رویش باران - ادبیات فارسی متوسطه ی اول

   

 

هــــمه در بعــــثت ذرات هســــتيم                 هـــــمه پيــغمبر بــــالذات هســـتيم

 

           به نام خدایی که نامش نکوست                    و آرام دل در جهان نام اوست 

نام تـو دعـای مـستـجـاب باران

هر بار که خوانده ام تو را باریدم


 همکاران گرانمایه و فرهیخته! پرچم داران عرصه ی علم  وادب پارسی!


ادب دوستان والامقام! صدای پای بهار می آید.خوش حالم و خدا را سپاسگزار.

که در آستانه ی  سال ۱۳۹۰ تصمیم گرفتم رویش باران را به نظاره نشسته


و همراهی کنم. رویش باران  تصمیم دارد در کوچه باغ های کتب  فارسی دوره ی متوسطه ی اول


ببارد.گل ها و گیاهان را سیراب کندو دنیایی بسازد زیبا وسبز،سبز از وجود نوجوانان.


نوجوانانی خلاق،بانشاط همچون باد و آب وبهاروگل و دریا و آسمان.

 

اینجانب محمد امیرزاده دبیر ادبیات فارسی

 

 دوره ی متوسطه ی اول

 

دبیرستان استعداد های درخشان شهید بهشتی ( سمپاد ) و شاهد امام صادق ( ع )


 و غیر دولتی  امام حسین ( ع )  شهرستان  کاشمر( خراسان رضوي ) ،نیازمند ابرهای پر از

 

 مهر و محبت شما هستم.قطره قطره به آسمان


 پرمی گشاییم و دوباره می باریم .رویش باران تصمیم دارد با همکاری و تبادل تجربیات و


نظرات ارزنده ی  شما همکار گرامی و سایر ادب دوستان و دانش آموزان عزیز،به بیان نکات


جالب آموزشی وادبی ، پرورشی ،اخلاقی،علمی،هنری و مفاهیم کاربردی درس فارسی


دوره ی  متوسطه ی اول بپردازد.


در این جاده پر پیچ و خم ،همراه و همگام شما عزیزان خواهم بود .سالم و سربلند و مانا باشید .
 


SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون
 


 *************************************************************

 


**********************************************************

در اين شب هاي بي پايان

 

چه مي خواهم به جز باران

 

عزیزان من !

سلام و عرض ادب

 

تمام نظرات و پيام هاي  ارزشمند دوستان با احترام خاص

مورد  مطالعه و بررسي قرار گرفته و سپس حذف مي

شود.

با عرض پوزش  ، به نظرات عزيزان پاسخ داده نمي شود.

 سوالات دانش آموزان عزيز نكته برداري شده و در مدرسه

 گلستان علم و دانش پاسخ داده خواهد شد.

در استفاده از مطالب  هيچ گونه ممانعتي وجود نداشته و

 ندارد و ذكر منبع  نيازي نيست.چرا كه

 

آسمان فرصت پرواز بلند است

 

قصه اين است چه اندازه كبوتر باشي

 

لذا

 

بدون واهمه يك شب بيا به خانه ي من

 

تمام راه پر است از چراغ چشمانم 

 

دوستان عزيز با ذكر يك صلوات بر نبي

مهرباني ،گل سرسبد آفرينش  حضرت محمد( ص ) دهان

 خويش رو خوش بو خواهند فرمود.

 

با شما خواهم رفت تا طلوع هر چه خورشيد است.

 

 

    این الملوک و ابناءالملوک من هذه اللذه کجایند پادشاهان و شاهزادگان که ببیند لذتی که من الان

 احساس می کنم بیشتر است ،یا لذتی هایی که آن ها می برند.

ای ابتدای رویش باران خوش آمدی                           ای صبح بی قرار بهاران خوش آمدی

 

چشمت هزار مرتبه تکرار روشنی است                    با لحظه های نور فراوان خوش آمدی

 

 
 

 سال ۱۳۹۳

 

 سال اقتصاد و فرهنگ

 

با عزم ملی

 

و مدیریت جهادی

 

  مبارک باد !

 

 
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 9:39 توسط محمد اميرزاده | |

 

عکس های حرم امام رضا علیه السلام

 

دهه ی کرامت بر شما  خوبان مبارک باد !

 

Mp3 – ۱۲۸

Erfan Shargh

3088892129487923064

 

نوشته شده در سه شنبه یازدهم شهریور 1393ساعت 7:8 توسط محمد اميرزاده | |

طبیعت زیبای گل و گیاهان

زبان رسمی  مردم ایران را فارسی می گویند.اصل و منشا این زبان ، که اکنون به فارسی دری

 شهرت دارد ، از دربار پادشاهان سامانی و منطقه ی تحت نفوذ ایشان ،یعنی بلخ و بخارا و سمرقند

 ودیگر شهرهای ماوراءالنهر وخراسان قدیم شروع شده ودر اثر تشویق آنان به ترویج این زبان

،نویسندگان و مترجمانی زبردست و سخن سرایان و شاعرانی بزرگ پرورش یافتند و زبانشان زبان

رسمی و همگانی شد و در فاصله ای کمتر از یک قرن رواج کامل یافت . لذا نزدیک به هزارو

دویست سال است ، زبان رسمی و رایج مردم سراسر این سرزمین پهناور و دیگر جاهای دور و

نزدیک می باشد که ارتباطی به ناحیه ی فارس ندارد.و اما دلیل بر این که نام آن را فارس نهاده اند

 ، این که چون عرب ها تمام ایران را سرزمین فارس می گفتند و تصور می کردند فارس، یعنی تمام

 سرزمین ایران ، از این لحاظ  زبان این قوم را زبان فارسی می گفتند.واین ، از خلفا و امرا و حکام

ایشان به دیگر اعراب و کم کم به خود ما سرایت کرد و خودمان نیز زبان ایرانی را زبان فارسی

گفتیم.

نوشته شده در سه شنبه یازدهم شهریور 1393ساعت 6:27 توسط محمد اميرزاده | |

 

تصاویر آرامبخش از گلهای زیبا ... 1

فارس ، قسمتی از ایران است ( استان فارس ) ولی زبان رسمی همه مملکت را زبان فارسی می

 

 گویند. چرا؟

 

این بدان جهت است که زبان رسمی دوره ی ساسانی ، به زبان دری یعنی درباری معروف بوده

 

است.و دستگاه حکومتی و مردم شهر مداین و پیرامون آن خصوصا اهل فضل ، به این زبان سخن

 

می گفتندو چیزی می نوشتند.وچون دولت ساسانی ، از خطه ی فارس برخاسته  بود لذا

 

همسایگان ایران ، خصوصا عرب ها ، آن ها را دولت پارس یا فارس که عربی شده ی پارس است ،

 

می گفتند.ضمن این که آن هایی هم که با دربار و اصولا ایرانیان ، روابط تجاری و سیاسی و

 

اقتصادی داشتند ، به تصور این که سرزمین ایران یعنی پارس ،   لذا همه ی مردم ما را فار

 

س و زبانشان را زبان فارسی می شناختند.

 

 این اصطلاح ، از همان آغاز به خود ایرانیان نیز سرایت کرد و کم کم همگان ، تا به امروز ، زبان ادبی

 ایران را زبان فارسی خوانده اند.

نوشته شده در یکشنبه نهم شهریور 1393ساعت 8:27 توسط محمد اميرزاده | |

تصاویر آرامبخش از گلهای زیبا ... 1


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 16:11 توسط محمد اميرزاده | |

پس زمینه بسیار زیبای قو best swan wallpaper


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 15:40 توسط محمد اميرزاده | |

 

ra

را انواعی دارد:

1. نشانه مفعول: این را پس از مفعول می آید: کودک اسباب بازی را گم کرد.

2.بدل از حرف اضافه: این را پس از متمم می آید: شیخ ما را پرسیدند.

 «را» حرف اضافه  وآن را چند معنی است .(برای ، به ، از، در، بر،...)

الف: «را» درمعنی «برای»:

حکمت محض است اگر لطف جهان آفرین        خاص کند بنده ای مصلحت عام را        سعدی    یعنی :برای بنده ای

دل می رود زدستم صاحب دلان خدا را      دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا        حافظ         یعنی: برای خدا

مصلحت را سخنی چند بگفتم.    سعدی         یعنی : برای مصلحت

زنیرو بود مرد را راستی    زسستی کژی زاید و کاستی      فردوسی       یعنی:  برای مرد 

ب: « را» در معنی «به »:

مسعود سعد، دشمن فضل است روزگار      این روزگار شیفته را فضل کم نمای        مسعود سعد   یعنی: به این روزگار

حاتم طایی را گفتند ازخود بزرگ همت تر درجهان دیده ای یا شنیده ای؟ سعدی        یعنی: به حاتم طایی گفتند.

وزیری را گفتند...       یعنی: به وزیری گفتند

«به » مقابله «ازمعانی به »

جفاکردی جفادیدی جفارا        وفاکن تا وفا بینی وفارا        فخر گرگانی    یعنی : به جفا جفا دیدی

بدی را بدی سهل باشد جزا      اگر مردی أحسِن الی مَن أسا       سعدی        یعنی: به بدی

ج:«را» درمعنی «در»:

فردارا خدمت می رسیم.     یعنی : درفردا

امروز را کار زیاد دارم

شب را دربوستان با یکی از دوستان اتفاق مبیت افتاد.      سعدی     یعنی : در شب

ششم ماه را روی برتافتند      سوی باده و بزم بشتافتند    فردوسی       یعنی :درماه ششم

د:«را» درمعنی «بر»:

آب بریز آتش بیداد را           زیر تر ازخاک نشان باد را      یعنی: برآتش بیداد آب بریز

 

ذ:« را» درمعنی« حرف تاکید» :

من نیز اگرچه ناشکیبم       روزی دوبرای مصلحت را

بنشینم و صبر پیش گیرم     دنباله ی کارخویش گیرم     سعدی

ر:« را » درمقام « قسم و استرحام» دراین صورت کلمه ی همراه آن متمم است نه مفعول

سخن درپرده گفتی با حریفان        خدا را زین معما پرده بردار       حافظ       یعنی: به خاطرخدا

ز: «را» در مفهوم ضمیر ملکی « آنِ»:

گرمخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی؟        دوست ما را وهمه نعمت فردوس شمارا

ه: «را» درمفهوم «تخصیص و انحصار»:

منت خدای را عزّوجلّ که طاعتش موجب قربت است.    سعدی:   یعنی: منت فقط برای خداست.

      

3. فک اضافه: این را بین مضاف و مضاف الیه آمده و ساختار ترکیب اضافی را جا به جا می کند: او را نام علی است.

در دستور زبان امروزی را فقط و فقط نشانه مفعول است و دو نوع دیگر در کتاب های کهن فارسی وجود دارند و در دستور تاریخی زبان فارسی بررسی می شوند.

برای درک دو نوع دوم باید جمله را به زبان معیار و امروزی برگردانیم و به قول معروف برای خود معنی کنیم: شیخ ما را پرسیدند= از شیخ ما پرسیدند/ او را نام علی است= نام او علی است.

رای بدل از حرف اضافه در حقیقت به جای یکی از حروف اضافه به کار می رود. هنگامی که را بدل از حرف اضافهء  "برای" باشد, می توان آن را به صورت فک اضافه هم در نظر گرفت.

او ما را معلم بود:

1. او معلم ما بود - فک اضافه.

2. او برای ما معلم بود- بدل از حرف اضافه

 

نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 15:33 توسط محمد اميرزاده | |

 

دانلود کتاب راهنمای  فارسی هشتم

 

برگرفته از : دبیرخانه ی کیفیت بخشی درس ادبیات فارسی

نوشته شده در جمعه هفتم شهریور 1393ساعت 23:52 توسط محمد اميرزاده | |

ارزشیابی درس املای فارسی پایه ی هفتم و هشتم :

ارزشابی تکوینی ( مستمر) : ۲۰ نمره متن املا تقسیم بر ۲ +  ۱۰ نمره سوالات و فعالیت های

 املایی

 

ارزشیابی پایانی ۲۰ نمره فقط  متن املایی

 

نمره نهایی: میانگین ارزشیابی تکوینی و پایانی

 

نوشته شده در جمعه هفتم شهریور 1393ساعت 23:45 توسط محمد اميرزاده | |

 

*  توانایی تولید بیش از پنجاه درصد علم جهان نتیجه چگونگی آموزش انشا.

 

*  از مراکز اصلی تولید و ترویج اندیشه.نتیجه چگونگی آموزش انشا.

 

*  شرط ورود به دوره  متوسطه ی اول »  موفقیت در درس انشا است


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه دوم شهریور 1393ساعت 23:59 توسط محمد اميرزاده | |

حضرت یوسف (ع) در زمان سلطنش در قصر خودنشسته بود که دید جوانی

 با لباسهای کهنه و چرک آلود از پای قصر عبور می کند. جبرئیل امین

شرفیاب خدمتش بود. عرض کرد ای یوسف این جوان را می شناسی ؟

فرمود: نه. عرض کرد این همان طفلی است که در گهواره به سخن در آمد و

 در نزد عزیز مصر به پاکدامنی تو شهادت داد. حضرت فرمود: اگر چنین است

 پس آن جوان را بر من حق فراوانی است. پس دستور داد آن جوان را احضار

کنند. چون آن جوان آمد امر نمود لباس تمیز و زیبایی بر او بپوشانند. و اکرام

 فراوانی نسبت به آن جوان مبذول داشتند. جبرئیل که شاهد این وضع بود از

نوع برخورد حضرت یوسف با آن جوان تبسم نمود. یوسف (ع) فرمود : ای

 برادرم جبرئیل ! آیا در حق او کم احسان کرده ام که این چنین متبسم

هستی؟ عرض کرد نه ولیکن تبسم من از آن جهت بود وقتی توکه مخلوق

 خدا هستی درحق این جوان بواسطه شهادت حقی که آنهم درکودکی

نسبت به تو داده این همه احسان می کنی پس خداوند بخشنده مهربان در

حق بنده مؤمن خودکه همواره او را عبادت کرده وتمام عمر شهادت حق بر

 توحید ویکتایی او داده چقدر احسان خواهد کرد؟

نوشته شده در شنبه یکم شهریور 1393ساعت 23:59 توسط محمد اميرزاده | |

http://rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1110/DMIDZ193.jpg

♦ قیمت تو به اندازه خواست توست،اگر خدا را بخواهی،قیمت تو بی نهایت

است و اگر دنیا را بخواهی،قیمت تو همان است که خواسته ای.

دین حق همین است که بالای منبرها گفته می شود،ولی دو چیز کم

 دارد:یکی اخلاص و دیگری،دوستی خدای متعال.

هی نگو دلم این طور می خواهد،ببین خدا چه می خواهد.

خدا همه عالم را برای شما و شما را برای خودش آفریده است.ببینید که

 چه مقام و منزلتی برای شما آفریده است.

قاشق برای خوردن غذا خوب است و فنجان برای چای نوشیدن و...انسان

 هم تنها برای آدم شدن خوب است.

مقدسها همه کارشان خوب است فقط باید منیت خود را با خدا عوض کنند.

اغلب مردم اظهار می دارند که ما امام زمان را از خودمان بیشتر دوست

 داریم،حال که این طور نیست زیرا اگر او را بیشتر از خود دوست داشته

 باشیم،باید برای او کار کنیم،نه برای خود .

اگر چشم برای خدا کند می شود(عین اللّه) و اگر گوش برای خدا کار کند

 می شود(اذن اللّه) و اگر دست برای خدا کار کند می شود(ید اللّه) تا

می رسد به قلب انسان که جای خداست.

همه خودهای انسان از خودپرستی است.تا خداپرست نشوی به جایی

 نمی رسی.

فرهاد هر کلنگی که می زد به یاد شیرین و به عشق او بود.هر کاری انجام

 می دهی تا پایان کار،باید همین حال را داشته باشی.همه فکر و ذکرت باید

 خدا باشد،نه خود..

از کلمه (ما) بگذرید،آن جا که در کارها کلمه(من) و (ما) حکومت

 می کند،شرک است.

وقتی خدا را شناختی،هر چه می کنی باید خالصانه و عاشقانه باشد.حتی

 کمال خود را هم در نظر نگیر.نفس بسیار زیرک و پیچیده است و دست بردار

 نیست.به هر نحو شده می خواهد خود را وادار کند.

در هر نفس کشیدن،امتحانی است.ببین با انگیزه رحمانی آغاز می شود یا

 با انگیزه شیطانی آمیخته می گردد.

نوشته شده در شنبه یکم شهریور 1393ساعت 23:42 توسط محمد اميرزاده | |

 عبادت به معنای اظهار ذلّت، عالی‏ترین نوع تذلّل و كرنش در برابر خداوند است. در اهمیّت آن،

همین بس كه آفرینش هستی و بعثت پیامبران (عالم تكوین و تشریح) برای عبادت است. خداوند

می‏فرماید.


و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ لیعبدون.


 هدف آفرینش هستی و جن و انس، عبادت خداوند است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعت 1:7 توسط محمد اميرزاده | |

كتاب روح الارواح في شرح اسما الملك الفتاح (شرح عرفاني بر اسماء الله)

كتاب روح الارواح كه قبل از سال 500 هجري تأليف شده يكي از

شيواترين، گيراترين و خواندني ترين آثار كهن نثر فارسي است. اين

 كتاب كه قديمي ترين اثر مستقل فارسي در شرح اسماء حسني

است

علاوه بر تفسير و تأويل عرفاني آيات قرآني، يكي از منابع موثق در

خصوص احاديث قدسي و نبوي و اقوال مشايخ طريقت است. اشعار

بسياري نيز از شاعران فارسي زبان و از جمله خود مؤلف آمده كه از نظر تتبع در تاريخ ادبيات

فارسي حائز اهميت است.

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 11:40 توسط محمد اميرزاده | |

 
 
برای دریافت فایل بخشی از کتاب، روی موضوع مورد نظر کلیک کنید: 
 
 
 
 
 
 
 
اداره کل نظارت بر نشر و توزیع مواد آموزشی
 
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 11:13 توسط محمد اميرزاده | |


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت 0:53 توسط محمد اميرزاده | |

1-در تدریس درس انشاء روش گل آفتابگردون می تواند بزرگترین و مهمترین کمک رابکند .این روش همان روش جزء به کل است!یعنی ما موضوع را وسط گـل آفتابگردون و موارد مهم و کلیدی مربوط به موضوع را داخل گلبرگ ها می نویسیم و بدین تــــــرتیب به دانش آموز در نوشتن انشاءکمک می کنیم.بــــــه طور مثال موضوع انشاء درباره ایثار...

 

ما کلمه ایثار را وسط گل آفتابگردون و مــــوارد مرتبط به آن مثل معنای لغوی ایثار-انواع مختلف ایثار مثل از خود گذشتگی یک مادر در قبال فرزندش-ایثار یک رزمنده برای وطنش-اجر وپاداش کسی که ایثار می کند(با توجه به روایات و احــادیث متعدد و موجود) رابیان می کنیم.قابل به ذکر است ما فرعیات و جزییات مـــــــوضوع انشاء را که در گلبرگ هابه صورت تیتروارنوشته شده است را می توانیم به شـــــکل کمک و راه اندازی فکر دانش آموز برای نوشتن مابقی انشاء انجام دهیم.شــــــــــک نکنید دیگر دانش آموزبه چند خط انشاء نوشتن اکتفاء نمی کند و قلـــــــــــــــم های بچه ها همچنان بر روی کــــــــــاغذ مشغول نقش آفرینی است!! 

2-موضوع دیگری که می توانیم در روش تدریس درس انشاء از آن نام ببریم روش بدیعه پردازی است.بدیعه پردازی یعنی کار کردن انشاء به صورت پایه!!و این که تفکر خلاق برانگیخته شود.به طــــــــور مثال یک نقاشی روی تــــــخته کشیده شود- سپس توصیف گردد و سرانجام در قـــــــالب یک مــــــوضوع انشاء به دانش آموزان ارایه شود. یا ما داســــــتانی را برای دانش آموز تعریــــــــف می کنیم ودانـــــــــــش آموز برداشت خود را از آن موضوع بـــــــرایمان مــــی نویسد. مثلاً در مورد (بعثت) 15-10 تشبیه نوشته می شود دانش آموز قیاس می کند و ســـــر انجام یک تشبیه را برای انشاء می نویسد!! لازم به ذکر است که بــــــدیعه پردازی بیشتر در پــــایه های چهارم و پنجم اتفاق می افتد.

 

3-مورد دیگری که می تواند منجر به نوشتن انشایی خوب از ســوی دانش آمــوزان شود اینست که ما ابتدا خوراک ذهنی را از طریق ارایه داستان ها- احــادیث و اشعار مرتبط به موضوع در مقدمه کلاس ارایه دهیم.اگرفضای موضوع,زیاد انــتزاعی نبود  دانش آموز رابه شکل حضوری درگیرموضوع کنیم.مثلاُ اگرموضـوع درمورد درخت

بود حیاط مدرسه با درختانی که دارد می تواند سوژه خوبی برای تدریس درس انشاء درخارج از کلاس باشد...هم چنین یک هفته قبل از نوشتن انشاء,موضــــــــــوع را با دانش آموز مطرح کنیم تا بدین شکل دانش آموز در مـواجهه و سوالاتی که از والدین می کند هم چنین با استفاده از کتاب ها و مجلاتی که احیاناً در محیط خانه یا مـــدرسه نسبت به موضوع می یابد ویا از طریق اینترنت...همه و همه را به انــــــــــــباری پر برای نوشتن خود تبدیل کند!!

 

4-چون دانش آموز ابتدایی به محض ورود به کلاس اول به جزییات درس فـــــارسی نزدیک و نزدیک تر می شود پس بهترین فــــــــرصت است تا در سالهای بعد, مبانی و اصول یک نگارش صـــــــحیح همراه با بکاربستن درست فعل-فاعل-مفعول –نقطه و ویرگول و علایم تعجب و پرسش و... را برای او مــــــــــهیا کنیم تا در ســــــالهای بالاتر ( بخصوص برای نوشتن یک انشای ساده) مشـــــــــــــکلی در نگارش نداشته باشد.مشـــــکلی که امروزه در بزرگـــــسالان ما هم دیده می شود که عــــــــــلی رغم داشتن مدارک دانشگاهی,در ارایه حتی یک درخواست ساده اداری  به لــحاظ رعایت فن نگارش و قواعد ادبی ,عاجز و ناتوانند!!!  

5-ما می توانیم خوب صحبت کردن را هم به دانش آموزان از همـــــان ابتدای کار یاد دهیم.  در واقع خوب صحبت کردن تأثیر مستقیمی در خوب نوشتن دارد. زمــــانی که اعتماد به نفس دانش آموز بالا می رود- اســــــــــترس کم می شود-قدرت تکلم و فن بیان(بخصوص فی البداهه سخن گفتن )افزایش پیدا می کند!

 
نوشته شده در جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت 13:45 توسط محمد اميرزاده | |

 

«يكي از هدف هاي آموزش و پرورش، دست يابي به چهار ركن؛ خوب گوش كردن، خوب نگاه كردن، خوب سخـن

 

گفتن و خـوب نوشتن است، كه اين چهار ركن در درس انشا به تمامي به كار گرفته مي شود. لذا نه تنها

 

دريچــه اي است به روي خوب انديشيدن و تحليل كردن، تعمّق و تفكّر داشتن، بلكه اين رفتارها مي تواند تبديل

 

به مهارت هاي خاصّ خود، يعني نوشتن شود.

 

اگر بتوانيم در زنگ انشا، درك عاطـفي، حسّي، تخيّلي، هنري و ... دانش آموزان را تقويت كنيم، راه را جهت گام هاي بعدي هموار كرده ايم. نوشته ي زير، همان درك زيبايي است، همان انتقال حسّ و همان زبان انشاست:

       ‹‹كنار پياده روي، مرد نابيــنايي، گدايي مي كرد. او تابلويي با اين مضمون

به گردن آويخته بود: « به منِ عاجزِ كور كمك كنيد».

        عابري خوش ذوق از پيرمردِ نابينا اجازه مي گيرد تا جمله ي ديگري پشت

اين تابلو بنويسد و از امروز با اين جمله به كارش ادامه دهد.

       عابر جمله اي مي نويسد و مي رود.

يك هفته بعد، وقتي عابر از همان پياده رو مي گذرد، پيرمرد را مي بيــند كه سرِ جايش نشسته است 

    و جمله اي كه او  نوشته، روي سينه اش ديده مي شود. عابر به پيرمرد نزديك شـد و به او گفت: « من، همان كسي هستم كه تابلوي روي سينه ات را برگردانــدم و جمله اي روي آن نوشتم، حالا به من بگو كاسبي ات فرق كرده است يا نه؟»

      پيرمرد پاسخ داد: «خدا پدر و مادرت را بيامرزد. از روزي كـــــه اين جمله ي تازه را نوشته اي، كاسبي ام چند برابر شده است.                

     جمله اي كه عابر نوشته بود اين بود: 

«بهار زيبـــــا آمد،  امّا من نمي توانم ببيـــنم». 

 

نوشته شده در جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت 12:59 توسط محمد اميرزاده | |

خداحافظ سوالات نگارشی !

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 23:51 توسط محمد اميرزاده | |

 

   
کد کتاب
عنوان
پايه

دانلود فايل

 

101.1

آموزش مهارت های نوشتاری (نگارش و انشا)

 اول

فایل 1- فایل2- فایل3فایل 4فایل 5- فایل 6فایل 7-فایل 8- فایل 9  
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 10:52 توسط محمد اميرزاده | |

 

 

 

.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 2:3 توسط محمد اميرزاده | |

این مطلب در باره افرادی گفنه می شود که هر چه بیشتر سرمایه داشته باشند به همان نسبت حرص و طمع وگرفتاری و درد سری بیشتری دارند ولی افراد بی مایه لقمه ای نان می خورند وبیخیال از همه چیزی دنیا ، بدون دغدغه به زندگی راحتی خود ادامه می دهند.

یکی از پادشاهان عمرش به سر آمد و دار فانی را بدرود گفت و به سوی عالم باقی شتافت چون وارث و جانشینی نداشت وصیت کرد.بامداد نخستین روز پس از مرگش اولین کسی که از دروازه ی شهر در آید تاج شاهی را بر سر وی نهند و کلیه ی اختیارات مملکت را به او واگذار کنند.
اتفاقا فردای آن روز؛اولین فردی که وارد شهر شد گدائی بود که در همه ی عمر مقداری پول اندوخته و لباسی کهنه و پاره که وصله بر وصله بود به تن داشت.
ارکان دولت و بزرگان وصیت شاه را به جای آوردند و کلیه خزائن و گنجینه ها به او تقدیم داشتند و او را از خاک مذلت بر داشتند و به تخت عزت و قدرت نشاندند.پس از مدتی که درویش به مملکتداری مشغول بود.به تدریج ...
بعضی از امرای دولت سر از اطاعت و فرمانبرداری وی پیچیدند و پادشاهان ممالک همسایه نیز از هر طرف به کشور او تاختند.درویش به مقاومت برخاست و چون دشمنان تعدادشان زیادتر و قوی تر بود به ناچار شکست خورد و بعضی از نواحی و برخی از شهرها از دست وی بدر رفت. درویش از این جهت خسته خاطر و آرزده دل گشت.

در این هنگام یکی از دوستان سابقش که در حال درویشی رفیق سیر و سفر او بود به آن شهر وارد شد و یار جانی و برادر ایمانی خود را در چنان مقام و مرتبه دید به نزدش شتافت و پس از ادای احترام و تبریک و درود و سلام گفت ای رفیق شفیق شکر خدای را که گلت از خار برآمد و خار از پایت بدر آمد.بخت بلندت یاوری کرد و اقبال و سعادت رهبری؛تا بدین پایه رسیدی!
درویش پادشاه شده گفت:ای یار عزیز در عوض تبریک؛تسلیت گوی آن دم که تو دیدی غم نانی داشتم و امروز تشویش جهانی!
رنج خاطر و غم و غصه ام امروز در این مقام و مرتبه صدها برابر آن زمان و دورانی است که به اتفاق به گدائی مشغول بودیم و روزگار می گذراندیم

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 1:41 توسط محمد اميرزاده | |

 

 

رهبر فرزانه ی انقلاب مد ظله العالی :

«علو درجات و مقامات شهید عزیز آقای حاج حسین بصیر و دیگر شهیدان آن خطه مبارک را از خداوند مسئلت می‌کنم و یاد و نام شکوهمند آنان را گرامی می‌دارم».

 


در شام غریبان عاشورای حسینی سال ۱۳۲۲ در یکی از روستاهای” فریدونکنار “به دنیا آمد. او اولین فرزند زوج “محمد حسن بصیر” و سیده “سکینه طیبی نژاد” بود که در دورة ارباب و رعیتی به عنوان یک رعیت در زمین های ارباب کشاورزی می کردند. مادرش می گوید : «در آن دوره ما رعیت مردم بودیم و گندم و پنبه می کاشتیم. ما کار می کردیم و ارباب می برد. حتی خانه ای که زندگی می کردیم مال ارباب بود.» “حسین” در مهر ماه ۱۳۲۹ در سن ۷ سالگی به مدرسه فرستاده شد و دوره شش ساله ابتدایی نظام قدیم را در مدرسه “سنایی” فریدونکنار گذراند.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 1:28 توسط محمد اميرزاده | |

 

سلام کسی اینجا نیست 

 

یاستین گوردر

مهرداد بازیاری

 

  این کتاب یک کتاب کوچولو همراه با عکس برای نوجوانان است .

کتاب در مورد یک پسر بچه است که منتظر به دنیا اومدن برادر کوچولوش هست و همین موقع یک ادم فضایی می یاد توی خونشون . و اونها بحث و بررسی می کنند که روند شکل گیری انسان چطوری بوده خدا چه نعمت هایی به ما داده لزوم اعطای این نعمت ها چی بوده و ...... پس حتما خدایی هم هست .

 

برای دانلود رایگان کتاب اینجا کلیک کنید Ketabnak.com | کتاب‌های الکترونیکی رایگان

***********************************************

یوستین گردر (به نروژی: Jostein Gaarder) (زاده ۸ اوت ۱۹۵۲) نویسنده نروژی و معلم فلسفه

است. عمده شهرت او به‌خاطر نگارش کتاب آموزش فلسفه در قالب داستان با عنوان دنیای

سوفی است. او رمان‌نویس و خالق داستان‌های کوتاه است که بیش‌تر دارای اطلاعات فلسفی برای مخاطبین جوانش می‌باشد. یوستین گردر در رشته فلسفه، الهیات، و ادبیات از دانشگاه

اسلو فارغ‌التحصیل شد و سپس به‌مدت ده‌سال به‌تدریس «تاریخ عقاید» در دبیرستان‌ها پرداخت.

او در حال‌حاضر به‌عنوان نویسندهٔ آزاد درکنار ِ همسر و دو پسرش در اسلو زندگی می‌کند. رمان

معروفش به‌نام دنیای سوفی که در سال (۱۹۹۱ میلادی) منتشر شد او را به شهرت رساند. این

کتاب تاکنون به‌بیش از ۵۰ زبان مختلف برگردانده شده و میلیون‌ها جلد ِ آن به‌فروش رفته‌است. از

روی کتاب دنیای سوفی فیلمی نیز به‌همین نام ساخته‌اند.

 

 

 
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 1:2 توسط محمد اميرزاده | |

یکی از شاهزادگانی که به سعدی شیرازی ارادت داشت، محرمانه از شاهزاده خانم خویش به

وی شکایت کرد که همه ساله برای من سه قلوی دختر می‌آورد و از او علاج خواست. سعدی

راه‌حلی نشان داد که شاهزاده خانم را سخت برآشفته ساخت و فرمان داد او را از شهر اخراج

کنند. شیخ بار سفر بست و زاد و توشه سفر را در یکتای خورجین و تای دیگر را خالی گذاشت.

آن‌گاه خورجین را روی الاغ انداخت، ولی از هر طرف که خورجین را می‌انداخت، آن طرفی که پر

بود، سنگینی می‌کرد و به زمین می‌افتاد. شاهزاده خانم که از پنجره قصر این ماجرا را می‌نگریست، به سعدی بانگ زد و گفت: بار کج به منزل نمی‌رسد. چرا وسایلت را مساوی در هر دو طرف خورجین نمی‌گذاری تا تعادل برقرار شود و بارت به زمین نیفتد؟ سعدی گفت: از ترس شما؛ زیرا من هم جز آنچه شما گفته‌اید، نگفتم ولی شما امر کردی مرا از شهر بیرون کنند.

پیامها

ناراستی و حقه‌بازی عاقبت خوبی ندارد.


اگر خواهان به سرانجام رسیدن کارها و موفقیت در برنامه‌هایت هستی، راست‌گو و راست‌کردار

باش.

نظام آفرینش براساس عدل و راستی بنا شده است و هرگونه کژی و ناراستی بی‌نتیجه و نابود خواهد بود.


کاربرد: در تشویق به راستی و درست‌کاری و در نکوهش و متوجه کردن افرادی که به بیراهه

می‌روند به کار می‌رود.

ضرب المثل های هم مضمون

از راه برو، بیراه نرو.
هر چند که راهت دورتره.
از کجی و کج‌روی اندیشه کن.
اگر راستی، کارت آراستی.
بِهْ از راستی در جهان کاری نیست.
تا مار راست نشود، به سوراخ نمی‌رود.
جهان از پی راستی شد به پای.
راه راست، گم شدن ندارد.
سر ناراستی‌ها راستی است.
راستی شغل نیک‌بختان است.
کج منه پا وگرنه می‌لغزی.
هیچ تقلبی بهتر از راستی نیست.
به گیتی بِهْ از راستی پیشه نیست.
تیر اگر راست شود، بر هدف است.
خواهی که رستگار شوی، راستکار باش.
راست شو تا به راستان برسی.
راستی را زوال کی باشد؟ راستی موجب رضای خداست.
ز کژی نشد راست کار کسی.
عقل جز راستی نفرموده است

اشعار هم مضمون

از کجی بِهْ که روی برتابید * رستگاری ز راستی یابید از کژی افتی به کم و کاستی * از همه غم رستی اگر راستی (نظامی)
با ما کج و با خود کج و با خلق خدا کج * آخر قدمی راست بنه ای همه جا کج به از راستی کس ندارد درخت * که بارش بهشت است و تاج است و تخت (فردوسی)
نیک رو، بد مرو که نیک و بد است * که ز ما یادگار می‌ماند (مسعود سعد)

ریشه های قرآنی حدیثی

امام علی(علیه السلام): «اَالنَّجاۀُ مَعَ الصِّدقِ؛ رستن، با راستی همراه است».


امام علی(علیه السلام): «وَیلٌ لِمَن تَمادی فی غَیِّهِ وَ لَم یَغِی اِلَی الرُّشدِ؛ وای بر کسی که در

گمراهی خود فرو رود و به راه راست باز نیاید».


امام علی(علیه السلام): «مَن تَعَدّی الحَقَّ ضاقَ مَذهَبُهُ؛ هر که از حق فراتر رود، راهش تنگ

شود».

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 0:50 توسط محمد اميرزاده | |

 

نوشتن زگفتن، مهم تر شناس       به گاهِ نوشتن، به جاي آر هوش

 

مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمه  دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری

 
است .


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 4:41 توسط محمد اميرزاده | |

پرونده:Great Expectations.jpg 

آرزوهای بزرگ

 

به انگلیسی: Great Expectations)، رمانی است از چارلز دیکنز، نویسنده شهیر

انگلیسی، که ابتدا به صورت داستان دنباله‌دار از دسامبر ۱۸۶۰ تا اوت ۱۸۶۱ میلادی در هفته‌نامه

«سراسر سال» به چاپ رسید. وقایع این کتاب که به صورت خودزندگی‌نامه از قول شخصیت

اصلی داستان، کودکی یتیم موسوم به «پیپ» نگاشته شده‌است، از سال ۱۸۱۲، هنگامی که او

 هفت سال دارد، تا زمستان ۱۸۴۰ اتفاق می‌افتد. آرزوهای بزرگ را می‌توان به نوعی زندگی‌نامهٔ

 خودنوشت شخص دیکنز نیز دانست که همچون آثار دیگرش تجربیات تلخ و شیرین او از زندگی و

 مردم را نمایان می‌سازد.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 4:19 توسط محمد اميرزاده | |


mini1 دانلود کتاب صوتی بی بال پریدن   قیصر امین پور

با اجرای بسیار زیبای مریم طالبی

زمان کل: ۵۸ دقیقه

پشت جلد: این کتاب، مجموعه ای است از یازده قطعه نثر ادبی، که با بهره گیری از طنز و نگاهی شاعرانه، به مسایل اجتماعی پرداخته است. کتاب حاضر به لحاظ تلفیق موثر نثر و شعر، اثری متفاوت به شمار می رود. از متن کتاب: بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند و بعضی از آدم ها غلط چاپی دارند. بعضی از آدم ها زیادی غلط دارند و بعضی غلط های زیادی! این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 4:17 توسط محمد اميرزاده | |

 

اگر كوه ها كر نبودند

 اگر آب ها تر نبودند

 اگر باد می ايستاد ...

 تو را می توانستم

 اي دور !

 از دور

 يك بار ديگر ببینم !

گل ها همه آفتاب گردانند

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 4:13 توسط محمد اميرزاده | |

 

ریچارد باخ نویسنده ی کتابی با عنوان جانان مرغ دریایی که اولین ترجمه آن در ایران با نام "پرنده

ای به نام آذرباد" به چاپ رسید. ریچارد باخ که یک خلبان آمریکایی بود همانند نویسنده و خلبان

فرانسوی، آنتوان دو سنت اگزوپری خالق شاهزاده کوچولو، داستانش گل کرد و آوازه ی جهان

شد. نمی دانم این خلبان ها آن بالا  که هستند چه بر سرشان می آید و جرقه ای در ذهنشان می

 زند. هر چه  که هست تمام اینها نتیجه سفر کردن هست.

 

حالا بریم سراغ داستان این کتاب و بعد اینکه چطور می شود تهیه اش کرد:

بیش‌تر مرغ‌های دریایی نمی‌خواستند بیش از آن‌چه راجع‌به پرواز می‌دانستند بیاموزند. برای آن‌ها

فقط پرواز به طرف ساحل برای دست یافتن به غذا مطرح بود، ولی آذرباد بیش از هر چیز در زندگی

 از آموختن پرواز لذت می‌برد. او به زودی دریافت که این طرز فکر سبب می‌شود که او محبوبیت

 خود را میان دیگران از دست بدهد. حتی پدر و مادرش از این‌که او تمام روزها را تنها می‌گذرانید و

پروازهای سختی را انجام می‌داد نگران بودند.

مادرش می‌پرسید: چرا…آذرباد، چرا؟ برایت سخت است مثل دیگران باشی؟ چرا نمی‌پذیری که این

 جور پروازها برای پرندگان دیگر مناسب است، نه برای ما. پسرم چرا غذا نمی‌خوری؟ تو یک پارچه

 پوست و استخوان شده‌ای!

آذرباد می‌گفت: برای من مهم نیست که پوست و استخوان  باشم . من می‌خواهم نهایت توانایی

 خود را در کار پرواز بسنجم.


نویسنده: ريچارد باخ

مترجم: سودابه پرتوي
نوبت چاپ: چاپ هفتم 1382
تعداد صفحات: 88
نام انتشارات: اميركبير
شابک : 3-139-300-964

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 4:3 توسط محمد اميرزاده | |