغ دریایی که اولین ترجمه آن در ایران با نام "پرنده

ای به نام آذرباد" به چاپ رسید. ریچارد باخ که یک خلبان آمریکایی بود همانند نویسنده و خلبان

فرانسوی، آنتوان دو سنت اگزوپری خالق شاهزاده کوچولو، داستانش گل کرد و آوازه ی جهان

شد. نمی دانم این خلبان ها آن بالا  که هستند چه بر سرشان می آید و جرقه ای در ذهنشان می

 زند. هر چه  که هست تمام اینها نتیجه سفر کردن هست.

 

حالا بریم سراغ داستان این کتاب و بعد اینکه چطور می شود تهیه اش کرد:

بیش‌تر مرغ‌های دریایی نمی‌خواستند بیش از آن‌چه راجع‌به پرواز می‌دانستند بیاموزند. برای آن‌ها

فقط پرواز به طرف ساحل برای دست یافتن به غذا مطرح بود، ولی آذرباد بیش از هر چیز در زندگی

 از آموختن پرواز لذت می‌برد. او به زودی دریافت که این طرز فکر سبب می‌شود که او محبوبیت

 خود را میان دیگران از دست بدهد. حتی پدر و مادرش از این‌که او تمام روزها را تنها می‌گذرانید و

پروازهای سختی را انجام می‌داد نگران بودند.

مادرش می‌پرسید: چرا…آذرباد، چرا؟ برایت سخت است مثل دیگران باشی؟ چرا نمی‌پذیری که این

 جور پروازها برای پرندگان دیگر مناسب است، نه برای ما. پسرم چرا غذا نمی‌خوری؟ تو یک پارچه

 پوست و استخوان شده‌ای!

آذرباد می‌گفت: برای من مهم نیست که پوست و استخوان  باشم . من می‌خواهم نهایت توانایی

 خود را در کار پرواز بسنجم.


نویسنده: ريچارد باخ

مترجم: سودابه پرتوي
نوبت چاپ: چاپ هفتم 1382
تعداد صفحات: 88
نام انتشارات: اميركبير
شابک : 3-139-300-964

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 4:3 توسط محمد اميرزاده | |

 

محمد بهمن‌بیگی (تولد ۱۲۹۸ - وفات ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹) نویسنده ایرانی و بنیان‌گذار آموزش

عشایری در ایران بود. بهمن بیگی به عنوان موفق ترین فرد در توسعه آموزش در جهان سوم

شناخته می شود.

 

وی در ایل قشقایی در فیروزآباد استان فارس به دنیا آمد. پس از پایان دورهٔ کارشناسی حقوق در

 دانشگاه تهران، در راستای سیاست‌های دولتِ وقت و تحت حمایت اصل چهار ترومن، کوشش خود

 را جهت برپایی مدرسه‌های سیّار برای بچه‌های ایل آغاز کرد و توانست برنامهٔ سوادآموزی عشایر

را به تصویب برساند. او توانست دختران عشایری را نیز به مدرسه‌های سیّار جلب کند و نخستین

 مرکز تربیت معلم عشایری را بنیان نهد. بهمن‌بیگی به سبب کوشش پی‌گیر در راه سوادآموزی به

 هزاران نفر کودکِ تُرک، لُر، کُرد، بلوچ، عرب و ترکمن، برندهٔ جایزهٔ سوادآموزی سازمان یونسکو شد.

 او تجربه‌های آموزشیِ خود را در چند کتاب در قالب داستان نوشته‌است.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 3:53 توسط محمد اميرزاده | |

 

تمام كلماتم

كبوتر شده امروز...

چه صبحی !

چه عطري ! چه هوايی !

عجب منظره هايی ! …

نه در هست ،

نه ديوار

نه خوابم ، نه بیدار

كسی با سبدي از كلمه

آمد و در زد

دلم باز،

پرنده شد و پر زد

به چشمم همه جا باغ و چمن شد

گلی مادر من شد .

تمام كلماتم

كبوتر شده امروز

مدادم

در احساس پريدن

شناور شده امروز

دوباره من و يك دفتر صدبرگ

من و كاغذ رنگی

چه صبحی !

چه پرواز بلندي !

چه انشاي قشنگی !

حميد هنرجو

 

  متولد 1352 ،شاعر ،نویسنده و روزنامه نگار

شهرستان ملایر - استان زیبای همدان

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 3:28 توسط محمد اميرزاده | |

تبر

 
صبح بود ، اما جنگل زیبا هنوز در خواب بود. آواز خروس بلند شد و در همه جای جنگل پیچید به درختها رسید درختها بیدار شدند به گلها رسید شگفتند.

جنگل پر از شادی بود گل شیپوری آرام وآسوده در خواب به سر می برد .

ناگهان! درختها ساکت شدند گلها گلبرگهایشان را جمع کردند .گل شقایق با نگرانی وشتاب ، گل شیپوری را بیدار کرد تبر –تبر ویرانگر می آید گل شیپوری وحشت زده بیدار شد زود در شیپورش دمید خطر، خطر آماده باشید اما! دیر شده بود درختها وگلها همه غافل گیر شده بودند تبر به جنگل رسیده بود ترس وسکوت همه ی جنگل را پر کرده بود تبر صدای لرزیدن درختی را شنید با سینه سپر کرده وقدمهای محکم پیش آمد ودر خت را قطع کرد وبه سراغ سیب کهن سال رفت ضربه های محکم تبر پیکره ی درخت سیب را به لرزه درآورد باران سیب فرو ریخت. سیب کهن سال به زمین افتاد جنگل لرزید ترس در گلها ودرختان بیشتر شد .تبر شاد بود اما ! یک در خت تصمیم گرفت جلوی تبر را بگیرد او می خواست تبر را نابود کند به تبر حمله کرد.

تبر ترسید ناگهان به یاد آورد که در خت تنهاست امیدوار شد ضربه ای به درخت زد یک شاخه اش افتاد ضربه دیگر کار درخت را ساخت آخر او تنها بود زندگی بسیاری از درخت ها به باد رفت تبر پیروز شده بود تبر شاد بود و مغرور می خندید با خودش فکر می کرد همه جنگل ها را نابود می کنم من تبرم به طرف جنگل دیگر ی به راه افتاد صدای پایش در راه می پیچید گلهای شیپوری جنگل همسایه که همیشه بیدار ومراقب بودند صدای ای تبر را شنیدند فریاد آماده باش همه جنگل را پر کرده بود به درختها وگلها رسید آنها آماده شدند شاخه ها دست به دست همدیگر دادند وساقه ها چون گیسوان بافته درهم شدند صدای پا نزدیکتر می شد اما جنگل آماده بود تبر به جنگل رسید اما چه دید همه گلها و درختها یکی شده بودند تبر ترسید و وحشت کرد نمی توانست کاری بکند از ترس خواست فرار کند اما دیگر دیر شده بود شاخه ها به دست و پایش پیچیدند اسیرش کردند آواز پیروزی جنگل را پر کرد باد سرود پیروزی جنگل را به دور دستها برد دیگر آنها می دانستند تنها وقتی پیروز می شوند که باهم باشند.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 3:14 توسط محمد اميرزاده | |

 

بارها این ضرب المثل سرشار از معنا را شنیده ایم؛ «یک دست صدا ندارد».دست، نمادی از قدرت و

 نیرو است و همه می دانیم که یک دست، توانایی اش محدود و برای انجام کارهای بزرگ ناتوان

 است.

قرآن کریم به جمع و جماعت ارزش والایی نهاده و در فرازهای مختلف، جامعه اسلامی را به اتحاد و

 برادری و وحدت و همدلی دعوت نموده است تا در پرتو یکپارچگی امت اسلامی،هدف های مادی و

 معنوی نظام اسلامی تحقق یابد.روایات اسلامی نیز با تعابیر گوناگون و متعددی همچون «ید الله

مع الجماعة؛دست خدا همراه جماعت است»، بر این مهم تأکید و توصیه نموده و گروه های پراکنده

 را به وحدت فرخوانده است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 2:58 توسط محمد اميرزاده | |


کلاغ خواست راه رفتن کبک را بیاموزد

راه رفتن خود را هم فراموش کرد!
 
 


 

زمینه پیدایش ضرب المثل

آورده‌اند که روزی زاغی، کبکی را دید که می‌رفت. خرامیدن او زاغ را خوش

 آمد و از تناسب حرکات و چستی اطراف او آرزو برد، چه طبایع را به ابواب

 محاسن التفاتی تمام است و هر آینه آن را جویان باشد در جمله خواست که

 آن را بیاموزد. یک چندی بکوشید و بر اثر کبک بپویید. رفتن او را نیاموخت و

رفتار خویش فراموش کرد، چنان‌که رجوع بدان ممکن نبود.


 

پیامها

1. پیروی بی‌چون و چرا از فرهنگ غرب و کنار گذاشتن آداب و رسوم ملی و اسلامی نه تنها ما را به پیشرفت‌های علمی نمی‌رساند بلکه موجب از دست دادن فرهنگ و رسوم خودمان نیز می‌شود.
2. دوری از تقلید کورکورانه و بدون مبنای منطقی. کاربرد این مثل در جایی است که شخصی چشم‌بسته و بی‌چون و چرا از شخص دیگری تقلید کند بدون اینکه تقلید او از روی اصول عقلانی باشد.


 

ضرب المثل های هم مضمون

ـ کلاغ آمد چریدن یاد بگیرد، پریدن هم یادش رفت.

ـ روش کبک به تقلید نیاموزد زاغ.


ـ بی‌تقلید رفتن از کوری است.


ـ عبادت به تقلید گمراهی است.

ـ مباش بنده تقلید، اگر نه حیوانی.


ـ هنوز کفش‌هایم را پیدا نکرده‌ام.

اشعار هم مضمون

خلق را تقلیدشان بر باد داد            ای دو صد لعنت بر این تقلید باد


گاو و خر را نکند خوردن گندم، آدم   شرف مرد به تقلید نگردد حاصل

نمی‌دانم به هر جایی که هستی   خلاف رسم و عادت کن که رستی

هر چه خلاف آمد عادت بود            قافله‌سالار سعادت بود

 

ریشه های قرآنی حدیثی

 

«وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَیْهِ

 آبَاءنَا أَوَ لَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ شَیْئًا وَلاَ یَهْتَدُونَ ؛ چون به آنان گفته شود: به

 سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر بیایید، می‌گویند: آنچه پدران خود

 را بر آن یافته‌ایم ما را بس است. آیا هر چند پدرانشان چیزی نمی‌دانستند و

هدایت نیافته بودند؟» (مائده: 104)


رسول خدا(صلی الله علیه وآله): «لا تَکُونُوا اِمَّعَةً، تَقُولُونَ: اِنْ اَحْسَنَ النّاسُ

اَحْسَنّا، وَ‌ اِنْ ظَلَمُوا ظَلَمْنا وَ لکِنْ وَطِّنُوا اَنْفُسَکُمْ اِنْ اَحْسَنَ النّاسُ اَنْ تُحْسِنُوا، وَ‌

 اِنْ اَساؤُوا اَنْ لا تَظْلِمُوا؛ مقلّد و بی‌اراده نباشید که بگویید: اگر مردم خوبی

 کردند ما خوبی می‌کنیم و اگر ظلم کردند ما هم ظلم می‌کنیم، بلکه از

خودتان اراده داشته باشید، اگر مردم خوبی کردند، شما خوبی کنید و اگر

بدی کردند، شما ظلم نکنید.»

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 2:24 توسط محمد اميرزاده | |


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 1:38 توسط محمد اميرزاده | |


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 1:23 توسط محمد اميرزاده | |

 

نکاتی مربوط به درست نویسی

 

درس اول

 

کتاب نگارش و انشا هشتم

 

 

اینجا

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 1:2 توسط محمد اميرزاده | |


 

 

 

چاه کن ته چاه است

 

عبارت بالا ترجمه فارسی عبارت : من حفربثراً لاخیه، وقع فیه ، منتسب به حضرت علی ابن ابی

 طالب(ع) است که نیازی به ریشه و علت تاریخی ندارد اما چون واقعه جالبی این عبارت آموزنده را

 بر سر زبانها انداخت ودوراندیشی سرور متقیان را در انشاد و انشای کلمات قصار مدلل داشت لذا

 بی مناسبت نیست به آن واقعه تاریخی اجمالا اشاراتی رود .

المعتصم بالله خلیفه عباسی با مردی از اعراب بادیه طرح دوستی ریخت و ازمصاحبت با او لذت می

 برد . خلیفه را ندیمی بود که متاسفانه از صفت مذموم ونکوهیده حقد و حسادت بی نصیب نبود

. ندیم موصوف وقتی از جریان دوستی و علاقه مفرط خلیفه نسبت به عرب بادیه نشین آگاه شد

 عرق حسادتش بجنبید و تدبیری اندیشید تا بدوی بیچاره را به گناه صفای باطن و صافی ضمیرش

 از چشم خلیفه بیندازد و از سر راه منافع ومصالح خویش بردارد .


پس باعرب بدوی گرم گرفت وروزی اورا به خانه خود خواند تا ساعتی را فارغ از اشتغالات زندگی

 به صرف ناهار و گفت و شنود بپردازند . ندیم مورد بحث قبلا به آشپزش دستور داده بود که در

 غذای بدوی سیر زیادی ریخت وچون بدوی از آن غذا خورد قهرا دهانش بوی سیر گرفت .

ندیم نابکارکه از تقرب و مصاحبت بدوی با خلیفه رنج می برد و می خواست که این گرمی اشتیاق

 به سردی و برودت گراید لذا با قیافه حق بجانب به او گفت :« چون سیرخوردی زنهار که در

 مصاحبت با خلیفه دست بر دهان گیری و کمتر و دورتر حرف بزنی تا خلیفه از بوی زننده سیر

 متأذی نشود و احیانا بر توخشم نگیرد .» چون از یکدیگر جدا شدند ندیم بی درنگ به حضور خلیفه

 شتافت و گفت :« این بدوی علیه ما که خود را در لباس دوستی جلوه می دهد و از خوان بی دریغ

 حضرت خلیفه همواره منتفع و برخوردار است هم اکنون اظهارداشت که از بوی دهان خلیفه رنج

 می برد و به هنگام مصاحبت گاهگاهی مجبور می شود جلوی دهانش را بگیرد تا متأذی و ناراحت

 نگردد . براستی دریغ است از حضرت امیرالمومنین به این گونه افراد جسور و بی ادب افتخار

 مصاحبت و مجالست بخشند!»

خلیفه چون این سخن بشنید بدوی را به حضور طلبید واز باب امتحان با او به گفتگو پرداخت . آن

 بیچاره پاکدل و از همه جا بی خبر که نصیحت ندیم را به حسن نیت و کمال خیرخواهی تلقی کرده

 است دست بر دهان گرفت تا مانع از سرایت بوی دهانش شود و خلیفه را متأذی نکند ولی خلیفه

 معتصم با سابقه ذهنی قبلی این عمل و رفتار بدوی را حمل برانزجار و اشمئزازش از بوی دهان

 خویش کرد و صدق قول و ادعای ندیم را مسلم دانسته بدون آنکه حرفی بزند و در پیرامون قضیه

 توضیح بخواهد رقعه ای برداشت و بر روی آن نوشت :« به محض رویت این نامه گردن آورنده کاغذ

 را بزن والسلام .»


آن گاه رقعه را مهر کرده سرش را بست و با قیافه متبسم به دست بدوی داد و گفت :« فورا

 حرکت کن و این نامه را به فلان حاکم برسان .» عرب بدوی زمین ادب را بوسیده به جانب مقصد

 روان گردید .
ندیم موصوف که در بیرون دارالخلافه منتظر بود تااز نتیجه تفتین و سعایت خودآگاهی حاصل کند

 بدوی را دید که به سرعت از دارالخلافه خارج شده به جانبی روان است . پرسید :« به کجا می

 روی ؟» جواب داد :« خلیفه را از طرزعمل و ادب من خوش آمد و این نامه را که نمی دانم در آن

 چه نوشته به من داده است تا به فلان حاکم برسانم .»


ندیم طماع که غالبا شاهد و ناظر صله و انعام گرفتن عرب بدوی از خلیفه بود با خود اندیشید که

 حتما تیر سعایتش به سنگ خورده نه تنها خلیفه خشمگین نگردیده بلکه وی را با این نامه به نزد

 حاکم موصوف فرستاده تا صله و انعام شایسته دریافت کند ! پس به بدوی گفت :« نامه خلیفه را

 به من بده تامن به حاکم برسانم زیرا وسیله و مرکوب من برای رساندن نامه مجهزتر و

 سریعتراست .» بدوی پاک سرشت بدون آنکه توهم و تردیدی به خود راه دهد نامه را به او داد

 وخود در شهر بغداد می گشت تا ندیم بازگردد وامتثال امررا به سمع خلیفه برساند . ندیم بدجنس

 به طمع جیفه دنیا به جانب حاکم و به کام مرگ شتافت و به سزای عمل خویش رسید اما خلیفه

 معتصم که چندروزی از ندیمش بی خبر بود و از عاقبت کار عرب بدوی هم اطلاعی نداشت جریان

 را جویا شد به عرض رسانیدند که از ندیم خبری ندارند ولی اعرابی بدوی همه روزه در خیابانهای

 بغداد قدم می زند . خلیفه در شگفت شد و بدوی را خواست و ماجرای نامه و انجام ماموریت را

 استفسار کرد . بدوی جریان قضیه را کماهوحقه معروض داشت و خلیفه ازاو پرسید :« بگو ببینم

 کجا دهانم بوی بد می دهد که تو از آن متأذی هستی ؟» بدوی جواب داد :« مگر کسی چنین

 مطلبی گفته است ؟» خلیفه گفت :« غیر از توکسی نگفته و ندیم هم شهادت داده است » به

 علاوه چه دلیلی بالاتر از این که در مکالمه با من دست را جلوی دهان و بینی گرفتی وازنزدیک

 شدن به من احتراز می جستی ؟ عرب بدوی چون این سخن بشنید به قصد و نیت سوء ندیم در

 مورد مهمانی وخورانیدن غذای سیردار واقف شد و آنچه را که در منزل ندیم گذشت به سمع

 خلیفه رسانید و خلیفه چون به خبث طینت ندیم پی برد که چه دام مهیبی در پیش پای بدوی بی

 گناه نهاد و بالمال خود در دام خدعه افتاد پس ازقدری تامل گفت: من حفربثراً لاخیه، وقع فیه

. یعنی هر کس برای برادرش چاه بکند مالا خود در آن چاه می افتد . پس عرب بدوی را بیشتراز

 پیش مورد تفقد و نوازش قرارداد وعبارت بالا بر اثر این واقعه درمیان اعراب و ترجمه فارسی آن

 درمیان ایرانیان به صورت ضرب المثل درآمد.

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 15:30 توسط محمد اميرزاده | |

به اطلاع همكاران، صاحب نظران و معلمان گرامي درس زبان و ادبیات فارسي مي رساند نگاشت اوليه (غیر قابل استناد) كتاب آموزش مهارت های نوشتاری (نگارش و انشا) هشتم جهت آشنايي بيشتر همكاران با ساختار كتاب ، در دسترس عموم قرار مي گيرد. لازم به ذكر است اين کتاب نسخه نهايي نمي باشد و به دليل احتمال تغييرات، به هيچ وجه قابل استناد نيست. 

شما مي توانيد نظرات و پیشنهادات خود را جهت بهبود روند تالیف کتاب از طریق پست الکترونیکی زیر برای گروه درسی زبان و ادبيات فارسي ارسال نمایید.

talif@talif.sch.ir 

براي مشاهده متن کتاب آموزش مهارت های نوشتاری (نگارش و انشا) هشتم  کلیک نماييد.

 

مهارت های نوشتاری کلاس هشتم

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم خرداد 1393ساعت 7:9 توسط محمد اميرزاده | |

 

آمدنت  چون سپیده صبح

نوید آغازی دوباره برای همه خوبی هاست .

 

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم خرداد 1393ساعت 6:52 توسط محمد اميرزاده | |

 

 

دانش آموزان عزیز پایه ی ششم       و       سوم    ( دوره ی اول متوسطه )  !

 

آزمون ورودی جهت سال اول  دبیرستان های نمونه  دوره ی اول و دوم

 

متوسطه  به تاریخ جمعه ۳۰/۳/۹۳  تغییر پیدا کرد.

 

امید است ، در فرصتی  که بعد از امتحانات نوبت دوم  دارید. نهایت تلاش خود را برای این

 

آزمون به کار ببرید. تا آزمونی زیبا با نتیجه ای زیباتر  داشته باشید.

 

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم خرداد 1393ساعت 6:26 توسط محمد اميرزاده | |

 

اعیاد زیبای شعبان  و حلول  ماه

 

رسول مهربانی (ص)

 

مبارک باد.

 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم خرداد 1393ساعت 1:32 توسط محمد اميرزاده | |

 

نوبت صبح 

 

اینجا

****************************************************

 

نوبت بعد از ظهر 

 

 اینجا

 

نوشته شده در شنبه دهم خرداد 1393ساعت 10:29 توسط محمد اميرزاده | |

 

دانش آموزان عزیزم !

 

املای فارسی - نوبت دوم - خرداد ۹۳ -  استان زیبای فارس را

 

اینجا

 

مشاهده بفرمایید.

نوشته شده در سه شنبه ششم خرداد 1393ساعت 16:1 توسط محمد اميرزاده | |

آشنایی دانش آموزان عزیز با فارسی دری ،  زبان مادری فارسی معیار امروزی

جهت استفاده در هر کلاس به تشخیص دبیران  یا آموزگاران ارجمند

البته این ترانه به زبان فارسی دری شاخه ی تاجیکی می باشد.

 

اینجا

 

 

شاه پناهم بده

نوشته شده در سه شنبه ششم خرداد 1393ساعت 10:58 توسط محمد اميرزاده | |

 

کوه حرا

منبر نبی مهربانی  ص

 

نوشته شده در سه شنبه ششم خرداد 1393ساعت 9:44 توسط محمد اميرزاده | |

 

 

 برای مشاهده سوالات  انشای خرداد ۹۳  و پاسخ نامه 

 

 اینجا  

 

 را کلیک بفرمایید.

نوشته شده در شنبه سوم خرداد 1393ساعت 11:47 توسط محمد اميرزاده | |

 

تاریخ امتحان :

 

۱۳۹۳/۳/۱

 

بعد از آزمون این گل شکفته خواهد شد و شما

 

شاهد زیبایی آن خواهید بود.

دانش آموزان عزیزم اینجا را کلیک بفرمایید.

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه یکم خرداد 1393ساعت 12:30 توسط محمد اميرزاده | |

kjl.jpg

دانش آموزان عزیزم !

 فردا ۵ شنبه ۱/۳/۹۳  امتحان نوبت دوم انشا دارید. بعد از خواندن نکات دوم درس ها و نکته ی

 

دوم  انشایی داخل  فعالیت های نوشتاری  این سه  نمونه سوال را بررسی کنید.

 

اینجا

 

اینجا

 

اینجا

 

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 18:32 توسط محمد اميرزاده | |

همکاران ارجمند ادبیات دوره ی اول !

 

 دبیران پویا  و  جویا !

 

خبر آمد ، خبری در راه است...

 

البته اگر... اگر... دوباره تصمیم ها 

 

و برنامه ریزی ها تغییر نکند.

 

۱ - کتاب فارسی هشتم  در دوکتاب مانند فارسی دوره ابتدایی ، کتاب   فارسی ( خوانداری )  و کتاب فارسی( فعالیت 

 

 های  نوشتاری) ، خواهد بود.

۲ - چنددرس از کتاب فارسی هفتم  حذف  خواهد شد. تا حجم کتاب کم تر شود.

۳ - ممکن است دوباره  ساعاتی دوره ی ضمن خدمت برای فارسی هفتم گذاشته شود.

 

۴ - کتاب فارسی هفتم   به صورت دو کتاب جدا مانند فارسی ششم خواهد بود.

۵- فعالیت های نوشتاری از کتاب فارسی خوانداری به فارسی نوشتاری منتقل خواهد شد.

۶ - روی ضرب المثل ها تکیه و تاکید خواهد شد.

۷ -بیشتر برنامه ریزی و تاکید مولفین بر خوانش درست درس هاست. ( توجه به انواع لحن ها ) و

 

کمتر تکیه و تاکید روی نکات اول و دوم درس هاست. ( فقط در حد آشنایی)

البته این مورد چه قدر  خوب  می شد  بین نظر مولفین و آموزش و پرورش و آزمونها  هماهنگی

بود. شما می توانید سوالات استعداد های درخشان ششم و نهم امسال را بررسی کنید. و از کم و

 کیف سوالات آگاهی پیدا کنید.( نظر مولفین کجا و آزمون ها کجا ؟ )

 

۸ -  درس فارسی  ۴ ساعت  خواهد بود که ۲ ساعت آن به انشا و ۱ ساعت به فارسی و ۱ ساعت

 به املا اخصاص خواهد یافت. در ماه یک املا گفته شود کافی است.

۹- در فارسی هفتم و هشتم ،ُ تکیه و تاکید بر ایجاد تفکر و خلاقیت در دانش آموزان است.

و ...

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 13:7 توسط محمد اميرزاده | |

 

به اطلاع همكاران، صاحبنظران ، معلمان و دبیران گرامي ميرساند نگاشت اوليه (غیر قابل استناد) كتاب های پایه چهارم ابتدایی و دوم دوره متوسطه اول (هشتم) جهت آشنايي بيشتر همكاران با ساختار كتاب ، در دسترس عموم قرار ميگيرند. لازم بذكر است اين کتاب ها نسخه نهايي نمي باشند و بدليل احتمال تغييرات، بهيچ وجه قابل استناد نيستند. 

شما مي توانيد نظرات و پیشنهادات خود را جهت بهبود روند تالیف کتاب ها زير  از طریق پست هاي الکترونیکی زیر  ارسال نمایید.

talif@talif.sch.ir و admin@talif.sch.ir 



سال چهارم ابتدایی

سال هشتم متوسطه

کتاب ریاضی کتاب ریاضی
کتاب علوم کتاب علوم
کتاب مطالعات اجتماعی کتاب زبان انگلیسی
کتاب تربیت بدنی کتاب تفکر و پژوهش
کتاب ضمیمه هنر کتاب عربی
کتاب فارسی خوانداری
کتاب فارسی نوشتاری
 
نوشته شده در سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 0:4 توسط محمد اميرزاده | |

سوال های ادبیات فارسی از ردیف ۱۱ تا ۲۵ :

 

۱ ) در کدام گزینه ، همه واژه ها درست معنا شده است ؟

۱) تهذیب : ( خالص گردانیدن ) - تمیز ( قوه ی شناخت )           ۲ ) اوان ( آغاز ) - الوان ( رنگ ها )

۳ ) همگن ( همگی )   - نحیف ( رنجور                         ۴  ) نژند ( بی روح )  -  فرط ( حد و اندازه )

پاسخ درست گزینه ۱ واژه های فارسی سوم در واژه نامه 

 تهذیب : پاکیزه گردانیدن - خالص گرداندن     -

تمیز : قوه ی شناخت - هوش و فراست - فرق گذاشتن

گزینه ۲ : واژه های فارسی سوم

اوان (  هنگام - زمان )  آغاز درست نیست.  - الوان ( رنگ ها ) جمع لون.

گزینه ۳ : واژه های فارسی سوم:

 همگن (  همانند - هم گون - از یک نوع - از یک جنس  ) ،  معنای همگی درست نیست   -  نحیف ( رنجور )

گزینه ۴ : واژه نامه فارسی دوم :

نژند ( بی روح )  - فرط (  در گذشتن از حد - افراط - بسیاری - فراوانی)  - معنای حد و اندازه نادرست است.

 

دو واژه ی همگن و تمیز در داخل متن دروس فارسی نیستش ولی در واژه نامه آمده است. و جزو

واژه های درس هایی بوده که حذف شده است. ودر پیش نویس اولیه کتاب قرار داشته است.

*************************************************************

۲ )  نسبت معنایی دو واژه ی ( تعب )  و ( محنت ) در کدام گزینه رعایت شده است ؟

۱ ) خوف و خطر                ۲) آیات و احادیث            ۳ ) غدر و وفا                 ۴ ) ملک و دیار

 

دو واژه صورت سوال با هم مترادف اند. (هم معنایند ) تعب یعنی رنجور شدن  و سختی    و محنت نیز یعنی رنج و آزمایش

 گزینه  ۱)  خوف و خطر با هم مراعات نظیرند. به نوعی نسبت دارند ولی هم معنا نیستند.

گزینه ۲ ) آیات و احادیث نیز مراعات اندو با هم نسبت دارند ولی مترادف نیستند.

گزینه ۳ ) غدر و وفا : متضادند. غدر یعنی بی وفایی - نیرنگ   که متضاد آن  وفا  و وفاداری می

 باشد.

 گزینه ۴ ) ملک و دیار با هم مترادف اند  و پاسخ درست همین گزینه می باشد.

ملک با ضم میم   به معنای سرزمین - پادشاهی و فرمانروایی  و دیار جمع دار - به معنای سرزمین-

 شهر ها - خانه ها.

*********************************************************************

۳ )  با توجه به عبارت ، معنای کدام گزینه درست است؟

۱ ) هنر بی گهر زار و خوار است و سست : ( اصل)

۲ ) توانگر شود هر که خرسند گشت :( قانع )

۳ ) یکی بی برگ و بی بر خار خشکم :( خشکی ) 

۴) شکوه ها گویم و بنالم زار: ( گله )

گزینه ۱  گهر به معنای اصل  و مروارید است. فارسی دوم

گزینه ۲ ) خرسند  به معنای قانع و خشنود  است. فارسی دوم

گزینه ۳ :  در اینجا ( بر) به معنای میوه ، ثمره  نه خشکی. پس جواب سوال همین گزینه می باشد.

گزینه ۴ : شکوه  به معنای گله و شکایت است.

********************************************************************

۴ ) با توجه به متن زیر ، کدام گزینه درست نیست ؟

( ثواب آن است که هر که خواهد از معارج ترقی فراز رود ، باید از تجارب برای رفع حوادث سلاح

 

سازد.زیرا بلا و مصائب  از قضای آسمانی ، قریب است و ناگه از کمینگاه برون آید.)

 

۱) در این عبارت چهار  جمع مکسر آمده است. 

    

 ۲ ) برای دو واژه ی مشخص شده ، در زبان فارسی واژه هایی هم آوا وجود دارد.

 

۳ ) با توجه به معنی ، املای یک واژه نادرست است.

 

۴ ) در این عبارت دو واژه ی مخفف آمده است.

پاسخ  گزینه ۲

 

گزینه ۱ درست است چراکه چهار جمع مکسر داریم . کلمات : معارج - تجارب - حوادث - مصائب

گزینه ۲ نادرست است . زیرا  واژه قریب هم آوا می باشد. ولی واژه سلاح ( با کسره سین  ) با

صلاح با فتح ص هم آوا نیستند.

 گزینه ۳ درست است. زیرا املای واژه ثواب نادرست است و باید به شکل صواب نوشته شود.

 تشدید ها نیز در سوالات قرار دارد .من وارد نبودم  نتونستم بذارم .من را ببخشید.

گزینه ۴ نیز درست است. زیرا دو واژه مخفف داریم. ( ناگه و برون )

***********************************************************************

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393ساعت 8:59 توسط محمد اميرزاده | |