



همکار عزیزم! تو را به وسعت نامت سپاس!همان نامی که چهار حرف
بیشتر ندارد اما کشیدن هر حرف و صدایش زمانی به وسعت تاریخ نیاز دارد.
باغ کوچکت همیشه بهاری،کلماتی که بر تخته می نویسی ابر های بهاری
اند که باران را به تشنگی گل برگ ها مهمان می کنند.
پنجره ی کلاست را با پروانه ها فرش کرده ای و دیوار های کلاست را با
بوسه ی شاپرک ها ،کاغذ دیواری نموده ای.نیمکت ها در کلاس مثل کلام تو
هیچ گاه بوی کهنگی نمی دهند.کلاست باغچه ای از گل های همیشه
بهاری است که عطر زندگی را از جانت می گیرند.نفست رسول روشنی
است و کلمات تو ساده ترین شکل ترجمه ی خورشید است.وقتی گچ های
سفید بر شانه ات می نشیند،انگار با لبخندی مهربان ،دماوند در مقابل دانش آموزان ایستاده است.با همان سربلندی همیشگی.
همه جاده هایی که تو نشان می دهی به خرد و روشنی می رسند. صدای
گام هایت زمزمه محبتی است که پیام آور دنیایی از مهربانی است. صدایت
قاصدک هایی است که خبر از آینده ای روشن ،از روز های نیامده ،برایمان
می آورند.همیشه خستگی ات را پشت لبخند های دانش آموزان گم می
کنی لبخند هایی که بوی افتخار ،امید و بالندگی می دهند.دانش آموزان
ماهیانی قرمز کوچک هستند که غیر از آب ندیدند و از همه می پرسند آب را
،و تو رودی هستی که به اقیانوس های دور پیوند می دهی . و آب را برای
دانش آموزان بخش می کنی ،تو یاد می دهی که مثل پرنده ها پرواز کنند و
خویش را به خدا برسانند. تو درس چگونگی زندگی کردن را می اموزی و آن
چه داری کوله باری است از آموخته های تو که سال ها پیش از این در راه
رسیدن به آن زحمت ها کشیده ای . تو اموخته هایت را به عزیزانی می
دهی و در دست هایی می گذاری تا سربلند به مقصد نهایی برسند.
ای باغبان لاله ها! دل ها را به تو سپردند. پس سیراب کن از علمت کویر
تشنه ی قلب ها را ، درخت مهربانی را بکار تا نم نم باران بر دل ها ببارد و
بوستانی زیبا بسازد.
تقدیم به همسر مهربانم نمونه معلم اخلاق و زندگی و همکارم
و تقدیم به یکایک همکاران عزیز در سراسر ایران اسلامی
همکاران آموزش و پرورش کاشمر
همکاران مدرسه راهنمایی شاهد که یک دهه در خدمتشان بودم و سال آینده دهه
سوم خدمت رو در محضر عزیزشون نخو اهم بودو دبستان دخترانه فرهنگ و
همه همکاران فرهیخته و پر تلاش مدرسه راهنمایی دخترانه نمونه ی اندیشه





نویسنده :محمد امیرزاده


