همچو سرو آزاد باش
هر روز، زین خرابِ غم آباد می روند
جمعی که هفتۀ دگر از یاد می روند
این زندگی حلالِ کسانی که همچو سرو
آزاد زیست کرده و آزاد می روند
چون غنچه چند تنگدل از غم نشسته اند
آنان که همچو گُل همه برباد می روند
با غم ندارد ارزشی این عمر و ای خوشا
آنانکه شاد زیسته اند و شاد میروند
از فَرِ عشق باد صبا و نسیم صبح
با دستۀ گل ، به تربتِ فرهاد می روند
بیدادگر مباش به یاران ، که بندگان
چون گلشن از دَر تو ز بیداد می روند
علی اکبر گلشن آزادی
علی اکبر فرزند حاج محمد در سال 1280 - 1319 هجری - در تربت حیدریه دیده به جهان گشود. پدرش بازرگان معتبر خراسان و یزدی الاصل بود که در هفت سالگی شاعر در گذشت
گلشن تحصیلات ابتدائی و قسمتی از فنون شعر ار در زادگاه خود از استادان بزرگی چون میرزا سهیلی و احمد بهمنیار فرا گرفت . هجده ساله بود که به مشهد آمد و به شغل روزنامه نگاری پرداخت
وی از روزنامه نگاران ورزیده خراسان بود که 50 سال روزنامه آزادی رابدون وقفه و تعطیل در آن شهر انتشار داد . گلشن از چهاده سالگی شعر میسرود و در انواع شعر طبع آزمائی میکرد .
آثار :
- دیوان اشعارش - مشتمل بر پنج هزار بیت
- داستانها و دستانها
- شاهان وارون بخت - مثنوی
- گلشن ادب - اولین تذکره شاعران خراسان
گلشن با محمود فرخ دوستی و رابطه نزدیکی داشته و حتی آخرین روز زندگیش نیز در منزل وی بوده است وی در روز شنبه 29 تیر ماه 1353 در مشهد وفات یافت و در باغ خواجه ربیع به خاک سپرده شد.
ن والقلم وما یسطرون